p.400
من شدی، اندوه من بودی، راحت من شدی، داغ من بودی، چراغ من شدی، جراحت من بودی، مرهم من شدی.
«
یا ایها الذین آمنوا اصبروا
» ـ این باز مرهمی دیگر است و نواختی دیگر!
نداء فضیلت، و خطاب كرامت، و رهی را گواهی دادن بایمان و طاعت.
«
اصبروا
» خطاب با نفس است، «
صابروا
» با دل است، «
رابطوا
» با جان است.
نفس را میگوید : بر طاعت و خدمت صبر كن.
دل را میگوید : بر بلا و شدت صبر كن.
جانرا میگوید : با سوز شوق و درد مهر صبر كن، و الله هو الصبور.
|
ازین زندان اگر خواهی كه چون
یوسف
برون آئی
|
|
|
بدرد دوری
یوسف
صبوری چون
زلیخا
كن
|
و قیل اصبروا فیالله، و صابروا بالله، و رابطوا معالله.
الصبر فیالله صبر عابدان است در مقام خدمت بر امید ثواب.
الصبر بالله صبر عارفان است در مقام حرمت بر آرزوی وصال.
الصبر معالله صبر محبان است در حال مشاهدت در وقت تجلی، دیده در نظاره نگران، و دل در دیده حیران، و جان از دست مهر بفغان.
پیر طریقت
گفت : الهی! همگان در فراق میسوزند، و محب در دیدار!
چون دوست دیدهور گشت محب را با صبر و قرار چه كار؟!
«
و اتقوا الله
» ـ تقوی درختیست كه بیخ آن در زمین وفا، شاخ آن بر هواء رضا، آب آن از چشمهٴ صفا، نه گرمای پشیمانی بآن رسد نه سرمای سیری، نه باد دوری، نه آفت پراكندگی!
میوه آرد میوهٴ پیروزی، فلاح ابدی، و صلاح سرمدی، نعیم باقی، و ملك جاودانی.
اینست كه ربالعالمین گفت : «
و اتقوا الله لعلكم تفلحون
».
قال
النبی
(ص) : علیك بتقویالله فانه جماع كل خیر، و علیك بالجهاد فانه رهبانیة المسلم، و علیك بذكرالله، فانه نور لك.