p.555
کرد که میگفت : « آن ساعت اندامهای من خواست که از هم جدا گردد و بندهای اعضا از هم گسسته شود، از هیبت و سیاست آن خطاب.
پس چه گویی فردا که بندهٴ عاصی را خطاب آید که : «
اقرأ کتابک
» نامهٴ خود بر خوان، و نامهٴ عاصی همه جرم و جنایت و خطا و زلت بود، و او را بیم عذاب و عقوبت بود، و او را نه عذر و نه حجت بود.
بنگر که حال وی چون بود؟!
مگر که رب العزة، بفضل و کرم خود بروی رحمت کند و بآن سجودها که در همه عمر آورده و بالله تقرب کرده و امید در آن بسته او را نومید نکند، و بکرم خود او را بمحل قبول قرب رساند، چنانکه
قرآن مجید
خبر داده در آخر این سوره که : «
و اسجد و اقترب
».
بنده در هیچ حال بحضرت عزت و بنثار رحمت چنان نزدیک نبود که در حال سجود.
چون بنده سر بر سجده نهد، از آنجا که تارک سروی بود تا آنجا که اقصای نهایت عالم بود، علم نور گردد و خط روشنایی نور از فرق سروی تا بعلی میشود، و رحمت از علی بر سروی میبارد.
مصطفی
(ص)
گفت : « لاکبر مع السجود »
هر که سجده آورد از کبر دور گشت و بر درگاه الله شرف متواضعان یافت.
چون بنده در سجود متواضع شود، پاداش وی آن بود که حق تعالی تخصیص و تقریب وی ارزانی دارد.
اینست که گفت : «
و اسجد و اقترب
».
بنده در حال سجود جمع بود و در همهٴ احوال دیگر متفرق بود.
در حال قیام و رکوع بنظر خلق قریب بود و در حال سجود از نظر خلق دورتر بود و هر که از خلق دورتر بود بحق نزدیکتر بود، و هر که بنزد خلق بی خطرتر بنزد حق با خطرتر.
آوردهاند که : چون رب العالمین فریشتگان را فرمود که :
آدم
را سجده آرید، اول کسیکه سجده آورد،
اسرافیل
بود.
چون سر از سجده برداشت، جبار عالم کتب الهی و وحی آسمانی بر پیشانی او پیدا آورد تا جبین وی لوح کتب خدای گشت.
عجبا کسی که
آدم
را بحکم فرمان سجده کند، صور کتابهای خدای بر پیشانی او پیدا آید ؛
مؤمنی که هفتاد سال خدای را جل جلاله سجده آورد چه عجب اگر او را از