p.24
بازگشت آن در آخر باوست! منه بدأ والیه یعود.
و گفتهاند كه اشارت بمخلوقات و مكونات است، كه درآمد هر چیز در بدایت از قدرت اوست، و بازگشت همه در نهایت با حكم اوست.
درویشی را در حال وله پرسیدند كه « ما إِسْمُكَ؟ »
جواب داد كه « هُوَ »
ــ گفتند از كجا میآئی؟
ــ گفت « هُو » ـ گفتند چه میخواهی؟
گفت « هُو »
ــ گفتند : لعلَّك تریدالله؟ مگر بآنچه میگویی الله را میخواهی؟
درویش كه نام الله شنید جان خویش نثار این نام كرد، و از دنیا بیرون شد.
|
نام تو بصد معنی نقّاش نگارند
|
|
|
بر یاد تو و نام تو می جان بسپارند
|
|
بر بوی وصال تو همی جان بفشانند
|
|
|
وز وصف تو در دست بجز عجز ندارند
|
قوله تعالی. «
منْهُ آیاتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ إِمُّ الكِتابِ و َأْخَرُ مُتَشابهاتٌ
» دو قسم عظیم است از اقسام قرآن : یكی ظاهر روشن، یكی غامض مشكل، آن ظاهر، جلال شریعت راست، و این مشكل جمال حقیقت راست، آن ظاهر بآنست تا عامهٴ خلق بدریافت آن و عمل بدان بناز و نعمت رسند.
و این مشكل بآنست تا خواص خلق بتسلیم آن و اقرار بآن براز ولی نعمت رسند.
و از آنجا كه نعمت و ناز است تا آنجا كه أُنس و راز است بسا نشیب و فراز است، و از عزت آن حال و شرف آن كار پردهٴ غموض و تشابه از آن بر نگرفت، تا هر نامحرمی درین كوی قدم ننهد، كه نه هر كسی شایسته دانستن اسرار ملوك بود.
|
رو گرد سراپردهٴ اسرار مگرد
|
|
كوشش چه كنی كه نیستی مرد نبرد
|
|
مردی باید ز هر دو عالم شده فرد
|
|
كو جرعه دُرد دوستان داند خورد
|
قوله : ـ «
رَبَّنا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَیْتَنا
... » الایه ـ حین صدقوا