p.329
|
هر كسی را جام او بر جان او همسان كنید
|
|
|
هر كسی را نقل او با ععقل او هم بر نهید
(١)
|
« فَاعْفُ عَنْهُمْ » ـ ای سید! تقصیری كه كردهاند در حق تو و در كار تو، عفو كن ایشان
(٢)
، و فرا گذار.
و بآنچه تقصیر كردند در اداء حقوق ما، تو ایشان را شفیع باش، و از ما آمرزش خواه.
« فَاعْفُ عَنْهُمْ » اشارت بجمع است از بهر آنكه حكم است و حاكم خداست بحقیقت، و رسول بر تبعیت.
« وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ » اشارت بتفرقت است كه مقام تذلُّل و عبودیت است، این است سنّت خداوند عزَّ كبریاءه با انبیاء و اولیاء، گه ایشانرا در جمع دارد گه در تفرقت.
جمع بی تفرقت كفر است، و تفرقت بی جمع شرك.
جمع عین حقیقت است و تفرقت راه عبودیت.
آنكس كه این دو خصلت در وی مجتمع شد بر جادهٴ سنت و جماعت افتاد، و بر طریقت و شریعت مستقیم گشت.
« وَ شَاوِرْهُمْ فِیْ الْاَمْرِ » ـ یا سید! احوال روندگان درین راه مختلف است : یكی مقصّر است ازو عفو كن. یكی تائب است از بهروی آمرزش خواه.
یكی مطیع است با وی مشاورت كن.
« فَاِذَا عَزَمْتَ فتَوَكَّلْ عَلَیاللهِ » ـ عزم را حقیقتی است، و مایهٴ حقیقت آن درستی مراد است.
و جمع دل، مایهٴ آن صلابت است در دین، و غیرت بر أمر، و استقامت وقت.
و عزم را سه قسم است : یكی عزم توبه، دیگر عزم خدمت، سدیگر عزم حقیقت. و بناءِ همه بر توكل است.
و توكل را اصلی است و شرطی و ثمرتی : اصل آن یقین است و شرط آن ایمان، و هو المشارالیه بقوله تعالیٰ « وَ عَلَی الله فتوكَّلُوا اِنْ كُنْتُمْ مؤمنین » و ثمرهٴ آن محبت حق عزَّ و جل، و ذلك فی قوله تعالی « اِنَّ الله یُحِبُّ اَلْمُتَوَكِّلِیْنَ ».