p.55
و لَاٰ اِلَهٰ غَیْره، درین آیت دوستانِ خود را مینوازد، و روش ایشان باز میگوید ؛ و گفتار و كردارِ ایشان میستاید، و میپسندد.
آفرینِ خدا بر آن
جوانمرد
ان باد كه در هر چه گویند و هر چه خواهند و هر قاعدهٴ كه نهند از اول نام دوست برند، و ازو گویند، و باو گویند، كه با او خو كردهاند و بآن آسودهاند.
|
با هر كه سخن گویم گر خواهم و گر نه
|
|
|
ز اول سخن نام تو ام در دهن آید
|
آنگه در هر چه شنوند و خوانند گویند : « آمَنَّاٰ » در گفته الله گویند « آمنّا » در گفتهٴ
رسول
گویند « آمنا » از ذاتِ صمدی و صفاتِ سرمدی شنوند گویند « آمنّا » بهشت و دوزخ و ترازو و صراط شنوند گویند « آمنّا » امروز نادیده در غیبت « آمنّا » فردا در قیامت با مشاهدت « آمنّا » جلال رؤیت ذوالجلال، و رضوان اكبر، هم در قیامت هم در بهشت ثمرهٴ « آمَنَّاٰ. » ــ
|
بهرچ از اولیا گویند ارزقنا روفَنَّا
|
|
|
بهرچ از انبیا گفتند : آمنّا و صدقنّا
|
اگر نیاز نمودند و آمرزش خواستند «
فَاعْفِرْ لَنَاٰ ذُنُوْبَنَاٰ
» ـ خداوندا! خطِ كرم بر گناهانِ ما كش، و این نهادهای ضعیف را مسوز بآتشْ.
خداوندا! بحرمتِ این دلهاء با وصال تو خوش، كه نسوزی ما را بآتش!
فریاد ازو كه باو بدگمانست، از گمان بدت او را چه زیان است!
«
وَقِنَا عَذَاٰبَ النَّاٰرِ
» خداوندا! ما را از آتش دوزخ پرهیز ده!
و از عقوبتِ خویش ما را گریز ده!
ــ این جا نكتهٴ عزیز گفتهاند : آتش هر چند قویتر و سوزانتر بود چون آب بآن رسد نیست شود، یا بباد كشته گردد، آن ساعت كه تو خلوتی را دست آری، و در پس زانو نشینی، و قطرهٴ چند آب از چشم فرو باری، فرشتهٴ را گویند این آب نگهدار.
نفسی سرد از سر حسرت و درد برآری، فرشتهٴ دیگر را گویند