Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
103 العصر سیم 10

p.605

قوله تعالی : « بسم الله الرحمن الرحیم » « بسم الله » کلمة من سمعها وفی


p.606

قلبه عرفان تلألأت انوار قلبه، و تفرقت انواع کربه، و تحیرت فی جلاله شوارق لبه کلمة من عرفها و فی قلبه ایمان احبها من داخل الفؤاد وهجر فی طلبها الرقاد وترک لاجلها کل هم وکل مراد.

بر افواه ائمهٴ دین و علماء شرع متدوالست که هرچه اندر کتب و صحف ربانی است، از اوراق آدم و صحف شیث (ع) و ادریس (ع) و ابراهیم (ع) و موسی (ع) مجموع آن جلمه اندر تورات و انجیل و زبور است ؛ و هرچه اندرین کتب است بیان و نشان آن در قرآن عظیم و فرقان مجید است، و هرچه در قرآن مجموع و مسموع است در سورة « الحمد » است. و هرچه در سورة « الحمد » است اندرین چهار کلمه است که : « بسم الله الرحمن الرحیم ». و هرچه درین چهار کلمه است در حروف « بسم الله » است. و هرچه در صورت در « با » است در صرهٴ نقطه وی است و گفته‌اند : نظم قرآن بر مثال عرش آمد، و نقطهٴ « با » بر مثال ذره ؛ اکنون دیدهٴ سر بگشا در صور و در سور نظر کن، نهایت عظمت در قرآن و در عرش ببین و نشان قدرت در ذره و در نقطه ببین. در اضافت بقدرت چیزی را عظیم مدان. و در اضافت بحکمت وجود چیزی را حقیر و خرد مخوان. عرش عظیم بیافرید که اندر تحت هر پایه‌ای از پایه‌های آن سیصد و شصت هزار عالم است پر از مقربان و مقدسان. و ذره‌ای حقیر بیافرید که قدر رسم صورت وی بینند حسا، و لکن دست بوی برسد جسا ۱ (۱) و مسا. این ذره که در نقابست نور آفتاب آن را عیان کند، و آن عرش که در حجاب است نور قرآن آنرا بیان کند. تا این نور نبود کس ذره نبیند. و تا آن نشان نبود کس عرش نداند. و در آفرینش عرش حکمت است که سقف عالم بود. محراب اعظم، آئینهٴ قدرت، نهایت صورت، قبلهٴ کروبیان، مطاف مقربان، خزینهٴ لطائف، منبع طرائف، مطلع انوار، مجمع آثار. و در آفرینش ذره حکمت است که بیان کمال قدرت بود، نشان اظهار فطرت، آئینهٴ عبرت، گوای بی نیازی عزت، بیان داعیهٴ اعتبار، نشان قهر و قدرت جبار. تا بدانی که صنع صانع حکیم جل جلاله عبث نبود، و کاروی سفه نبود و بروی لهو روا نبود. و هرچه کند در آن سری است که در ابداع


p.607

وی هوس و هوی نبود : علی قدر اهل العزم تأتی العزائم.

قوله : « والعصر » « ان الانسان لفی خسر » حق جل جلاله و عظم شأنه قسم یاد میکند بایام دهر که محل عبرت ناظر است و اثر قدرت آن قادر، که آدمی همیشه در کاست است و در زیان، خراب عمر و مفلس روزگار و حیران. هر روزی که بروی بغفلت می گذرد جز وی ازا جزاء عمر وی می کاهد و بروز آخر نزدیک میگردد، در نقصان میرود، و می پندارد که هی فزاید. بنقد عصیان می آرد و طاعت با فردا می افکند.

گفتی : بکنم کار تو بنوا فردا

و آن کو که ترا ضمان کند تا فردا؟!

رسول خدا (ص) که مهتر و بهتر خلق عالم بود و برگزیده و برکشیدهٴ حق بود، میگوید : هیچ بامداد برنخاستم که شبانگاه را چشم داشتم. و هیچ شب نخفتم که بامداد را منتظر بودم. و هیچ لقمه در دهن ننهادم که گمان بردم که پیش از مرگ از خوردن آن لقمه فارغ شوم. و آن مهتر (ص) در دعا بسیار گفتی : « خداوندا تو ما را زندگانی ده در حلاوت طاعت، مردگی ده در پاکی از وحشت و زلت. وما را بحضرت خویش بر، نه تشویر زدهٴ کردار و نه خجل گشتهٴ روزگار.


p.606
۱- الف : حساً. ۱) حبس : بفتح تخستين و تشديد دوم، دست سودن. ترجمه و شرح قاموس.