p.518
دل از خواجگی خویش برگرفتند، تا رأیت دولت این نام از غیب ظاهر گشت، از عرش مجید تا بفرش مهید همهٴ موجودات کمر استقبال بر میان بستند تا در
بطحاء مکه
این نواخت بآن
مهتر عالم
رسید. که «
اقرأ باسم ربک
» کس را درین عالم پروای خویش نماند.
آن عزیری
گفته در مناجات : ای پذیرندهٴ عذر هر پشیمانی، ای سازندهٴ کار هر بی درمانی، کدام دلست که در آتش شوق تو نیست؟
کدام دیده است که در انتظار دیدار تو نیست؟
کدام جانست که در مخلب باز عزت تو نیست؟
کدام سر است که سرمست شراب محبت تو نیست؟
در زاویهٴ درویشان همه سوز طلب تو، در کوی خراباتیان همه درد نایافت تو، در کلیسای ترسایان همه نشاط جست و جوی تو، در آتشگاه گبران همه درد و اماندگی از تو .
|
دلداده بسی بینم و دلدار یکی
|
|
جویندهٴ یار بی عدد، یاریکی!
|
«
واللیل اذا یغشی
» الله تعالی شب را شرفی و مرتبتی داد که در
قرآن مجید
آن را محل قسم خود گردانید ؛ گفت : «
واللیل اذا یغشی
» و این شرف از آن یافت که چون شب درآید دوستان خدای و خاصگیان درگاه پادشاه در مناجات شود ؛
تنهاشان در نماز، دلهاشان در نیاز، جانهاشان در راز، همه شب شراب صفا می نوشند و خلعت رضا میپوشند و عتاب محبوب می نوشند.
چون وقت سحر باشد فرمان، رسد، تا این درهای قبهٴ پیروزه باز گشایند و دامنهای سرادقات عرش مجید براندازند و مقربان حضرت بامر حق جل جلاله خاموش شوند.
آنگه جبار کائنات در علو و کبریاء خود خطاب کند : « الاتد خلا کل حبیب بحبیبه فاین احبای »؟
هر دوستی با دوست خود در خلوت و شادی آمدند، دوستان من کجا اند؟
|
«
اللیل
» داج والعصات نیام
|
|
والعا بدون لذی الجلال قیام!
|
«
واللیل اذا یغشی
» یک سر از اسرار این سوره آنست که حق جل جلاله اندرین سورة حالت دو کس بیان کرد و سیرت ایشان بنشان عیان کرد : یکی
ابو بکر صدیق
، او که «
اتقی
» وصف و نعت او ؛ دیگر
بو جهل
پر جهل، او که