p.433
همان ساعت از هوا فرو افتادو خداوندان دل را وقت بود که خیال حالت ایشان را زحمت آرد، و وقت باشد که اگر همه جهان در هم افتد ایشان را در وقت خویش از آن هیچ هیچ خبر نباشد.
شیخ
بو سعید بو الخیر
قدس روحه در
نشابور
زنجیر درهای خانه را نمد بر دوختی تا در وقت جنبانیدن، وقت ایشان را زحمت نیارد ؛
و فی معناه انشدوا :
|
از باد صبا خسته شود رخسارش
|
|
چون آینه کز نفس رسد ز نگارش
|
|
ز ان ترسم اگر برهنه دارد یارش
|
|
تیزی نظر خلق کند از کارش
|
شیخ الاسلام انصاری
گفت رحمه الله : وقت آنست که جز از حق در آن نگنجد و مردان در آن سه اند : وقت یکی سبک است چون برق، و وقت یکی پاینده، و وقت یکی غالب.
آنچه چون برق است غاسل است شوینده، و آنچه پاینده است شاغل است مشغول دارنده، و آنچه غالب است قاتل است کشنده.
آنچه چون برق است از فکرت زاید، و آنچه پاینده است از لذت ذکر آید و آنچه غالب است از سماع و نظر خیزد، آنچه برق است دنیا فراموش کند تا ذکر آخرت روشن شود، و آنچه پاینده است از آخرت مشغول دارد تا حق معاین گردد، و آنچه غالب است رسوم انسانیت محو کند تا جز از حق نماند.
«
یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه
».
پیر بو علی سیاه
وقتی در بازاaر میرفت، سایلی میگفت : بحق روز بزرگ مرا چیزی دهید.
پیر از هوش برفت.
چون بهوش باز آمد، او را گفتند : ای شیخ ترا این ساعت چه روی نمود؟
ــ گفت هیبت و عظمت آن روز بزرگ.
آنگه گفت : واحزناه علی قلة الحزن، و احسرتاه علی قلة التحسر، وا اندوها از بی اندوهی، واحسرتا از بی حسرتی.
عالمی مشغول باطلال و رسوم، و خالی بگذاشته حضرت آن حی قیوم ؛ خود هیچکس در اندیشهٴ این آیت نیست که : «
انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه
».
یکی عروس طبیعت پیش نشانده و بز و زیور و رنگ و بوی مشغول شده، و آنگه میخواهد که سلاطین