Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة دوم 1

p.604

قوله تع : « وَیَسئَلونَكَ عَنِ المَحِیضِ قُل هُو اَذیً » الآیة ... ــ كلام خداوند حكیم، یاد آن كردگار عظیم، ما جدی نامدار كریم، یار هر ضعیف مونس هر لهیف، مایهٴ هر درویش، امید هر نومید، دلیل هر گم راه، درماندگان و عاجزان را نیك پناه، خداوندی كه از مهربانی و نیك خدائی عطاء خود بر خلق ریزان كرد، و هر كس را آنچه صلاح و بهینه آن كس دید آن كرد، بنگر كه چه كرد از فضل، و چه نمود از كرم باین زنان عاجز رنگ ضعیف نهاد، ملول طبع، چون دانست كه بنیت ایشان با ضعف است، و طبع ایشان باملالت، و طاقت دوام خدمت ندارند، و در آن خللها آرند، ایشانرا عذری پدید كرد، در بعضی روزگار تا لختی طاعت و گران‌باری خدمت ازیشان بیفتاد، بی‌اختیار ایشان، و ایشانرا در آن جرمی نه، باز چون روزگاری برآید و نشاط بیفزاید، و آرزوی خدمت و طاعت بریشان تازه شود، آن عذر بریده گردد، و خطاب باز متوجه شود. اینت نكوكاری و مهربانی! اینت


p.605

خداوندی و بنده نوازی! ازین عجبتر كه ایشانرا در آن حال كه بازداشت، از خدمت باز داشت نه از مخدوم، تا اگر تن از خدمت باز ماند دل از مخدوم باز نماند، ایشانرا دستوری ذكر داد هم در دل هم بر زبان و مرهمی نهاد بآنچه گفت ــ « أنا جلیس من ذكرنی » تا نومید نشوند، و از بساط قرب به نیوفتند. چون از خدمت بازماندند كه نه هر كه رسید خود بخدمت و طاعت ظاهر رسید، اگر علت رسیدن خدمت ظاهر بودی از سحرهٴ فرعون چه خدمت آمد! و از ابلیس مهجور چه بود از خدمت كه نیامد؟ ایشانرا بی‌خدمت برخواند، و این را با خدمت براند، این بود خواست او، و چنین آمد حكم او، نه برخواست او اعتراض! نه از حكم او اعراض! یفعل‌الله ما یشاء و یحكم ما یرید.

شهریست بزرگ و من بدو در میرم
تا خود زنم، و خودكشم، و خود گیرم

« نِسآؤُكُم حِرثٌ لَكُم » الآیة ... ــ بنده را نفس است و دل، نفس از عالم سفلی است و اصل آن از آب و خاكست، و دل از عالم علوی است، یعنی آن لطیفهٴ ربانی كه مایه آن نور پاك است، نفس را مقام غیبت آمد، و دلرا مقام شهود، و الیه الاشارة بقوله صلع : ــ « ما من آدمیّ الّاو قلبه بین اصبعین من اصابع الله » ــ پس نفس كه در غیبت بماند شرع او را با امثال و اشكال خویش مساكنت داد، و بدان منت بر نهاد گفت : ــ « نِسآؤُكُم حَرثٌ لَكُم فَأتوا حَرثَكُم اَنّی شِئتُم » جای دیگر گفت « فانكحوا ما طاب لكم من‌النساء ». جای دیگر گفت : « لتسكنوا الیها و جعل بینكم مودة و رحمة » این حظوظ یافتن و با مثال و اشكال گرائیدن نصیب نفس است كه در وهدهٴ غیرت بماندست، اما دل كه در مقام مشاهدت است حرام است او را كه بغیری گراید، یا خود بمخلوقی فرو آید، و تا خود را از خلق باز نبرد و سرّخویش از غیر حق طهارت ندهد، در تحت این كلمت نشود كه ــ « یحبّ المطهرین ». رب‌العالمین دوست دارد این چنین پاكانرا، و ایشانرا مردان خواند آنجا كه گفت : ــ « فیه رجالٌ یحبّون ان یتطهروا والله یحبّ المطهّرین ».

و بدانك خبائث درین سرای حكم بر دو قسم است : یكی خبث عین است كه


p.606

هرگز بشستن پاك نشود، اگر مرداری هزار بار به بحر محیط فرو بری هرگز پاك نشود، كه نجاست او عینی است. دیگر خبث صفت است، و در اصل پاك بود اما نجاستی بدو رسد، كه چون بشوئی پاك شود، لكن این نجاست هم بر دو قسم است: بعضی خفیف كه بیك آب پاك شود، و بعضی غلیظ كه شستن بآب و خاك بباید تا پاك شود. خبائث در اصل دین هم این تقسیم دارد یكی خبث عین، است كه هرگز زائل نشود، و آن خبث شرك است كه نیامرزد ــ « ان الله لا یغفر ان یشرك به انما المشرکون نجسٌ . » اینك جاوید در دوزخ بمانند، از آنست كه نجاست ایشان نجاست عین است، طهارت‌پذیر نیست، و بهشت جز جای پاكان نیست، و آن خبث دیگر در دین خبث صفت است و آن خبث ــ معصیت ــ است، طهارت‌پذیرست، اما هم بر دو قسمت است بعضی صغایر و بعضی كبائر، صغایر خفیف است : بگذری كه بردوزخ كند پاك شود : « وان منكم الاواردها » و كبائر غلیظ است بگذری پاك نشود، بیشتر بماند، اما جاوید بنماند كه عین او نجس نیست و نجاست او طهارت‌پذیرست، اگر درین سرای بآب توبه و حسرت بشوید، پاك شود. و اگر دین سرای طهارت نیابد طهور آن سرای جزا جز آتش نباشد، تا به نسوزدش پاك نشود، و تا پاك نشود بخداوند پاك نرسد. « ان الله تعم طیبٌ لا یقبل الا الطیّب » بـ‍ ‍داود ع وحی آمد ــ كه ـ « یا داود طهرلی بیتاً اسكنه » خانه ما پاك گردان تا خداوند خانه‌بخانه فروآید. گفت ــ خداوندا چگونه پاك گردانم؟ گفت آتش عشق درو زن تا هر چه نسب ما ندارد سوخته شود، پس بجاروب حسرت بروب تا اگر چیزی مانده بود از هوای نفس كه بآتش عشق نسوخته است جاروب حسرتش بروبد كه عروس وصل ما با هوای نفس تو بنسازد.

ای برادر روی ننماید عروس دین ترا
تا هوای نفس تو در راه دین دارد قرار
چون زنان تا كی نشینی برامید رنگ و بوی
همت اندر راه بند و گام زن مردانه وار


p.604
قرآن مجید، بقره ۲۲۲: وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى.