Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
97 القدر سیم 10

p.563

قوله تعالی : « بسم الله الرّحمن الرّحیم » « بسم الله » کلمة سماعها یوجب احد امرین امّا صحواً امّا محواً، صحواً لمن سمعها بشاهد العلم فیستبصر بواضح برهانه،


p.564

و محواً لمن سمع بشاهد المعرفة لانّه یتحیّر فی جلال سلطانه.

یا موضع الباطن من ناظری

ویا مکان السّرّ من خاطری
یا جملة الکلّ الّتی کلّها

کلّی من بعضی ومن سائری

ای خداوندی که یاد تو بیان دل و زبانست و مهر تو میان سّر و جان، وصل تو زندگانی جانست و رستخیز نهان، ای خداوندی که بعلم هر جائی و بذات بر آسمان. قرب تو در دیدن است اشارت در نفس و صحبت در جان. ای خداوندی که در نهانی پیدائی و در پیدائی نهان. یافت تو روزست که خود برآید ناگاهان. یاوندهٴ تو نه بشادی پردازد نه باندوهان. سرگشته در کار تو همچون بی خبران .

مشتاق تو در کویت، از شوق تو سرگردان

از خلق جدا گشته، خرسند بخلقانها
از سوز جگر چشمی، چون حلقهٴ گوهرها

وز آتش دل آهی، چون رشتهٴ مرجانها

« انّا انزلناه فی لیلة القدر » یک قول از اقوال مفسّران در معنی این آیت آنست که : « انزلنا » القرآن « فی » شأن « لیلة القدر »و منزلتها و تعظیمها. میگوید : ما در تعظیم شب قدر از آسمان قرآن فرستادیم، و بوحی پاک و پیغام راست عالمیان را از خیرات و برکات و منزلت و مرتبت این شب خبر دادیم. اندرین شب جنّات عدن و فرادیس اعلی درها باز نهاده و ساکنان جنّة الخلد بر کنگره‌ها نشسته، و ارواح انبیا و شهدا در علّیّین فرا طرب آمده، نسیم روح ازلیّت از جناب قربت بدل دوستان می دمد، و باد کرم از هواء فردا نیّت بر جان عاشقان می وزد، وز دوست خطاب می آید که : « لیقم القانتون این المستغفرون »؟ کجا اند و جوانمردان شب خیزان که در آرزوی مواصلت ما بی خواب و بی آرام بوده‌اند و در راه عشق ما شربت بلا نوشیده‌اند؟ تا ما خستگی ایشان مرهم نهیم و اندرین شب قدر ایشان را با قدر و منزلت باز گردانیم! که امشب شب نواختن بندگانست، وقت قبول توبهٴ عاصیانست، موسم و میعاد آشتی جویانست،


p.565

هنگام نازعاشقان و راز محبّانست. همه شب داعیان را اجابت است، سائلان را عطیّت است، مجتهدان را معونت است، مطیعان را مثوبت است، عاصیان را مغفرت است، محبّان را کرامت است. فریشتگان از آسمان بزیر آیند بعدد سنگریزهٴ جهان، و جبرئیل روح الامین در پیش ایستاده، اینست که ربّ العالمین گفت :

« تنزّل الملآئکة والرّوح » « فیها باذن ربّهم » چهار علم با خود آورده، یکی بر بام کعبه بزنند، یکی بر طورسینا ، یکی بر صخرهٴ بیت المقدس ، یکی بر سر روضهٴ مصطفی (ص) ؛ و آن فریشتگان و جبرئیل با ایشان گرد عالم میگردند و بهمه جایها درآیند، و بهمهٴ خانه‌های مؤمنان درشوند. خانه‌ای که در آنجا می بود، یا مدمن الخمر بود، یا فرزندی عاق بود بر پدر و مادر، یا قاطع رحم بود، یا در آن خانه سگی بود، یا تصاویر، یا کسی که نماز نکند، یا دو مسلمان که با یکدیگر بهجرت باشند و سخن نگویند ؛ فریشتگان درین خانه‌ها نروند و از خیرات و برکات این شب محروم باشند. و در خبر است که فریشتگان هر مؤمنی را که در نماز بود دست در دست نهند و بروی سلام کنند، گویند : « السّلام علیک یامؤمن ». و اگر بیرون از نماز بود، سلام کنند ؛ و اگر در خواب بود، از دور برحمت در وی نگرند. آن ساعت که چشم بندهٴ مؤمن آب ریزد و مویها بر اندام وی بپای شود، نشان آنست که جبرئیل دست در دست وی نهاده چندان رحمت بر مؤمنان قسمت کند که زیادت آید. جبرئیل گوید : خداوندا زیادتی رحمت را چه کنم؟ ــ فرمان آید که : سزای کرم ما نبود که رحمتی که بخلق فرستادیم باز بریم ؛ آن را میدار تا غازیان کافران را هزیمت کنند و فرزندان ایشان را اسیر آرند ؛ آن فرزندان را ازین رحمت بهره بود تا ببرکت این رحمت ایمان آرندو آنگه بوقت صبح جبرئیل آواز دهد که : یا معشر الملائکة الرّحیل الرحیل علمها بردارید تا بر آسمان بمقام معلوم خود باز شویم، فرمان آید از جبّار عالم که برآمدن شما روی نیست که خفتگان امّت محمد را سلام نکردید. قومی که هنوز درخوابند صبر کنید تا بیدار شوند و ایشان را سلام کنید. آنگه فریشتگان بوقت طلوع آفتاب بآسمان باز شوند بجای خویش حلقه حلقه بنشینند و یکدیگر را بتعجّب باز میگویند که : حقّ جلّ جلاله امشب با امّت محمد (ص) چه فضل کرد و چه نواخت


