p.115
پیش تحذیر بیگانگانست از شور دل و شرک زبان، و بیم دادن ایشان از آتش عقوبت و سیاست قطعیت حق، مؤمن آنست که چون آیت اول شنود بترسد و بی آرام شود، و از عذاب دوزخ باندیشد و چون آیت دوم شنود شاد شود و دل دربندد و امید قوی کند و آرام در دل آرد.
رب العالمین هر دو کس را بستود، آن ترسنده و این آرمیده ـ ترسنده را میگوید «
انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم
» و آرمیده را میگوید : «
الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکرالله
».
و سنت خداوند کریم جل جلاله آنست که هر جا که آیت خوف فرستد و بندگانرا از پی آن بترساند از پی آن آیت رجا و رحمت فرو فرستد و دل ایشانرا آرام دهد تا نومید نشوند.
«
وبشر الذین آمنوا
» ـ هر که امروز در میدان خدمت است بشارتش باد که فردا در مجمع روح و ریحان است، و نه هر که ببهشت رضوان، بکرامت روح و ریحان رسید.
بهشت رضوان غایت نزهت متعبدان است، و روح و ریحان قبلهٴ جان محبانست، بهشت رضوان علیین و دارالسلام است، و روح وریحان در حضرت عندیة تحفهٴ جان عاشقانست، هر که حرکات را پاس دارد ببهشت رضوان رسد ـ هر که انفاس را پاس دارد بروح و ریحان رسد.
این روح و ریحان که تواند شرح آن و چه نهند عبارت از آن، چیزی که نیاید شرح آن در زبان چون توان، بادی درآید از عالم غیب که آنرا باد فضل گویند میغی فراهم آرد که آنرا میغ بر گویند، بارانی ببارد که آنرا باران لطف گویند سیلی آید از آن باران که آنرا سیل مهر گویند .
|
سیلی باید که هر دو عالم ببرد
|
|
تا نیز کسی غمان عالم نخورد
|
آن سیل مهر بر نهاد آب و خاک گمارند تا نه از آب نشان ماند نه از آب خبر، نه از بشریت نام ماند نه از انسانیت اثر .
هر شغل که خواست از آب و گل خاست، هر شور که آمد از بشریت و انسانیت آمد.
هر دو بگذار تا بنیستی رسی و از نیستی برگذر تا بروح و ریحان رسی.
|
دیدیم نهان گیتی و اصل جهان
|
|
از علت و عار برگذشتیم آسان
|
|
آن نور سیه ز لانقط برتر دان
|
|
زان نیز گذشتیم نه این ماند ونه آن
|