p.588
که در معرکهٴ ابطال و در مقام قتال از بهر اعزاز دین اسلام و اعلاء کلمهٴ حقّ میکوشد، تن سبیل و دل فدا کرده.
و سینهٴ عزیز خود هدف تیر دشمن ساخته، و آن حاجی که طبل رحیل فرو کوفته و خان و مان را وداع کرده، و روی ببادیهٴ مردم خوار نهاده، ضیاع و اسباب را ضایع گذاشته، و بامیلهای بادیه دوستی گرفته، به
کعبهٴ
مشرّف مقدّس رسیده، رداء تجرید برافکنده، لبّیک تفرید زده ؛
آنها که بدین صفت اند زائران حقّ اند.
و حقّ است بر خداوند کریم که قاصدان درگاه خود را و زائران حضرت عزّت را بنوازد و با ایشان کرامت کند.
فردا در حظیرهٴ قدس ایشان ساخته، کاس انس خلعت وصال یافته، از خداوند ذوالجلال در روضهٴ رضوان بر تخت بخت تکیه زنان، در مجمع روح و ریحان، دیدار ذوالجلال عیان، ایشان مهمانان حقّ اند، و حقّ ایشان را میزبان.
«
انّ الانسان لربّه لکنود
» موضع قسم است.
الله سوگند یاد می کند که : این آدمی کنود و کفور است.
ناسپاس و ناپاک از کاردین، همیشه غافل و بجهل و حرص و بخل نائل.
روز روشن بگناه سیاه کرده و شب دراز بخواب غفلت کوتاه کرده.
درگاه خداوند گذاشته.
و روی بخیمه و خرگاه کرده ؛
شاد بدانست که سال نو درآید و شادیش بیفزاید.
خود نداند و نه اندیشد که هر نفسی که برمی آرد گامی بمرگ نزدیکتر می شود.
هر روزی منزلی از راه آخرت باز می برد .
|
انّا لنفرح بالایّام نقطعها
|
|
|
وکلّ یوم مضی یدنی من الاجل!
|
«
افلا یعلم اذا بعثر ما فی القبور
» «
وحصّل ما فی الصّدور
».
نمیداند این مردم که چه عقبهها در پیش دارد.
که بر آن گذر می باید کرد؟
از سکرات مرگ و ظلمات گور و حسرات قیامت و فزعات دوزخ و درکات زندان!
رسول خدا (ص)
میگوید : « لو تعلمون ما اعلم لضحکتم قیلاً ولبکیتم کثراً ولو تعلم البهائم من الموت ما یعلمه ابن
آدم
ما اکلتم سمیناً ».
اگر آنچه مرا بر آن دیدار افتادست شما را بعشر عشیر آن دیدار بودی، و روز و شب دیدهٴ شما اشک بار بودی و خندهٴ شما