Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
3 آل عمران سوم 2

p.249

قوله تعالی : « كنتم خیر امة » ـ این آیت از یك روی بیان شرف صحابهٴ


p.250

مصطفی (ص) است كه اركان خلائق‌اند، و برهان حقائق. عنوان رضاء حق‌اند، و ملوك مقعد صدق. ائمهٴ اهل سعادت‌اند، و انصار نبوت و رسالت، و مستوجب ترحم امت، و اخیار خضرت مصطفی (ص)، و بعد از انبیا و رسل بهترین ذریة آدم ایشانند، و بیمن اقبال ایشان دود شرك واطی ادبار خود شد، و انوار دین و شریعت از مكنونات غیب ظاهر گشت. در آیت جمال « لااله الاالله »، و هیبت جلال « محمد رسول‌الله » بغیرت ایشان در ملأ اعلی بیفروخت. قال النبی (ص) : « الله فی اصحابی! لا تتخذوهم من بعدی غرضا، فمن احبهم فیحبنی احبهم، و من ابغضهم فیبغضنی ابغضهم، و من اذا هم فقد آذانی، و من آذانی فقد آذی الله، و من آذی الله فیوشك ان یاخذه، مامن احد من اصحابی یموت بارض الا بعث قائدا و نورا لهم یوم القیامة.

بعضی از مفسران حكم این آیت بر عموم راندند، گفتند : حقیقت این بشرف امت اتباع باز میگردد از عهد مصطفی (ص) تا بدامن قیامت. و امت اتباع دیگراند، و امت اجابت دیگر. و امت دعوت دیگر، و شرح آن در سورة البقرة رفت. اما امت اتباع كه این آیت در شأن ایشان است، و مشتمل بر صفت و سیرت ایشان سعداء ملت‌اند، و امناء درگاه عزت، و اشراف علیین، واعزهٴ رب‌العالمین، حملهٴ قرآن و اخبار، و خزنهٴ آثار، فرقة ناجیه و امت مرضیه اهل سنت و جماعت، كه ظاهر ایشان بمتابعت و قدوت مقید است، و باطن ایشان بمعرفت و فراست مؤید. عمر بن الخطاب گفت : فردای قیامت كه رب‌العزت ندا كند : « این رجالنا؟ » كس نیارد كه سر بر آرد مگر اهل سنت و جماعت گویند : « لبیك! لبیك! اللهم لبیك » رب‌العزت گوید : « صدقتم عبادی! انتم احبائی أكرمكم‌ الیوم بما تشتهون لتمسككم بكتابی و متابعتكم رسولی ». آن ساعت بود كه اهل ضلالت گویند : « یالیتنی اتخذت مع ‌الرسول سبیلا ». قال‌ النبی (ص) : « لایزال طائفة من امتی امة قائمة بامرالله، لایضرهم من خذلهم و لا من خالفهم، حتی یأتی امرالله، و هم علی ذلك. » و قال (ص) : « من اشد امتی بی جبا، ناس یكونون بعدی یود


p.251

احدهم لور آنی باهله و ماله. »

قوله : « كنتم خیر أمة » ـ روایت است از ابن عباس و مجاهد كه : خیریت این امت آنست كه پیغامبر را بقتال فرمودند كه ایشان را بكره ایشان در دین اسلام و عز شریعت آر، و آنچه صلاح كار و بهینهٴ حال ایشانست ایشانرا الزام كن ؛ و آنگه رب‌العالمین برایشان منت نهاد، گفت « و الزمهم كلمة التقوی و كانوا احق بها و اهلها ». میگوید : الله در ایشان بست، و ایشانرا الزام كرد آن كلمهٴ شهادت، كه نشان دوستی است و شرف دو جهانست، و سبب سعادت جاودانی است. و ایشان خود از در آن بودند و سزاء آن بودند. از دور آدم (ع) تا منتهای عالم هیچ امت را این منزلت و رتبت ندادند كه ایشان را بسلسلهٴ قهر از ذل كفر بعز اسلام آوردند، و طوق سعادت در گردن ایشان كردند، مگر این امت را چنانكه امروز بسلسلهٴ قهر ایشان را در دین آوردند فردا هم ایشان را بسلسلهٴ لطف ببهشت برند. مصطفی (ص) گفت : « عجب ربك من قوم یقادون الی الجنة بالسلاسل. » و تا نگوئی كه این خیریت كه ایشان را برآمد بوسیلت اعمال و تصفیت احوال برآمد، لیكن عنایت ازلی بر ایشان اقبال كرد و بنواخت، و اختیار روز میثاق كار ایشان بساخت. این كرامت و نواخت، و این منزلت و مرتبت ایشان از آنست كه امت محمد (ص) اند كه مهتر عالم است، و سید ولد آدم ، چون مصطفی (ص) خیر الانبیاء و الرسل بود لاجرم امت وی خیر الامم بودند.

« كز خانه بكدخدای ماند همه چیز »

قوله : « تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر » ـ بزبان اهل اشارت معروف خدمت حق است، و منكر صحبت نفس، معروف روشنائی جمع است و سبب وصلت، و منكر تاریكی وقت است و مایهٴ بدعت. آن نواختگان فضل راست و این زخم‌خوردگان عدل راست ؛ هرگز كی برابر باشند؟ و چون بهم بسازند؟ خواندگان


p.252

فضل و راندگان عدل؟ این است كه رب‌العالمین گفت : « لیسوا سواء ». چون هم نباشند و راست نیایند دانا و نادان، آشنا و بیگانه، خداپرست و هواپرست. متی استوای الضیاء و الظلمة؟ متی استوی الیقین و التهمة؟ متی استوی الوصلة و الفرقة؟ هذا متصف بالولاء، و ذاك منحرف عن الوفاء. هیهات لایلتقیان و لایستویان.

ایها المنكح الثریا سهیلا
عمرك الله كیف یلتقیان!
هی شامیة اذا ما استقلت
و سهیل اذا استقل یمان
كسی كاندر صف مردان، بمی خواری كمر بندد

برابر كی بود، با آن كه دل در خیر و شر بندد؟


_