p.564
و محواً لمن سمع بشاهد المعرفة لانّه یتحیّر فی جلال سلطانه.
|
یا جملة الکلّ الّتی کلّها
|
|
ای خداوندی که یاد تو بیان دل و زبانست و مهر تو میان سّر و جان، وصل تو زندگانی جانست و رستخیز نهان، ای خداوندی که بعلم هر جائی و بذات بر آسمان.
قرب تو در دیدن است اشارت در نفس و صحبت در جان. ای خداوندی که در نهانی پیدائی و در پیدائی نهان.
یافت تو روزست که خود برآید ناگاهان.
یاوندهٴ تو نه بشادی پردازد نه باندوهان.
سرگشته در کار تو همچون بی خبران .
|
مشتاق تو در کویت، از شوق تو سرگردان
|
|
|
از خلق جدا گشته، خرسند بخلقانها
|
|
از سوز جگر چشمی، چون حلقهٴ گوهرها
|
|
|
وز آتش دل آهی، چون رشتهٴ مرجانها
|
«
انّا انزلناه فی لیلة القدر
» یک قول از اقوال مفسّران در معنی این آیت آنست که : «
انزلنا
»
القرآن
«
فی
» شأن «
لیلة القدر
»و منزلتها و تعظیمها.
میگوید : ما در تعظیم شب قدر از آسمان
قرآن
فرستادیم، و بوحی پاک و پیغام راست عالمیان را از خیرات و برکات و منزلت و مرتبت این شب خبر دادیم.
اندرین شب
جنّات عدن
و فرادیس اعلی درها باز نهاده و ساکنان
جنّة الخلد
بر کنگرهها نشسته، و ارواح انبیا و شهدا در
علّیّین
فرا طرب آمده، نسیم روح ازلیّت از جناب قربت بدل دوستان می دمد، و باد کرم از هواء فردا نیّت بر جان عاشقان می وزد، وز دوست خطاب می آید که : « لیقم القانتون این المستغفرون »؟
کجا اند و جوانمردان شب خیزان که در آرزوی مواصلت ما بی خواب و بی آرام بودهاند و در راه عشق ما شربت بلا نوشیدهاند؟ تا ما خستگی ایشان مرهم نهیم و اندرین شب
قدر
ایشان را با قدر و منزلت باز گردانیم! که امشب شب نواختن بندگانست، وقت قبول توبهٴ عاصیانست، موسم و میعاد آشتی جویانست،