p.699
|
نور چشمم خاك قدمهای تو باد
|
|
جانی دارم فدای غمهای تو باد
|
«
لا تَأخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَومٌ
» ــ تقدیس و تنزیه ذات است، كه وی جل جلاله بری از علات است، و مقدس از آفات است.
خوبا حال گشتن است و الله تع پاك از حال گشتن و حال گردیدن، دور از كاستن و افزودن، خواب عیب است و خدای از عیبها بری، خواب غفلت است و خدای از آفات و غفلات متعالی، خواب گردیدن حال است و خدای نه حال گردنه گردشپذیر، خواب شبه مرگ است و خدای زنده پاینده باقی.
|
قَدیرٌ عالمٌ حَیٌ مُریدٌ
|
|
سَمیعٌ مبصرٌ لبسَ الجلالا
|
|
تَقدَّس اَن یكون له شریك
|
|
تَعالی ان یظنّ وان یُقالا
|
خداوندی كه در ذات بیشریك است و در صفات بیشبیه و درقدر بینظیر.
|
در ذات لطیف تو حیران شده فكرتها
|
|
بر علم قدیم تو پیدا شده پنهانها
|
|
در بحر كمال تو ناقص شده كاملها
|
|
در عین قبول تو كامل شده نقصانها
|
«
لَهُ ما فِی السّمواتِ وَما فِی الارضِ
» ــ مكونات و محدثات در زمین و در سموات همه صنع وی و همه ملك وی، نه كسی منابع باوی، نه دیگری غالب بروی، غالب بر آن امر وی، نافذ در آن دانش وی، توان آن بعون وی، داشت آن بحفظ وی.
از
ابن عباس
روایت است كه گفت « الا رضون علی الثور و الثور فی سلسلة و السلسلة فی اذن الحوت و الحوت بیدالرحمن عزوجل ».
«
مَن ذَا الذی یَشفَعُ عِندَهُ اِلا بِاذنِه
» ــ آن كیست كه پندارد كه بیخواست او خود را كاری بر سازد، یا بیدانش او نفسی برآرد، یا بی او باو رسد، فقد خاب ظنه و ضلّ سعیه.
پیر طریقت
گفت : ــ الهی پسندیدگان ترا بتو جستند بپیوستند، ناپسندیدگان ترا بخود جستند بگسستند، نه او كه پیوست بشكر رسید، نه او كه گسست بعذر رسید.
ای برساننده در خود و رساننده بخود! برسانم كه كس نرسید بخود.
|
ای راه ترا دلیل دردی
|
|
فردی تو و آشنات فردی
|