Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
3 آل عمران سوم 2

p.173

قوله تعالی : « ولاتؤمنوا الّا لمن تبعَ دینكم » ـ بعضی مفسّران گفتند : این خطاب خدای با مسلمانان است، و نواختِ اهل معرفت و ایمان ست، و منّت نهادن خدای در دین اسلام برایشان است. و آنگه این خطاب را دو طریق است : از یك روی خطابست با عامّهٴ مؤمنان این امّت، و از یك روی خطاب عارفانست و خواصّ اهل طریقت. . وجه اوّل آنست كه : یا معشرالمسلمین گمان مبرید و استوار مدارید كه كسی را آن دهند كه شما را دادند، چون دین اسلام دینی نه، و شما را دادند. چون قرآن كتابی نه، و شما را دادند. چون محمد (ص) پیغامبری نه، و شما راست. چون كعبه قبله‌ای نه، و شما راست. چون ماه رمضان ماهی نه، و شما راست. چون روز آدینه روزی نه، و شما راست. همهٴ شرعها منسوخِ شرع شما و همهٴ عقدها منسوخ عقد شما، همهٴ كمال دین و شریعت و جمال حقیقت و طریقت در عهد شما. و ذلك فی قوله تعالی : « الیومَ


p.174

اكملتُ لكم دینكم واتمَمْتُ عَلیكم نعمَتی و رضیتُ لكُم الاسلامَ دیناً ». اكنون شكر این نعمت بجا آرید، و معبود خور را سپاس داری كنید و فرمان برید. فرمان اینست كه : « ولا تؤمنوا اِلّا لِمَنْ تَبِعَ دینكم ». جز باهم دینانِ خویش موالات مگیرید، و جز با مؤمنان برادری مكنید، و از بیدینان و بیگانگان كرانه گیرید. همانست كه گفت : « و لا تَركَنوا الَی الَّذین ظَلموا فتَمَسَّكُمُ النّار » و قال تعالیٰ : « وَ لا تَجِدُ قوماً یُؤمنونَ بالله و الْیومِ الاخرِ یُوادّونَ مَن حادَّالله و رسوله » و آنگه این نعمت و كرامت همه از معبود خود بینید، و او را منّت دارید، و با او سببی در میان میارید، و شرك مگوئید كه این هدایت و غوایت و این برتری و فروتری همه از فضل و عدل اوست، همه بارادت و حكمِ اوست. « قُل اِنَّ الهُدیٰ هُدَی الله ». « قلِ انَّ الفضلَ بِیَدِالله ».

وجه دیگر آنست كه : این خطاب عارفانست، و نواختِ محبّان است، میگوید : « لا تُفشوا اسرارَ الحقِّ اِلیٰ غیر اهله ». راز دوستی با كس مگوئید، و سرّ درویشی بر نااهلان اظهار مكنید، و چهرهٴ جمال حقیقت را بُرقَعِ تعزّز فرو گذارید، تا هر دیدهٴ نامحرم بدو ننگرد :

چون خوری می، با حریفِ محرم پر درد خور

چون زنی كم، با ندیم زیركِ هشیار زن

شبلی را با حق رازی بود در میان، گفت : بار خدایا! چون بود كه حسین منصور را از میان ما بر گرفتی؟ گفت : رازی بوی دادم و سرّی با وی نمودم بنااهلان بیرون داد، بوی آن فرود آوردم كه دیدی.

فرمان در آمد كه : یا محمد (ص) « و تراهُم یَنظرونَ الیكَ وَهُم لا یُبْصِرون. » تو پنداری كه عتبه و شیبه و ولید بن مغیرة و بوجهل ترا می‌بینند؟ كلّا و لمّا! ایشان دیدهٴ نامحرم دارند شایستهٴ شواهد جمال تونیند! بگذار تا شوند. گوشهٴ دلِ


p.175

خویش بایشان مشغول مدار، یكی را بلال و سلمان و صهیب پرداز كه مقبول شواهد مملكت و مرفوع درگاه احدیت ایشان‌اند. یا محمد (ص) تو تصرّف از میان بردار، حكم ما را قابل باش، و نعمت ما را شاكر. این تخصیص هدایت و موهبتِ معرفت، كار الٰهیّت ما است، و خاصیّت ربوبیّت ما. این است كه ربّ العالمین گفت : « یَختصُّ برحمته مَن یَشاء »، ای بِنعمته یختصّ من یشاء، فقوم اختصَّهُمُ الارزاق، و قومٌ اختصهم بنعمة الاخلاق، و قوم اختَصَّهم بنعمة العبادة، و آخرین بنعمة ‌الارادة و آخرین بتوفیق الظّاهر، و آخرین بتحقیق السّرائر، و آخرین بعطاء الابشار، و آخرین بلقاء الاسرار. یقول‌الله تعالی و قوله الحقّ : « و اِن تَعُدّوا نعمة الله لا تُحصوها »، « و یختصّ برحمته من یشاء ».

مبهم فراهم گرفت و كس را معیّن نكرد، تا امید داران در امید بیفزایند، و ترسندگان در ترس بمانند كه بنده را در مقام عبادت و طاعت به از اومید و ترس حالی نه بینی، كه رب‌ّ‌العالمین بندگان را درین دو حال بستود گفت : « یرجون رحمته و یخافون عقابَه ».

و نیز تنبیه میكند كه بنده اگرچه در طاعت بغایت كوشش رسد، و شرط بندگی بتمامی بجای آرد، آخر الامر آن بود كه رحمةالله او را رهاند. و فی ذلك مارُوِیَ عن ‌النّبی (ص) : « لا یدخل ‌الجنة احد بعمله، قیل ولا انت یا رسول‌االلهِ؟ قال : ولا أنَا الّا ان یتغمدنی‌الله برحمته. »


_