Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة دوم 1

p.613

قوله ‌تع : « للذین یؤلون من نسآئهم » الآیة ... ــ از روی اشارت درین آیات موعظتی بلیغ است و نصیحتی تمام مراعات حقوق حق را جل‌جلاله، كه چون حق خلق را چندین وزن و خطر نهاد كه آنرا فرمان جزم فرستاد، واز بگذاشت آن بیم داد، پس حق‌الله سزاوارتر كه نگه دارند، و از بگذاشت آن به بیم باشند. در بعضی اخبار بیاید كه فردا در قیامت جوانی را بیارند كه حقوق الله ضایع كرده باشد در دنیا، رب‌العزة بنعت هیبت و عزت باوی خطاب كند ــ كه شرم نداشتی و از خشم و سیاست من نه‌ترسیدی؟ كه حق من ضایع كردی؟ و آنرا تعظیم و شكوه ننهادی؟ ندانستی كه من ترا در آن تهاون و تغافل می‌دیدم؟ و كرد تو برتو می‌شمردم؟ خذوه الی الهاویة ببرید او را بدوزخ، كه وی سزای آتش است و آتش سزای وی. و عن ابن‌عباس رض عن النبی قال قال الله عزوجل ــ « انی لست بناظر فی حق عبدی حتی ینظر عبدی فی حقی » و در صحف است ــ كه الله گفت : « انا اكرم من اكرمنی و اهین من هان علیه امری » من او را گرامی دارم كه او مرا گرامی دارد، و او را خوار كنم كه او فرمان من خوار دارد. بنگر این انتقام كه از بنده می‌كشد بحق خود، بآنك حق ویرا بنابر مسامحت است. و بیشتر آن باشد كه درگذارد. اما حقوق مخلوق كه در آن هیچ مسامحت نرود انتقام الله لاجرم در آن بیشتر بود، تابدان حد كه گفته‌اند ــ اگر كسی را ثواب هفتاد پیغامبر بود، و یك خصم دارد به نیم دانگ كه بروی حیف كرده بود، تا آن خصم از وی راضی نشود در بهشت نرود. پس حقوق خلق نگاه باید داشت، و در مراعات آن بجد باید کوشید ، خاصه حقوق زنان و هم جفتان كه رب‌العالمین درین آیت نیابت ایشان می‌دارد، و از شوهران درخواست مراعات ایشان میكند. و مصطفی ع فرمود : « خیركم خیركم لاهله و اناخیركم لاهلی » و قال « استوصوا بالنساء خیرا فانهن عوان عندكم لاتملكن لانفسهن شیئا، و انما اخذتموهن بامانةالله واستحللتم فروجهن بكلمة » ــ گفت این زنان زیر دستان شمااند و امانت خدااند بنزدیك شما، با ایشان نیكوئی كنید و ایشانرا خیر خواهید، خاصه كه پارسا باشند و


p.614

شایسته كه زن پارسای شایسته سبب آسایش مرد باشد، و یار وی در دین.

روزی عمرخطاب گفت ــ یا رسول‌الله از دنیا چه گیرم و چه برگزینم؟ رسول جواب داد : ــ « لیتخذاحدكم لسانا ذاكرا و قلبا شاكرا و زوجة مؤمنة » گفت ــ زبانی ذاكرو دلی شاكر و زنی شایستهٴ پارسا. بنگر تا زن شایسته را چه منزلت نهاد كه قرین ذكر و شكر كرد! و معلوم است كه ذكر زبان و شكر دل نه از دنیاست بلكه حقیقت دین است، زن پارسا كه قرین آن كرد همچنانست. ابوسلیمان دارانی ازینجا گفت: جفت شایسته از دنیا نیست كه از آخرت است، یعنی كه ترا فارغ دارد تا بكار آخرت پردازی، و اگر ترا ملالتی در مواظبت عبادت پدید آید كه دل در آن كوفته شود وز عبادت بازمانی، دیدار و مشاهده وی انسی و آسایشی در دل آرد، كه آن قوت باز آید، و رغبت طاعت بر تو تازه گردد. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ازینجا گفت : ــ راحت و آسایش یكبارگی از دل باز مگیرید كه دل از آن نابینا شود. رسول ‌خدا ع گاه بودی كه در مكاشفات كاری عظیم بروی در آمدی، كه قالب وی طاقت آن نداشتی بعائشه گفتی : ــ « كلمینی یا عائشة » باین سخن خواستی كه خود را قوتی دهد تا طاقت كشیدن بار وحی دارد، پس چون ویرا فازین عالم دادندی، و آن قوت تمام شدی تشنگی آن كار بر وی غالب شدی، گفتی ــ « ارحنا یا بلال ! »

اندرین عالم غریبی زان همی گردی ملول
تا ارحنا یا بلالت گفت باید بر ملا

پس روی بنماز آوردی، و قرةالعین خود در نماز بازیافتی، چنانك در خبرست « جعلت قرة عینی فی الصلواة » عائشه گفت : ــ از آن پس كه روی بنماز آوردی گوئی هر گز ما را نشناخت، و ما او را نشناختیم، و بودی كه در تجلی جلال چنان مستغرق شدی كه گفتی ــ « لی مع‌الله وقت لا یسعنی غیرربی ». در عالم تحقیق این گردش را ستر و تجلی خوانند، اگرنه ستر حق بودی در معارضهٴ جلال تجلی بنده در آن بسوختی، و باسطوات سلطان حقایق پای نداشتی. و الیه الاشارة بقوله : « لو كشفها لا حرقت سبحات وجهه كل شیء ادركه بصره » آن مهتر عالم و آن سید مملكت بنی‌آدم، كه گاه‌گاه استغفار كردی آن طلب ستر بود، كه میكرد ــ فان‌الغفر هوالستر


p.615

والاستغفار طلب الغفر. آنگه ستروی این بود كه ساعتی با عایشه پرداختی و باوی عیش كردی. از اینجا گفته‌اند در وصف اولیا : ــ كه اذا تجلی لهم طاشوا و اذاسترعلیهم ردوا الی الحظ فعاشوا » ابوعبدالله خفیف را گفتند كه عبدالرحیم اصطخری چرا با سگ بانان بدشت می‌شود و قبا می‌بندد؟ گفت ــ « یتخفف من ثقل ما علیه ». میخواهد كه از بار وجود سبك‌تر گردد، و دمی برزند؛ و یقرب منه قول القائل :

ارید لانسی ذكرها فكانما
تمثل لی لیلی بكل مكان

میگوید ــ بهانه جویم كه ترا فراموش كنم تو دریادآئی بهانه بگریزد و من خیره فرومانم. پیرطریقت گفت : الهی چون از یافت تو سخن گویند از علم خود بگریزم، برزهرهٴ خود بترسم، در غفلت آویزم، همواره از سلطان عیان در پردهٴ غیب می‌آویزم، نه كامم بی لكن خویشتن را در غلطی افكنم تا دمی برزنم.


_