p.621
اضاعه واقماه، اسم عزیز من وافقه رقاه الی الرتبة العلیاء، ومن خالفه القاه فی المحنة الکبری.
نام خداوندی عظیم.
جبار نامدار کریم، قهار کردگار حکیم.
خداوندی که رقم قلم قضاء او بهیچ آب منسوخ نگردد.
جباری که تیر تقدیر او بسپر هیچ آفریده مندفع نشود، کریمی که فضل عمیم او در هیچ معیار نگنجد، رحیمی که احسان قدیم او هیچ میزان نسنجد.
خاطر اگرچه هادی و داهی بود در لمعات انوار سبحات جلال او گمراه شود.
شکر اگرچه با طول و عرض بود، در فضل و احسان و طول و امتنان او کوتاه گردد.
عقل اگرچه کامل و وافر بود، در دریای علم او غریق گردد.
وهم و فهم اگرچه با حدت و فطنت بود، در انوار جلال و جمال او حریق شود.
پیر طریقت
قدس روحه، بدین معنی سخنی مختصر باشارت گفته بس نغز و بس عجب.
گفت : از جمال و جلال دوست کسی لذت یابد کش دیده بازست، مصحوب لم یزل با صاحب لم یکن بد سازست.
قوله تعالی : «
الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل
» ای ــ
محمد
ننگری و نه بینی تو
اصحاب فیل
را که با ایشان چه کردیم، و ایشان را چون کشتیم، و دمار از ایشان چون برآوردیم؟
قومی بودند بر پشت حیوان کوه هیکل موج پیکر قصد خانهٴ ما کردند و بر عدت و ساز و آلت خود اعتماد کردند، تا ما از خزائن قهر خود مرغکی چند ضعیف فرستادیم تا ایشان را هلاک کردند.
و آتش قهر و سیاست ما در ایشان زدند که :
«
وارسل علیهم طیرا ابابیل
» «
ترمیهم بحجارة من سجیل
»
ما آن قهار و جباریم که هر که را خواهیم بهرچه خواهیم قهر کنیم.
نمرود
لعین را پشهای فرستیم تا سزای وی در کنار وی نهد.
فرعون
طاغی را که دعوی خدایی کرد و ساحران با سحر عظیم جمع کرد، پارهای چوب از حضرت خود فرستادیم تا قدر ایشان با ایشان نمود.
ای
محمد
آن صنا دید
قریش
و رؤساء کفر که قصد هلاک تو کردند و ترا از وطن خود بتاختند و بر اندیشهٴ هلاک کردن تو بر پی تو بیرون آمدند و تو با
صدیق