Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
3 آل عمران سوم 2

p.32

قوله تعالی : « ان الذین كفروا لن تغنی عنهم اموالهم » الآیه ... جلیلا! خدایا! كریما! مهربانا! كه در وعید كافران مومنانرا وعده می‌دهد! و در ذم ایشان اینان را می‌نوازد، میگوید : كافران را فردای قیامت مال و فرزند بكار نیاید، و ایشانرا سود ندارد، یعنی كه مؤمنانرا بكار آید هر گه كه حقوق آن بجای آرند، و آنرا دام دین خویش سازند، و سعادت ابدی بدان جویند. مصطفی ص گفت : « نعم‌ المال الصالح للرجل الصالح، نعم العون علی تقوی‌الله المال » همانست كه رب‌العالمین گفت : واتبع فیما آتاك‌الله الدارالاخرة » می‌گوید : در آنچه ترا داد ازین جهان آن جهان بدست آر! و سعادت آخرت طلب كن! و این سعادت آخرت در معرفت خدای است، و معرفت از نور دلست، و نور دل از چراغ توحید، و اصل این چراغ موهبت الهی است اما مادت آن از اعمال و طاعات تن است، و طاعات از قوه نفس است، و قوه نفس از طعام و شراب و كسوتست، و طعام و شراب و كسوة عین مالست. پس مال بدین تدریج سبب سعادت ابدی است. اما باید كه بقدر كفایت برنگذرد، كه آنگه سبب طغیان شود، چنان كه گفت : « ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی » وزبهر این رسول خدا


p.33

دعا كرد گفت : بار خدایا! قوت آل محمد قدر كفایت كن! این قدر كفایت چون برای فراغت عبادت بود خود عین عبادتست كه زاد راه است و زاد راه هم از راهست.

شیخ ابوالقاسم گرگانی را ضیعتی بود حلال، كه از آن كفایت وی در آمدی، یك روز غله آن ضیعة آورده بودند. شیخ یك كف از آن بر گرفت و گفت : « این با توكل همهٴ متوكلان عوض نكنم » و سر این كسی شناسد كه بمراقبت دل مشغول بود، و داند كه فراغت از كفایت چه مدد دهد رفتن راه را.

« ان الذین كفروا لن تغنی عنهم اموالهم » الایة... اگر هرچه خزائن زمین است و اموال دفین است كافرانرا باشد و جمله فدای تن خویش كنند تا خود را بآن باز خرند، و از عذاب‌الله برهند، ازیشان نپذیرند و آن انفاق مال ایشانرا سود ندارد و بكار نیاید، خواه تا در مواساة درویشان بود، خواه تا در مصالح عموم خلق از بهر آنكه عبادت مالی در مراتب طاعت رتبت سوم است : نخست اعتقاد صافی باید، پس عبادت بدنی، پس عبادت مالی. و كافران را نه اعتقادست، و نه عبادت بدنی پس عبادت مالی ایشانرا بچه كار آید و چه سود دارد؟ باز بنده مومن دلی دارد معتقد، زبانی دارد موحد، اركانی دارد متعبد، پس اگر سر اعتقاد دل و ذكر زبان و تعبد اركان صدقهٴ دهد، یا بوجهی از وجوه خیرات خرجی كند، اگر چه شبهت را در آن مدخل بود امیدست كه چون بدرقه اعتقاد با آن همراه بود، آنرا رد نكنند. ازین عجبتر كه باصفاء اعتقاد احكام اصول سنت اگر از اعمال خیزد ز دیوان وی چیزی بر نیاید هم امید رستگاری هست. بحكم آن خبر كه مصطفی ص گفت : « یقول‌الله تعالی قد شفع النبیون و الملائكه و المومنون و بقی ارحم ‌الراحمین. قال : فیقبض قبضة او قبضتین من النار فیخرج خلقا كثیرا لم یعملوا خیرا.


_