p.284
مافضل من اموالهم.
اشارت میكند كه : « و العافین عن الناس » ایشانند كه گناه از مردمان در گذارند و محو كنند، پس بر آن اقتصار نكنند بلكه ایشانرا بنوازند، و از فضل مال خویش ایشان را عطا دهند.
این صفت محسنان است و الله تعالی دوست ایشانست كه میگوید : « والله یحب المحسنین ».
احسان در معاملت حق آنست كه : « ان تعبدالله كأنك تراه »، و در معاملت خلق آنست كه : اگر كسی با تو بد بود تو با وی نیك باشی.
و آنكس كه ترا نشاید، تو وی را بشائی ؛
و بذلك امرالله عز و جل : « خذ العفو » ای : خذ الفضل و المحاسن من الأخلاق، فاعف عمن ظلمك، وصل من قطعك و احسن الی من یسئ الیك.
« و الذین اذا فعلوا فاحشة » الآیة ... ـ لطیفهٴ این آیت آنست كه الله به
موسی
(ع) وحی فرستاد كه ظالمان را گوی تا ذكر من نكنند كه آنگه من ایشان را بلعنت یاد كنم ؛
و ظالمان این امت را گفت : « او ظلموا انفسهم ذكروا الله ».
اینان را در ذكر بستود، آنگه گفت : « و من یغفر الذنوب الا الله »؟ یعنی كه : شما ذكر من فرو مگذارید كه گناهان شما من خود آمرزم.
فشتان مابین امة و امة.
« ذكروا الله » ـ یك قول آنست كه : ذكروا العرض علی الله عز و جل عند المعصیة و انالله سائلهم عنه.
آنگه كه فرا سر گناه شوند، یاد آید ایشانرا دیوان قیامت و عرض اكبر، و مسائلت حق، و با چشم آوردن كردار، و باز نمودن گفتار.
آنگه ربالعالمین با بنده گوید : « اتعرف ذنب كذا؟ اتعرف ذنب كذا؟ »
فیقول : نعم یارب! حتی قرره بذنوبه و رأی فی نفسه انه هلك.
قال : ستر تها علیك فیالذنیا و أنا اغفرها لك الیوم.
لائق حال بنده آن است كه زبان حالش بنعمت شكر گوید :