p.566

بر ایشان نهاد. و از حقّ جلّ جلاله آن ساعت ندا آید که : ای مقرّبان درگاه و ای طاوسان مملکت و ای عابدان سدره گواه باشید که از امّت محمد (ص) هر که مطیع بودند طاعت ایشان پذیرفتم و پسندیدم و هرچه عاصیان بودند معصیت ایشان آمرزیدم و ایشان را بمطیعان بخشیدم.

گفته‌اند : حکمت اندر فرستادن فریشتگان (۱) و جبرئیل اندرین شب قدر بزمین آنست که مصطفی را (ص) امر آمد : « و ما کان الله لیعذّبهم وانت فیهم » ای سید تا تو در میان ایشان باشی عذاب کردن ایشان روی نیست. رسول گفت : « الهی و سیّدی و مولائی، ترسم که چون مرا از میان ایشان برداری عذاب‌ها فرستی. فرمان آمد که : « وما کان الله معذّبهم وهم یستغفرون » ای محمد تو رسول من بایشان و استعفار رسول ایشان بمن، تا رسول من در میان ایشان، عذاب فرستادن روی نیست. همچنین تا رسول ایشان بحضرت من، عذاب کردن در کرم من روانیست. رسول (ص) شاد شد و در وی خوش گشت. آنگه اندیشید که اگر گروهی از امّت من در استغفار تقصیر کنند ترسم که عذاب فرستد. جبرئیل آمد و گفت : الله تعالی از اندیشهٴ دل تو آگاه است، میگوید : دل خوش دار که بعد از وفات تو تا بقیامت هر شب قدر جبرئیل را فرستم بزمین تا امّت ترا یکان یکان سلام کند، ای سیّد تا سلام تو بایشان میرسید عذاب نفرستادم تا جبرئیل در شبهای قدر میرود و سلام میرساند، عذاب نفرستم. و گفته‌اند : ربّ العالمین در دو وقت بندگان را بر فریشتگان عرضه کند. یکی در موسم عرفات که حاجیان احرام گرفته، روی بخانهٴ مبارک نهاده، رنج بادیه و جفای عرب کشیده، دل بر غریبی نهاده، خان و مان و اسباب و ضیاع بگذاشته، شربتهای نابایست کشیده، داغ فراق بر دل خویشان نهاده، لباس مصیبت رسیدگان پوشیده ؛ آن ساعت که در آن موسم عرفات بیستند، از حقّ جلّ جلاله ندا آید بملائکهٴ آسمان : « انظروا الی عبادی اتونی شعثاً غبراً « من کلّ فجّ عمیق ». درنگرید باین بندگان من، سوختگان در راه من، مشتاقان درگاه من ؛ از چهار گوشهٴ عالم روی بخانهٴ ما نهاده، راه دور و دراز در پیش گرفته، جان شیرین فدا کرده، لبّیک زنان و تکبیر گویان بدرخانهٴ ما آمده، شما


p.567

گواه باشید که ایشان را با هرچه دارند از تبعات آمرزیدم و هر که را شفاعت کنند بایشان بخشیدم و با تحفه‌های کرامت و هدیّه‌های رحمت باز گردانیدم. دیگر شب قدر بندگان را بر فریشتگان جلوه کند، زیراکه درین شب مطیعان در طاعت بیفزایند، عاصیان از معصیت باز گردند، از دستها بوی مصحف آید، از زبانها بوی تسبیح آید، از شکمها بوی گرسنگی آید، از هفت اندام ایشان بوی طاعت آید ؛ تنهاشان در نماز، دلهاشان با نیاز، جانهاشان در راز، مُهر مهر بر دل نهاده، خواست خود بغارت اندوه داده، یکسروا خدمت ما پرداخته! فرمان آید از جبّار کائنات که : این‌ها آنند که بعضی از شما در حقّ ایشان گفتند : « اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدّماء » و من ایشان را جواب دادم که : « انّی اعلم ما لا تعلمون » معاشر المسلمین امشب مقرّبان آسمان سلام حقّ ببندگان میرسانند و انوار و آثار رحمت بر سر امّت محمد (ص) می افشانند. طاعات با تقصیر می پذیرند و معاصی بیشمار می آمرزند. بیایید تا ما نیز نیاز خود عرضه کنیم و بجمع گوئیم : خداوندا بحرمت سیّد مختار ، بحرمت اتقیا و ابرار، بحرمت مهاجر و انصار، که ما را درین شب بزرگوار از خلعت حرمت نصیبی تمام ارزانی دار، و معاصی ما از مادر گذار، و همه را برسان ب دار القرار ، یا جلیل و یا جبّار، یا کریم و یا غفّار.


p.566
۱- ج : ملائکه.