p.33
دعا كرد گفت : بار خدایا! قوت آل محمد قدر كفایت كن! این قدر كفایت چون برای فراغت عبادت بود خود عین عبادتست كه زاد راه است و زاد راه هم از راهست.
شیخ ابوالقاسم گرگانی
را ضیعتی بود حلال، كه از آن كفایت وی در آمدی، یك روز غله آن ضیعة آورده بودند.
شیخ یك كف از آن بر گرفت و
گفت : « این با توكل همهٴ متوكلان عوض نكنم » و سر این كسی شناسد كه بمراقبت دل مشغول بود، و داند كه فراغت از كفایت چه مدد دهد رفتن راه را.
«
ان الذین كفروا لن تغنی عنهم اموالهم
» الایة... اگر هرچه خزائن زمین است و اموال دفین است كافرانرا باشد و جمله فدای تن خویش كنند تا خود را بآن باز خرند، و از عذابالله برهند، ازیشان نپذیرند و آن انفاق مال ایشانرا سود ندارد و بكار نیاید، خواه تا در مواساة درویشان بود، خواه تا در مصالح عموم خلق از بهر آنكه عبادت مالی در مراتب طاعت رتبت سوم است : نخست اعتقاد صافی باید، پس عبادت بدنی، پس عبادت مالی.
و كافران را نه اعتقادست، و نه عبادت بدنی پس عبادت مالی ایشانرا بچه كار آید و چه سود دارد؟
باز بنده مومن دلی دارد معتقد، زبانی دارد موحد، اركانی دارد متعبد، پس اگر سر اعتقاد دل و ذكر زبان و تعبد اركان صدقهٴ دهد، یا بوجهی از وجوه خیرات خرجی كند، اگر چه شبهت را در آن مدخل بود امیدست كه چون بدرقه اعتقاد با آن همراه بود، آنرا رد نكنند.
ازین عجبتر كه باصفاء اعتقاد احكام اصول سنت اگر از اعمال خیزد ز دیوان وی چیزی بر نیاید هم امید رستگاری هست.
بحكم آن خبر كه
مصطفی ص
گفت : « یقولالله تعالی قد شفع النبیون و الملائكه و المومنون و بقی ارحم الراحمین.
قال : فیقبض قبضة او قبضتین من النار فیخرج خلقا كثیرا لم یعملوا خیرا.