Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
98 البينة سیم 10

p.572

قوله تعالی : « بسم الله الرحمن الرحیم » اسم عزیز تنصل الیه المذنبون فغفرهم، وتوکل علیه العابدون فجبرهم، وتوسل الیه المطیعون فوصلهم. نصرهم، وتعرف الیه العالمون فبصرهم، وتقرب الیه العارفون فقربهم، لکنه فی جلاله حیرهم.

هزاران سال گذشت با خلق عالم در سماع این نام سر گردانند، غایب و نهایت ذات و صفات وی می ندانند، قومی در میدان اند و قومی بیرون میدان اند ؛ همه بستهٴ امر، خستهٴ نهی، در قید تکلیف، در انتظار وعد، در بند وعید، بر امید یافت، و حضرت صمدیت منزه از ادراک اوهم، مقدس از احاطت افهام. عقلی که از جلال وی اندیشد معقول شود، فهمی که از جمال وی ادراک جوید ذلیل گردد، و همی که از کمال وی علم خواهد متحیر گردد، عقل عاجز و فهم قاصر و وهم متحیر و علم مقصر و طبع ذلیل و قلب کسیر و سر اسیر و جمال او بر قدر جلال او، و جلال او بر وفق جمال او .


p.573

بیار پور مغانه، بده بپور مغان

که روستم را هم رخش روستم کشدا.

ولو جهها من وجهها قمر
ولعینها من عینها کحل.

قوله تعالی : « لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب » نزول این آیت در شأن قومی است که ایمان آوردند از هر دو فریق، از اهل کتاب و مشرکان قریش . رب العزة از ایشان خبر داد که در کفر و شرک مانده بودند، تا بوقت بعثت مصطفی (ص) . چون آفتاب وحی سر از مطلع خویش برزد و آن مهتر کونین و سید خافقین را کسوت نبوت و رسالت پوشانیدند و طلعت رسالت چهرهٴ جمال خویش بخلق نمود، رأفت و رحمت نبوت که : « بالمؤمنین رؤف رحیم » دست کرم بر سر آن قوم نهاد تا از آلایش کفر پاک شدند و بعز اسلام و آرایش ایمان عزیز گشتند. آن روز که سراپردهٴ شریعت احمد مرسل در بطحاء مکه نصب کردند، دست فضل محمدی بیامد و نقش تخلیط کفار قریش محو کرد و تلبیس ابلیس رل ناچیز کرد. منادی دولت محمد مصطفی (ص) ببازار زمانه برآمد و این نداء عهد در داد که :

« رسول من الله یتلوا صحفا مطهرة فیها کتب قیمة ». رسول خدا ، سید انبیا ، مقدم اصفیا ، تاج اولیا که در فلک نبوت ماه است و لشگر انبیا را شاه است و عاصیان را پناه است، در چهار بالش دولت نبوت و مسند عز رسالت نشست و صحیفهٴ شریعت از هم باز کرد. کتاب آسمانی و نامهٴ ربانی بر خلق میخواند و نثار توحید بر سر مؤمنان می افشاند. این ندا و این آواز با سماع دوستان رسید، همه از میقات نهاد خود بیکبار لبیک اسلام برآوردند. بلال حبشی با روی سیاه و دلی چون ماه رنج میدید و جفای مشرکان می کشید، گرد مکه همی گردید و بامید جمال آن مهتر عالم همی دوید که این چه بوی است که در حبشه بمشام من رسید؟! صهیب رومی می تاخت با دلی پردرد و رخی زرد که چه سلسلهٴ لطف است که ما را از روم بکشید؟ سلمان فارسی میگفت که : این عطری است که جز در بازار نیاز ما نفروشند. عمار یاسر آواز می داد که : « انی لاجد ریح یوسف » بو ذرغفاری فریاد همی کرد که :


p.574

باد جوی مولیان آید همی

بوی یار مهربان آید همی

ای دریغا که آن مهتر بدین عالم درآمد و رفت و کس قدر وی بحقیقت نشناخت. ای دریغا که آن (۱) آفتاب جمال در میان میغ نهان شد و کس را از وی بحقیقت خبر نه .

ای در بچنگ آمده در عمر دراز

آورده ترا ز قعر دریا بفراز
غواص ترا نهاده بر دست ز ناز

افتاده ز دست و با ز دریا شده باز!

« وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین » الله تعالی درین آیت بندگان را عبادت میفرماید و در عبادت اخلاص میفرماید. روش اخلاص در عبادت چون روش رنگست در گوهر. هر گوهر که رنگ ندارد، سنگی بود بی قیمت، هر عبادت که با وی اخلاص نبود جان کندنی بود بی مثوبت. اخلاص آتشی است که در سینهٴ مؤمن برافروزند تا هر آنچه در آن سینه دون حق بود بسوزد، دست وی از محارم برشتهٴ اخلاص استوار کنند تا دست جز بحلال نبرد. بدیده در اغیار ننگرد، بسینه از دنیا و عقبی نیندیشد، قوت شهوت منقاد وی گردد. مخلص اوست که نفس وی در وی متحیر شده، حرص را وداع کرده، بخل بهزیمت شده، بیخ حسد از سینه برکنده، خلق عالم را برادر گشته، کبر از سر فرو نهاده، لباس تواضع پوشیده، زبان نصیحت گشاده، گل شفقت شکفته، اسباب تفرقت از راه (۲) وی برخاسته، چون قدم اینجا رسید، بسر راه اخلاص رسید. یک رکن از ارکان عبادت قیام کردنست بفرائض و سنن، چنانکه گفت جل جلاله : « ویقیموا الصلوة ویؤتوا الزکوة وذلک دین القیمة » دین پاینده آنست که نماز بپای دارد بهنگام، شرائط و ارکان آن بجای آورده، خضوع و خشوع در دل آورده که : « فی صلوتهم خاشعون ». نظر الله پیش چشم خویش داشته که : « المصلی یناجی ربه ». در ساعت تکبیر روی بعالم کبریا آورده، بسلاح « اعوذ بالله » شیطان را


p.575

هزیمت کرده، بدام بسم الله یمن و برکت صید کرده، سورهٴ فاتحه را مفتاح خیرات کرده، بخواندن سوره سیرت ملائکه گرفته، در صف نماز صفهای اهل صفوت یاد کرده، در رکوع خشوع آورده، در سجود بمحل شهود رسیده، در تشهد حق را مشاهد گشته، روح پیغامبر را ریحان صلوات فرستاده، بسلام خلق را از بلاء خود مسلم داشته. چنین نماز کننده متابع رسول (ص) بود و چنین نماز مستوجب قبول بود و حاصلش رضوان خداوند غفور بود. اینست که در آخر سوره گفته : « رضی الله عنهم ورضوا عنه ذلک لمن خشی ربه ».


p.574
۱- ج : اين ۲- الف : ميان.