Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة سوم 1

p.709

قوله ‌تع : « الله ولی الذین آمنوا » ــ ولیهم و مولاهم و والیهم و متولیهم از روی معنی همه یكسان‌اند، میگوید ــ الله خداوند مؤمنان است، كارساز و یاری دهنده ایشانست، و راهنمای و دلگشای دوست ایشانست. در بعضی اخبار می‌آید از رسول خدا صلع كه گفت ــ كسی كه كعبة مشرف معظم خراب كند و سنگ از سنگ جدا كند و آتش در آن زند در معصیت چنان نباشد كه بدوستی از دوستان الله استخفاف كند، اعرابئی حاضر بود، گفت یا رسول الله این دوستان الله كه‌اند. گفت مؤمنان همه دوستان خدااند و اولیاء وی، نه خوانده این آیت؟ كه « الله ولی الذین آمنوا » نظیرش آنست كه گفت جل جلاله « ذلك بان ‌الله مولی الذین آمنوا وان الكافرین لا مولی لهم » میگوید ــ الله یار و دوست مؤمناست و كافرانرانه. و نه خود درین جهان دوست و كارساز مؤمنانست كه در آن جهان همچنانست، چنانك گفت « نحن اولیاء كم فی‌الحیوة الدنیا وفی الآخرة . » و در حكایت از قول یوسف گفت « انت ولیی فی الدنیا والاخرة » بسا فرقا كه میان هر دو آیت است از « نحن اولیاءكم » تا « انت ولیی » بس دورست، وانكس كه بدین بصر ندارد معذور است، « نحن اولیاءكم » از عین جمع رود و « انت ولیی » اشارتست بتفرقت، نه از آنك ولی را برنبی فضل است كه نهایت كار ولی همیشه بدایت كار نبی است، لكن با ضعیفان رفق بیشتر كنند و عاجزانرا بیش نوازند، كه جسارت دعوی آشنائی ندارند، و از آنك خود را آلوده دانند زبان گفتار ندارند! هر كه


p.710

درمانده‌تر بدوست نزدیكتر! هر كه شكسته‌تر بدوستی سزاوارتر! « انا عندالمنكسرة قلوبهم من اجلی ».

در خبر می‌آید كه ــ روز قیامت یكی را بحضرت برند، ازین شكستهٴ سوخته، الله گویدبندهٴ من چه داری؟ گوید دو دست تهی و دلی پر درد و جانی آشفته و حیران، در موج اندوه وغمان، گوید همچنین می‌رو تا بسرای دوستان، كه من شكستگان و اندوهگنانرا دوست دارم « انین المذنبین احب الی من زجل المسبحین »

گفتم چه نهم پیش دو زلف تو نثار
گر هیچ بنزد چاكر آئی یكبار
پیشت بنهم این جگر سوخته زار
كاید جگر سوخته با مشك بكار

داود ع گفت ــ بار خدایا! گیرم كه اعضا را بآب بشویم تا از حدیث طهارت پذیرد، دل را بچه شویم تا ازغیر تو طهارت پذیرد؟ فرمان آمد كه۰ یا داود دل را بآب حسرت و اندوه بشوی تا بطهارت كبری رسی، گفت بار خدایا این اندوه از كجا بدست آرم؟ گفت این اندوه ما خود فرستیم، شرط آنست كه دامن در دامن اندوهگنان و شكستگان بندی، گفت بار خدایا ایشانرا چه نشانست. گفت « یراقبول الظلال ویدعوننا رغبا ورهبا » همه روز آفتاب را می‌نگرند تا كی فرو شود و پرده شب فرو گذارند، تا ایشان درخلوتگاه « ونحن اقرب »كوفتن گیرند، فمن بین صارخ و باك و متأوه، همه شب خروشان و سوزان و گریان، با نیاز و گداز، روی بر خاك نهاده و بآواز لهفان ما را میخوانند، كه ... یا رباه یا رباه. بزبان حال میگویند :

شبهای فراق تو كمانكش باشد
صبح از بر او چو تیر آرش باشد
وان شب كه مرا با تو بتاخوش باشد
گوئی شب را قدم بر آتش باشد

و از جبار عالم ندا می‌آید كه ـ ای جبرئیل و میكائیل ــ شما زجل تسبیح بگذارید كه آواز سوخته می‌آید، هر چند بار عصیان دارد اما در دل درخت ایمان دارد، در آب و گل مهر ما سرشته دارد، مقربان ملا اعلی از آن روز باز كه در وجود آمدند، تا برستاخیز دست در كمربندگی ما زده‌اند، و فرمان را چشم نهاده و در آرزوی یك نظر میسوزند، انگشتان حسرت در دهان حیرت گرفته كه این چیست! خدمت اینجا و محبت آنجا. دویدن و پوئیدن بر ما و رسیدن و نادیدن ایشانرا! و عزت احدیت بنعت تقدیر


p.711

ایشانرا جواب میدهد كه ــ كار سوز دارد و اندوه، نهاد ایشان معدن سوزست و كان اندوه.

بی كمال سوز دردی نام دین هرگز مبر
‌بی جمال شوق وصلی تكیه بر ایمان مكن
‌در خم زلفین جان آویز جانان روز وصل
جز دل مسكین خون آلود را قربان مكن


p.709
قرآن مجید، فصلت ۳۱: نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ؛ یوسف ۱۰۱: أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ؛ فصلت ۳۱: نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ.