p.408
پذیرندهٴ حقیرهای پرستندگان، بکرم خود سازندهٴ کاربندگان در دو جهان، بمهربانی خود نوازندهٴ ضعیفان و شنوندهٴ دعای عاجزان.
از کمال کرم او نکتهای شنو ؛
هر شب بوقت سحر، آن ساعت که وقت نیاز دوستان بود، هنگام راز و نیاز عاشقان بود، آن ساعت که نسیم صبای مهر بر دل مشتاقان وزد، آن ساعت که رب العزه سوگند بوی یاد میکند که «
والصبح اذا تنفس
» بر بساط «
ونحن اقرب
» در خلوت «
وهو معکم
» سرا بسر شراب « انا جلیس من ذکرنی » بی زحمت اغیار بجان دوستان میرساند و از زناد «
ینزل الله
» آتش «
نار الله الموقدة
» در دل سوختگان می زند و بیماران را تعهد می کند و بکمند لطف رمیدگان را بدرگاه میکشد ؛
که عبادی اگر طاعت آرید، قبول بر من ؛ ور سؤال کنید، عطا بر من ؛ ور گناه کنید، عفو بر من.
آب در جوی من، راحت در کوی من، طرب در طلب من، انس با وصال من، شادی بدیدار من.
امروز در دنیا با بندهٴ عاجز چنین خطاب میکند و فردا در عرصهٴ عظمی و انجمن کبری با بندهٴ عاصی گوید : «
یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم
»؟
این عجب نگر، تهدیدی لطف آمیغ.
خود سؤال میکند و در نفس سؤال بنده را تلقین جواب میکند، بآنچه گفت : «
بربک الکریم
».
نام کریم با یاد بنده میدهد تا بنده گوید : غرنی بک کرمک و لولا کرمک ما فعلت لانک رأیت فسترت و قدرت فا مهلت .
|
یقول مولای : اما تستحی
|
|
مما اری من سوء افعالک؟!
|
|
فقلت : یا مولای رفقا، فقد
|
|
افسدنی کثرة افضالک!
|
یحیی معاذ
گفت : روز رستاخیز چون خلق اولین و آخرین را بر آن مقام سیاست و هیبت بدارند و سؤال کنند، اگر از جناب جبروت و درگاه عزت خطاب آید که : ما غرک بی»؟
من بتوفیق الهی و تأیید ربانی جواب دهم گویم : غرنی برک سالفا و آنفا.
آن نیکوئیهای قدیم و حدیث، نواختهای نهان و آشکارا که از فضل و بر تو یافتهام آنست که دیدهٴ مرا بتو فریفته کرد!
بو بکر وراق
گفت : لوقال لی : «
ما غرک بربک الکریم
» لقلت : غرنی کرم الکریم!
وقیل ل
فضیل
: لواقامک الله