p.607
وی هوس و هوی نبود : علی قدر اهل العزم تأتی العزائم.
قوله : «
والعصر
» «
ان الانسان لفی خسر
» حق جل جلاله و عظم شأنه قسم یاد میکند بایام دهر که محل عبرت ناظر است و اثر قدرت آن قادر، که آدمی همیشه در کاست است و در زیان، خراب عمر و مفلس روزگار و حیران.
هر روزی که بروی بغفلت می گذرد جز وی ازا جزاء عمر وی می کاهد و بروز آخر نزدیک میگردد، در نقصان میرود، و می پندارد که هی فزاید.
بنقد عصیان می آرد و طاعت با فردا می افکند.
|
گفتی : بکنم کار تو بنوا فردا
|
|
|
و آن کو که ترا ضمان کند تا فردا؟!
|
رسول خدا (ص)
که
مهتر و بهتر خلق عالم
بود و
برگزیده و برکشیدهٴ حق
بود، میگوید : هیچ بامداد برنخاستم که شبانگاه را چشم داشتم.
و هیچ شب نخفتم که بامداد را منتظر بودم.
و هیچ لقمه در دهن ننهادم که گمان بردم که پیش از مرگ از خوردن آن لقمه فارغ شوم.
و
آن مهتر (ص)
در دعا بسیار گفتی : « خداوندا تو ما را زندگانی ده در حلاوت طاعت، مردگی ده در پاکی از وحشت و زلت. وما را بحضرت خویش بر، نه تشویر زدهٴ کردار و نه خجل گشتهٴ روزگار.