Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
3 آل عمران سوم 2

p.163

قوله تعالی : « یا اهل الكتاب لم تحاجون فی ابراهیم » الآیة ... از روی حقیقت این آیت اشارتست بلظف خدای با بندگان، و پسندیدن طاعت ایشان، و جزاء آن دادن به اضعاف كردار ایشان. خلیل الله (ع) كه در راه توحید منزل داشت و در حقیقت تفرید هر چیز جز الله بگذاشت، و همه در باخت، مال بمهمان داد، و فرزند بقربان داد، و خود را بنیران. رب‌العالمین آن از وی بپسندید، و حكایت كرد از وی، و گفت : « فانهم عدو لی الا رب‌العالمین » ابراهیم (ع) آنست كه هر چه دون ماست همه را بدشمن گرفت، و دوستی ما بر همه اختیار كرد، بزبان حال گوید :


p.164

امروز كه ماه من مرا مهمان است

بخشیدن جان و دل مرا پیمانست
دل را خطری نیست، سخن در جانست

جان افشانم كه روز جان افشانست

لاجرم رب‌العزة نقاب ضنت بر روی خلت وی فرو گذاشت و حجاب غیرت در میان وی و خلق نگه داشت. همه در دعوی كردند كه وی ماراست، رب‌العزت گفت : نی، كه او خدا راست، « و اتخذاالله ابراهیم خلیلا ». جهودان و ترسایان و مشركان هر كسی دروی دعوی كردند، رب‌العزت او را از همه بری كرد و بخود قریب كرد.

« و ماكان ابراهیم یهودیا و لانصرانیا ولكن كان حنیفا مسلما » ــ نظیر این، قصهٴ سلمان است بروز خندق ، هر كس درو دعوی كردند. مهاجران گفتند : از ماست، انصار گفتند : از ماست، مصطفی (ص) گفت : « نه آن و نه این، بلكه از ماست، سلمان منا اهل‌ البیت ». سلمان در جستن دین حق و راه مصطفی (ص) چندان ریاضت بر خود نهاد تا خود را تسلیم كرد تا او را به بندگی بفروختند. چنانكه در قصهٴ وی بیاید، كه بدایت كار كه طالب حق بود و در جست‌جوی مصطفی (ص) و دین وی بود، در دیار حجاز زنی از جهینه او را بخرید و او را شبانی فرمود و زبان حالش میگوید :

گردان گردان به بندگیت افتادم

آن دولت شد كه گفتمی آزادم

لاجرم چون آزادی خویش در آرزوی مشاهدهٴ مصطفی (ص) خرج كرد، مصطفی (ص) با وی این كرامت كرد كه از همه باز برید و با پناه عصمت خویش گرفت. من رفع خطوة الینا وجد نعمة لدینا و من وقع علیه غبار موكبنا ظهرت علیه آثار نعمنا. و فی الخبر : من تقرب الی شبرا تقربت الیه ذراعا، و من تقرب الی ذراعا تقربت الیه باغا و من اتانی مشیا اتیته هرولة! بعزت عزیز كه اگر یك قدم در


p.165

راه خدمت حق برداری هزاران نوالهٴ نعمت از مائدهٴ لطفش برداری! منك یسیر خدمة و منه كثیر نعمة، منك قلیل طاعة و منه جلیل رحمة، منك قدم واحد و منه كرم وافر.

خلیل (ع) قدمی چند برداشت در راه حق چنانكه گفت : « انی ذاهب الی ربی » رب‌العزت آن قدم از وی بپسندید، و جهانیان را بر اتباع او خواند « فاتبعوا ملة ابراهیم حنیفا. » ابراهیم روی بما نهاد و هر كه ما را میخواهد تا بر پی وی روان باشد. فرمان آمد كه : یا محمد (ص) ! یا مهتر عالم، یا سید ولد آدم! ابراهیم را فرزند نجیب توئی، و قرة العین مملكت توئی، تو سزاوارتری كه اتباع وی كنی كه قدر امیران امیران دانند، و آنگه امت تو كه بهترین امم ایشانند. این است كه رب‌العالمین گفت : « ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی والذین آمنوا » آنگه تابع و متبوع همه فراهم گرفت، و تاج ولایت و محبت بر فرق ایمان ایشان نهاد و گفت : « والله ولی الذین آمنوا » خدای یار و دوست مؤمنان است و بایشان نزدیك، و لطیف و مهربان است، و مهربانی وی نه امروزینه كه از ازل تا جاودان است.


_