p.602
نام خداوندی که مؤمنان را دلدارست، دوستان را وفادار، مریدان را مهرداراست، و عاصیان را آمرزگار.
در ذات بی نظیرست و در صفات بی یار، فضلش بسیار و کرمش بی شمار، زبیا صنع و شیرین گفتار، عالم الاسرار و معیوبان را خریدار.
خداوندی که باز راز او دلهای دوستان شکار کرد، و آنچه از کلّ کون بپوشید بر آب و خاک آشکار کرد.
دلهای مؤمنان بنور معرفت باضیاء کرد.
زبانهاشان بنطق شهادت گویا کرد.
بر اعضاء و ارکان رنگ دوستی پیدا کرد.
و آنچه کرد با مؤمن بسزا کرد.
خود میگوید
(۱)
جلّ جلاله : «
والزمهم کلمة التّقویٰ و کانوا احقّ بها واهلها
»
قوله :
«
الهیٰکم التّکاثر
» خطاب تنبیه و تقریر است.
میگوید
(۲)
: ای فرزند
آدم
بنسبی که عن قریب منقطع میشود چه فخر آری؟
و بر کثرت عدد خویشان و مال و جاه سر می افرازی؟
و بآن که ترا مهلت دادهاند و خلیع العذار فرا گذشته، غرّه شدهای؟
و تا بچهار دیوار لحد در آن مصرع غربت و محلّ وحدت نرسی هیچ می باز نگردی؟
و غذری می نخواهی؟
بی حذری از آنکه بی خبری.
هیچ راه بصلاح و فلاح خود می نبری، از آنکه مست حرص و شهوت شدهای.
«
کلّا سوف تعلمون
» «
ثّم کلّا سوف تعلمون
» آری بدانی و در کار خود ببینی
(۳)
آن روز که دانستن و دیدن سود ندارد، و توبه و عذر خواست هیچ بکار نیاید.
«
کلّا لو تعلمون علم الیقین
» اگرت «
علم الیقین
» «
و
عین الیقین
» بودی که عقبهٴ مرگ بمی باید
(۴)
گذاشت.
و سار سفر قیامت بمی باید
(۵)
ساخت، همانا
(۶)
که تفاخر و تکاثر در مال و عدد ترا کمتر بودی ؛ و رغبت بطاعت و عبادت بیشتری بودی.
«
لترونّ الجحیم
ثمّ لترونّها عین الیقین
» این لام لام قسم است.
ربّ العالمین قسم یاد می کند و میگوید
(۷)
: حقّا که شما بندگان همه دوزخ خواهید دید به «
عین الیقین
» دیدنی بی گمان و بی هیچ شک.
همانست که آنجا گفت
(۸)
: «
وان منکم الّا واردها
» مؤمن بیند بر گذرگاه، کافر ببند و او را قرارگاه.
مصطفی
(ص)
گفت
(۹)
: « خیر ما القی فی