p.151
یكی از بزرگانِ دین خدای را عزَّ و جلّ ثنا كرد و گفت : « یامَنْ یُقدِّر ولكنّه یغفر، یامن یعلم و لكنّه یَحلُمُ، یامن یُبْصرُ وَ لكنَّه یَصْبِرُ. »
این ثنا از آن خبر بر گرفت كه : « انَّ حَمَلَةَ العرش ثمانیةٌ. اربعةٌ تسبیحهم : سبحانالله عددَ حلمه بعد علمه، و اربعةٌ تسبیحهم سبحانالله عَدَدَ عفوه بعد قدرته.
قوله : « اَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَاَتَكُنْ مِّنَ الْمُمْتَرِیْنَ » ـ یا
محمد
(ص) نگر تا در گمان نیفتی كه ما را در قدرتِ ایجاد شریك و انباز نیست، و ما را در آن بكس حاجت و نیاز نیست، و جز ما كس را قدرتِ ایجاد و اختراع سزا نیست.
یكی از
پیران طریقت
در مناجات گفت : خداوندا! كار آنكس كند كه تواند و عطا آنكس بخشد كه دارد، پس رهی چه دارد و چه تواند؟
چون توانائی تو كرا توانست؟
و در ثناء تو كرا زبانست؟
و بی مهرِ تو كرا سرورِ جان است؟
|
بی نسیم مهرِ دلبر راحتِ گلزار نیست
|
|
|
بی فروغ آن رخ گلرنگ نور و نار نیست
|
قوله : « فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ مَاجَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ » ـ ای مهتر! این بیگانگان با نهادِ خراب، و جهلِ بی اندازه، و عقل مدخول، ایشان را چه سیری كند این آیتِ اعتبار و قیاس كه بر ایشان خواندی از راه اعجاز؟
این آیت مباهلة بر ایشان خوان، و پس بر ایشان قهر و سیاست ما گوش دار.
مصطفی
(ص) گفت : آتش آمده بر هوا ایستاده اگر ایشان مباهلت كردندی در همه روی زمین از ایشان یكی نماندی.
و اصحاب مباهله پنج كس بودند
مصطفی
(ص) و
زهرا
(ع) و
مرتضی
(ع) و
حسن
(ع) و
حسین
(ع).
آن ساعت كه بصحرا شدند
رسول
ایشان را با پناهِ خود گرفت، و گلیم بر ایشان پوشانید، و گفت : « اَللَّهُمَّ! اِنَّ هَؤُلَاءِ اَهْلِی
جبرئیل
آمد و گفت : « یَا محمد! وَ اَنَا مِنْ اَهْلِكُمْ »، چه باشد یا محمد اگر مرا بپذیری و در شمار اهل بیت خویش آری؟،
رسول
(ص) گفت : « یا
جبرئیل
وَ اَنْتَ مِنَّا »، آنگه
جبرئیل
باز گشت