Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة دوم 1

p.580

قوله تع : « یسئلونك ماذا ینفقون » الآیة... ــ مال باختن در راه شریعت نیكوست، لكن نه چون جان باختن در میدان حقیقت، بوقت مشاهدت از غیر جدا شدن، و بشرط وفا بودن نیكوست، لكن نه چنان كه از خویشتن جدا شدن و قدم بر بساط صفا نهادن.

از غیر جدا شدن سر میدانست
كار آن دارد كه در خم چوگانست

یكی میپرسد ــ كه از مال چه دهیم؟ و چون خرج كنیم؟ شریعت او را جواب میدهد ــ از دویست درم پنجدرم و از بیست دینار نیم دینار. دیگری می‌پرسد و حقیقت او را جواب میدهد كه ــ با تو بجان و تن هم قناعت نكنند. آری حدیث مزدوران دیگرست و داستان عارفان دیگر، معرفت مزدور تا جان شناختن است، و معرفت عارف تا جان باختن.

مال و زر و چیز رایگان باید باخت
چون كار بجان رسید جان باید باخت

آن دولتیان صحابه نه بآن می‌پرسیدند از كیفیت انفاق كه راه بدرویشی نمی‌بردند، لكن بامید آنك تا از حضرت عزت این نواخت بایشاان رسد كه : ــ

« وما تفعلوا من خیر فان الله به علیم » ــ هر چه شما دادید و میدهید من كه خداوندم میدانم، و بدان آگاهم. این چنانست كه موسی را آن شب دیجور در بیابان طور برخواندند كه ــ « یا موسی » ! موسی از لذت این خطاب سوخته این ندا شد، از سر سوز و اشتیاق گفت ــ « من الذی یكلمنی؟ » كیست این كه با من سخن می‌گوید؟ میدانست، لكن موسی در بحر اشتیاق دیدار حق غرق شده بود، دستگیری طلب میكرد ــ گفت : ــ درین یك ندا بسوختم باشد كه یكبار دیگرم بر خواند مگر برافروزم، فرمان آمد كه ــ یا موسی ! نمیدانی كه ترا كه میخواند؟ گفت « دانم! لكن منتظر آنم كه خواننده گوید ــ انی انا الله رب‌العالمین.


p.581

لبیك عبدی و انت فی كنفی
فكلما قلت قد علمناه!
سلنی بلا حشمة ولا رهب
ولا تخف، اننی أنا الله!

دو آیت است : ــ یكی در اول ورد اشارتست بانفاق عابدان از مال خویش تا بمعرفت رسند. دیگر آیت بآخر ورد اشارتست. بانفاق عارفان از جان خویش بحكم جهاد تا بمعروف رسند. و ذلك قوله تع : « ان الذین آمنوا والذین هاجروا وجاهدوا فی سبیل الله » بعد از ایمان حدیث هجرت كرد، و هجرت بر دو قسمت است یكی ظاهر، و دیگر باطن. اما هجرت ظاهر دو طرف دارد : یكی آنك ازدیار و اوطان و اسباب خویش هجرت كند، و بطلب علم شود، و طرف دیگر آنست كه بطلب معلوم شود، و هر آن روش كه ازین دو طرف بیرونست آنرا خطری و وزنی نیست. و الیه الاشارة بقوله صلع « الناس عالم او متعلم و سایر الناس همج »

و تا نگوئی كه طالب علم و طالب معلوم هر دو بر یك رتبه‌اند، كه طالب علم در روش خود است، و طالب معلوم در كشش حق. و آنكس كه در روش خود بود در رنج و ماندگی و گرسنگی بماند. چنانك موسی در آن سفر كه طالب علم بود گفت « آتنا غداءنا لقد لقینا من سفرنا هذا نصبا » باز وقتی دیگر كه بطلب معلوم می‌شد، چنان مؤید بود بتأیید عصمت و كشش حق، كه سی روز در انتظار سماع كلام حق بماند، كه نه از ماندگی خبر داشت نه از گرسنگی.

استاد بوعلی دقاق گفت یرحمه الله : ــ نواخت طلبهٴعلم بجائی رسید كه فردا چون از خاك برآیند، مركب ایشان پرهای فرشتگان بود، لقوله صلع « ان الملائكة لتضع اجنحتها لطالب العلم رضا بما یصنع » گفتا : چون مركب طلبه علم پرفرشتگان بود مركب طلبهٴ معلوم خود دروهم چه آید كه چون بود؟

لو علمنا ان الزیارة حق
لفرشنا الخدود ارضا لترضی
رفتار بتان خوب بر خاك حرام
من دیده زمین كنم تو بردیده خرام

این خود بیان هجرت ظاهرست. و هجرت باطن آنست ــ كه از نفس بدل رود و از دل بسر رود، و از سر بجان رود، و از جان بحق رود. نفس منزل اسلام است،


p.582

و دل منزل ایمان، و سر منزل معرفت، و جان منزل توحید. در روش سالكان ــ از اسلام بایمان هجرت باید، و از ایمان بمعرفت، و از معرفت بتوحید، نه آن توحید عام میگویم كه بشواهد درست گردد، و بناء اسلام و ایمان بر آنست، بل كه این توحید از آب و خاك پاكست، و از آدم و حوا صافست، علایق از آن منقطع، و اسباب مضمحل، و رسوم باطل، و حدود متلاشی، و اشارت متناهی، و عبارات منتفی، و تاریخ مستحیل!

استاد امام بوعلی قدس‌الله روحه روزی غریق دریای محبت شده بود و در توحید سخن میگفت كه ــ اگر از جواهر حرمت یكی را بینی كه قدم در كوی دعوی نهد و حدیث توحید كند، نگر تا فریفته نشوی، و از آب و خاك آن معنی پاك دانی، كه آن جمال احدیت بود كه در میدان ازل بنظارهٴ جلال صمدیت شد، و با خود بنعت تعزز رازی گفت آن راز را توحید نام نهادند، كه روستم را هم رخش روستم كشد!

شیخ الاسلام انصاری قدس‌الله روحه باین توحید اشارت كرده و گفته :

ما وحدالواحد من واحد
اذ كل من وحده جاحد
توحید من ینطق عن نعته
عاریة أبطلها الواحد
توحیده ایاه توحیده
و نعت من ینعته لاحد!


p.580
قرآن مجید، بقره ۲۱۵ و ۲۱۹: يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ.