Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
3 آل عمران چهارم 2

p.340

قوله تعالیٰ : « اِن ینصرْكمُ الله فلا غالبَ لكم » ـ هر كرا رقم نصرت از درگاه عزّت بر ناصیهٴ روزگارِ او كشیدند، یگانهٴ عالم گشت، و قطب مركز سیادت، و نشانهٴ اهل مملكت، و قبلهٴ آمال خداوندان حیرت.

« و اِن یخذُلْكم فمن ذَالَّذی ینصركم مِن بعده » و هر كرا صفت خذلان از درگاه بی نیازی روی نماید، بحكم قهر پردهٴ تجمّل از روی كارِ او بردارند، و رقم


p.341

مهجوری بر حاشیهٴ وقت او نهند، و مردود همه عالم گردانند ؛ تا از سرِ مهجوری و درد بازماندگی این نوحه با خود می‌كند كه :

بِاَیّ نواحی الأرض ابغی وصالَكم

و أنتم ملوكٌ ما لِنحوكُمُ قصدٌ
گفتم كه بر از اوج برین شد بختم

وز ملك نهاده چون سلیمان تختم
اكنون كه بمیزان خرد برسَختم

از بُنگه دونیان كم آمد رختم

به داود (ع) وحی آمد كه : یا داود ! اِن وضعتُك فمَن ذَا الذی یرفعك؟ و اِن رفعتُك فمن ذَا الّذی یَضَعُك؟ و اِن أعززتُك فمن ذا الَّذی یُذِلّك؟ و اِن اذللتُك فمن ذا الّذی یُعزّك؟ و اِن نصرتُك فمن ذا الّذی یَخذلك، و اِن خذلتُك فمن ذا الّذی ینصرك؟.

حدیثِ نصرت میرود، و نصرت لامحاله بر دشمن بود. و هیچ دشمن ترا چون هواء نفس تو نیست. و الیه اشار النبی (ص) : « اعدیٰ عدوِّك نفسُك الَّتی بیْنَ جنبَیْك ». چون دشمنِ قوی‌تر نفس بود هر آینه جهاد باوی صعبتر و بزرگتر بود. چنانكه سیّد گفت : « رجَعْنا من‌الجهاد الاصغر الی الجهاد الأكبر ».

و نشان نصرت بر نفس، آن پیر طریقت باز داد كه بدرخت خرما بر شد، سیخی بشكمش در شد، از ناف تا بسینه بر درید، بخویشتن نگریست گفت : الحمدلِله كه نمردم تا ترا بكام خویش بدیدم، و بر تو نصرت یافتم! رحمت خدا بر آن جوانمردان باد كه كمر مجاهدت بر میان بستند، و در میدان عبودیّت در صفتِ خدمت بیستادند، و قدم بر كلِّ مرادِ خود نهادند. با خلق خدا بصلح و با نفس خود بجنگ.


p.342

با خود ز پی تو جنگها دارم من

صد گونه ز عشق رنگها دارم من
در عشق تو از ملامت بی خبران

بر جان و جگر خدنگها دارم من

مصطفی (ص) حرب كردن با نفسِ خود جهاد بزرگتر و صعب‌تر از آن خواند كه حرب كردن با كافر گاه بود و گه نبود، و حرب كردن با نفس پیوسته بود. و از سلاح كافر بر حذر توان بودن كه ظاهر است و پیدا، و سلاح نفس و وساوس و شهوات نهانی است، از آن حذر كردن دشخوار است و صعب. و نیز اندر حربِ كافر اگر نصرت دشمن را بود و مؤمن كشته شود شهادتست و رضوان حق جلَّ جلالُه، و اندر جهاد نفس اگر نصرت نفس دشمن را بود قطیعت است و عذاب جهنم. آن صفتِ نیك‌بختانست، و این حال بدبختان. هر گز چون هم نباشند و برابر نبوند! این است كه رب‌العالمین گفت : « افَمَنِ اتَّبع رضوانَ‌الله كمَن باءَ بِسَخط مِنَ‌الله. » همانست كه جای دیگر گفت : « افمن كان مؤمناً كمَن كانَ فاسقاً لایستَوُن »، و نیز : « افمن یُلقیٰ فی النّار خیرٌ امَّن یَأتی آمناً یومَ‌القیٰمة ؟ »، « افمن یمشی مُكِبّاً علیٰ وجهه اهْدیٰ؟ » الآیة، و هم ازین بابست : « قُل هل یستِوی الَّذین یعلمون و الّذین لا یعلمون »، « و ما یستِوی الْاَعمیٰ و البصیر »، « و ما یستوی الاَحیاءُ و لَا الْاَمواتُ. »..

وَ اِلیه الاِشارة بقوله تعالیٰ : « هم درجاتٌ عندالله » ای هم اصحابُ درجات فی حكم الله فَمِن سعید مقرّب، و من شقّی مبعَّد.


_