p.261
دنیوی همچون بادست، از باد در دست چه حاصل بود؟
كار ملك دنیا همچنان بود.
و هم ازین باب است آنچه
مصطفی
(ص) گفت : « ماالدنیا فی الآخرة الا مثل مایجعل احدكم اصبعه السبابة فی الیم فلینظر بم یرجع! »
قوله : « یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونكم » ـ اقتضاء این آیت آنست كه هر چه در راه بنده آید كه سر بفسادی بیرون خواهد برد، از آن احتراز كند و دوری جوید.
و آن چهار چیز است : یكی دنیا، د دیگر خلق، سدیگر نفس، چهارم شیطان.
دنیازادست و تو مسافر در كشتی نشسته، اگر زیادت بر گیری كشتی غرق شود و تو هلاك شوی، خواهی كه ازین فتنهٴ دنیا برهی « نجا المخفون و هلك المثقلون » برخوان.
میگوید : سبكباران رستند، و گرانباران خستند.
د دیگر خلقاند، و تا راندهای نبود از درگاه حق گرد خلق نگردد، هر كه با خلق آرام گرفت از حق باز ماند. دوستی حق و دوستی خلق در یك دل جمع نشوند، « ماجعلالله لرجل من قلبین فی جوفه ».
|
مهر خود و یار مهربانت نرسد
|
|
|
این خواه گر آنكه این و آنت نرسد
|
|
استقبلنی و سیفه مسلول
|
|
و قال لی واحدنا معزول.
|
|
آمد بر من كارد كشیده بر من
|
|
|
گفتا كه : درین شهر تو باشی یا من؟!
|
سوم نفس است كه مایهٴ هر سودائی است و اصل هر غوغائی « ان النفس لامارة بالسوء ».
اگر توفیق رفیق بود و در جهاد نفس ترا دست بود، كارت چنان آید كه ربالعالمین گفت : « و من یوق شح نفسه فأولئك همالمفلحون ».
چهارم
شیطان
است، كه با وی گفتهاند : رو همباز ایشان باش در مال و در فرزند : « و شاركهم فی الأموال و الأولاد »، اما نه هر دلی خانهٴ
شیطان
بود، دل باشد كه