Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
113 الفلق سیم 10

p.671

قوله تعالی : « بسم الله الرحمن الرحیم » « بسم الله » «الذی خلق الانسان من علق » وابدی الصباح من الفلق، وانشأ السموات طبقا فوق طبق. لامغلق لما فتح ولافاتح لما اغلق، اودع ادراک البصر فی الحدق، ورکب الکلام فی اللسان وانطق. رب الضیاء والشفق، « واللیل وما وسق » و « القمر اذا اتسق ».

نام خداوندی که طوق یادش در رقاب احباب است و اشباح مریدان زیر سطوات عزش خرابست، بس جگرها که در آتش دوستی او کبابست، بسا عزیزا که بدل می سوزد و بتن در عذابست، بسا مشتاقا که در بادیهٴ طلب در آرزوی قطره‌ای آبست، چون پنداشت که رسید، بدانست که آنچه دید سرابست.

منزلگه عشق تو دل احبابست
در قصهٴ عشق تو هزاران بابست.

« قل اعوذ برب الفلق » « من شر ما خلق » راه عامهٴ بندگان آنستکه پیوسته از شر بدان و کید کائدان و حسد حاسدان و بدافتاد جهان استعاذت می کنند بخداوند جهانیان، بحکم ظاهر این سوره. ازینجا گفت مصطفی (ص) : « تعو ذوا بالله من جهد البلاء ودرک الشقاء وسوء القضاء وشماتة الاعداء ». و کان (ص) یقول : « اللهم انی اعوذبک من العجز والکسل والجبن والبخل والهرم وعذاب القبر، اللهم انی اعوذبک من الفقر والقلة والذلة واعوذبک ان اظلم اواظلم واعوذبک من الشقاق والنفاق وسوءالاخلاق ».

اینست طریقهٴ عامهٴ مومنان : ظاهر شریعت بکار داشتن و هنگام بلاء دست در دعا و تضرع زدن و از حق جل جلاله عافیت خواستن. اما راه جوانمردان طریقت و ارباب حقیقت تسلیم و رضاست والیه الاشارة بقوله : « الا من اتی الله بقلب سلیم » ویقال : دع التدبیر الی من خلقک تسترح. تدبیر کار با خداوندگار گذار، تصرف در آفریده آفریدگار


p.672

را مسلم دار، از راه اعتراض برخیز، تعرض و فضول مکن، از درگاه او معرض مباش (۱) ، او را وکیل و کفیل و کارساز خود دان، تا این فرمان را ممتثل باشی که : « فاتخذه وکیلا » هر دل که در او تسلیم و رضا جمع شد، بنقد آن تن قرین سلامت گشت، و آن سینه دست (۲) از آفات بشریت مسلم شد، تسلیم درجهٴ ذبیح و خلیل است(ع). خلیل را خطاب آمد که « اسلم ». جواب داد که : « اسلمت » ؛ پسر از پدر نشان تسلیم دید، بتعلیم پدر لباس تسلیم پوشید ؛ قرآن مجید از تسلیم پدر و پسر خبر داد که : « فلما اسلما » تسلیم درین جهان مسمار دین است و در آن جهان مفتاح دار السلام . رضا آنست که بنده‌ای بر پسند باشی و بهرچه رود خرسند باشی و منتظر قضای خداوند باشی، و تسلیم آنست که کار آفریده بآفریدگار باز گذاری.

خود تن بقضا در ده و خود سرکش باش

جز آن نبود که نخواهی، خوش باش!


p.672
۱- الف : اعراض مکن ۲- چنين است در هر دو نسخه.