p.574
ای دریغا که آن مهتر بدین عالم درآمد و رفت و کس قدر وی بحقیقت نشناخت.
ای دریغا که آن
(۱)
آفتاب جمال در میان میغ نهان شد و کس را از وی بحقیقت خبر نه .
|
ای در بچنگ آمده در عمر دراز
|
|
|
آورده ترا ز قعر دریا بفراز
|
|
غواص ترا نهاده بر دست ز ناز
|
|
|
افتاده ز دست و با ز دریا شده باز!
|
«
وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین
» الله تعالی درین آیت بندگان را عبادت میفرماید و در عبادت اخلاص میفرماید.
روش اخلاص در عبادت چون روش رنگست در گوهر.
هر گوهر که رنگ ندارد، سنگی بود بی قیمت، هر عبادت که با وی اخلاص نبود جان کندنی بود بی مثوبت.
اخلاص آتشی است که در سینهٴ مؤمن برافروزند تا هر آنچه در آن سینه دون حق بود بسوزد، دست وی از محارم برشتهٴ اخلاص استوار کنند تا دست جز بحلال نبرد.
بدیده در اغیار ننگرد، بسینه از دنیا و عقبی نیندیشد، قوت شهوت منقاد وی گردد.
مخلص اوست که نفس وی در وی متحیر شده، حرص را وداع کرده، بخل بهزیمت شده، بیخ حسد از سینه برکنده، خلق عالم را برادر گشته، کبر از سر فرو نهاده، لباس تواضع پوشیده، زبان نصیحت گشاده، گل شفقت شکفته، اسباب تفرقت از راه
(۲)
وی برخاسته، چون قدم اینجا رسید، بسر راه اخلاص رسید.
یک رکن از ارکان عبادت قیام کردنست بفرائض و سنن، چنانکه گفت جل جلاله : «
ویقیموا الصلوة ویؤتوا الزکوة وذلک دین القیمة
»
دین پاینده آنست که نماز بپای دارد بهنگام، شرائط و ارکان آن بجای آورده، خضوع و خشوع در دل آورده که : «
فی صلوتهم خاشعون
».
نظر الله پیش چشم خویش داشته که : « المصلی یناجی ربه ». در ساعت تکبیر روی بعالم کبریا آورده، بسلاح « اعوذ بالله »
شیطان
را