p.374
قوله تعالی : «
بسم الله الرحمن الرحیم
» اسم عزیز لرب عزیز، سماعه یحتاج الی سمع عزیز و ذکره یحتاج الی وقت عزیز، وفهمه یحتاج الی قلب عزیز.
سمع بسماع الاغیار مبتذل و قلب بالاشتغال بالاغیار مستعمل، متی یصلح لسماع هذا الاسم العزیز.
نام خداوندی که قدر او بی منتهی است و صحبت او با دوستان بی بهاست، در قدر نهان و در صنع آشکارا است، از مانندگی دور و از اوهام جداست.
دل را بدوستی و خرد را بهستی پیداست، نه در صفت او چون، نه در حکم او چراست.
در شنوائی و بینائی و دانایی یکتاست.
ای خداوندی که در دل دوستانت نور عنایت پیداست، جانها در آرزوی وصالت حیران و شیداست.
چون تو مولی کراست.
چون تو دوست کجاست.
هرچه دادی نشان است و آئین فرداست.
آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجاست.
نشانت بی قراری دل و غارت جان است، خلعت وصال در مشاهدهٴ جمال چه گویم که چونست.
|
روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
|
|
|
دانم که زمانه را زبون خواهی کرد!
|
|
گر زیب و جمال ازین فزون خواهی کرد
|
|
|
یا رب چه جگرهاست که خون خواهی کرد
|
«
والنازعات غرقا
» «
والناشطات نشطا
» الی آخرها، اشارتست بصنایع