Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
4 النساء پنجم 2

p.471

قوله تعالی : « یا ایُّها الّذین آمنوا لا یحلّ لكم اَن تَرثوا النّساءَ كرهاً » الآیة ـ هم نداست و هم تنبیه، هم اشارتست و هم شهادت، و هم حكم یا نداست : « ایّها » تنبیه است، « الّذین » اشارت است، « آمَنوا » شهادت است، « لا یحلُّ لكم أن ترِثوا النِّساءَ كرهاً » حكم است، و بیان حكم آنست كه این زنان مستضعفان‌اند، و در تحت قهر شما اسیرانند. نگر تا ایشان را نرنجانید، و از راه تلبیس و تدلیس بر ایشان حكم نكنید، و قهر نرانید، و آنچه شرع نپسندد از ایشان در نخواهید، بلكه با ایشان بمعروف زندگانی كنید. « و عاشِروهنّ بالمعروف » ای بتعلیم الّدین و الثأدّب با خلاق المسلمین. راه دین و دیانت بایشان نمائید، و آداب مسلمانی و شریعت ایشانرا در آموزید، و ایشانرا از آتش بپرهیزید، چنانكه جای دیگر گفت : « قوا انفسَكم واَهلیكم ناراً ». آداب صحبت در معاشرت با ایشان نگه دارید، و رنج ایشان احتمال كنید، و بارِ خدمت و رنج خویش برایشان منهید. هر چند كه از روی ظاهر علی‌الخصوص زنانرا میگوید، امّا از روی اشارت علی‌العموم همهٴ مسلمانانرا میگوید. نگرید تا خویشتن را بهیچ وقت بر هیچ مسلمان حقّ و فضل واجب نبینید، و از مهینان خویش خدمت نخواهید، و بر كمینان زور نكنید. و بر اهل ضعف صولت ننمائید، بلكه در مراعات و مواسات ایشان بكوشید، و بایشان تقرّب كنید.

به داود (ع) وحی آمد كه : ای داود اگر شكسته‌ای بینی در راه ما، یا دل شده‌ای در كار ما، نگر تا او را خدمت كنی، بلقمه‌ای نان، بشربتی آب بدو تقرّب جوئی، و در برِ آفتاب نورِ دلش بنشینی. ای داود دل آن درویش درد زده مشرقه آفتابِ نور ماست! آفتاب نور جلال ما پیوسته در غرفهٴ دل او می‌تابد.


p.472

پیر طریقت گفت : ای مسكین اگر نتوانی كه باو تقرّب جوئی، باری بدل اولیاش تقرّب جوی، كه بر دل ایشان اطّلاع كند، هر كه را در دل ایشان بیند، ویرا بدوست گیرد. نبینی كه مصطفی (ص) با ضعفاءِ مهاجرین بنشستی، و خود را در ایشان شمردی، و گفتی : الحمدللّه الّذی جعل فی أمّتی مَن امرْتُ‌ ان اصبر نفسی معهم، و ذٰلك فی حدیث ابی سعید الخدری (رض) قال : كنتُ فی عصابة، فیها ضعفاء المهاجرین، و اِنّ بعضَهم یستُر بعضاً من‌العَری، وقارءٌ یقرأُ علینا، و نحن نستمع الی قرائته، فجاء النّبیُّ (ص)، حتَّی قام علینا، فلمّا رآه القاری سكت فسلّم، فقال : ما كنتم تصنعون؟ قلنا : یا رسول‌الله قارئٌ یقرأُ علینا، و نحن نستمع الی قراءته، فقال رسول‌الله (ص). « الحمدللّه الّذی جعل فی امّتی من اُمرتُ ان اصبر نفسی معهم » ؛ ثمّ جلس و سطَنا لیعُدَّ نفسَه فینا. ثمّ قال بیده هٰكذا، فحلق‌القوم و نُوّرت و جوهُهم، فلم یعرف رسولَ‌الله (ص) احدٌ، قال : و كانوا ضُعَفاءَ المهاجرین، فقال النّبی (ص) : « اَبشِروا صعالیك المهاجرین بالنّور التّام یوم‌القیٰمة، تدخلون الجنّة قبل اغنیاء المؤمنین بنصف یوم مقدارَ خسِمائة عامٍ ».

« و اِن كرِهمتوهنَّ فَعَسیٰ أن تكرهوا شیئاً ویجعل‌اللهُ فیه خیراً كثیراً » ـ هر چه آن بر نفست امروز صعب‌تر، فردا آن بر دلت خوشتر. هر چه امروز در سرای حكم صورت رنج دارد، فردا در سرای وصل مایهٴ گنج بود. بیمرادی و بیكامی امروز بر نفس سوار است، لكن زهی مراد و كام كه فردا در ضمن این كار است.

گر امروز اندرین منزل ترا حالی زیان باشد

زهی سرمایه و سودا كه فردا زین زیان بینی

قوله : « و اِن اردْتُمُ استبدالَ زوج مكانَ زوج وآتَیتم اِحدٰیهنّ قِنطاراً فلا تأخذوا منه شیئاً » ـ تحقیق كرم است در مذهب دوستی، و تمهید قاعدهٴ جوانمردی، میگوید : جفوتِ فرقت و استرداد معیشت بهم جمع مكنید، كه این نه كار كریمانست،


p.473

و نه سزای جوانمردان! چون داغ فرقت بر دل آن مسكینه نهادی، نگر تا دست خرج او نیز بربند نیاری، بآنكه داده واستانی، و داغش بر داغ نهی.

حسن بن علی (ع) زنی داشت. ویرا طلاق داد. آنگه مال فراوان بوی فرستاد، و گفت او را : محنت فراق ما بس است، نیز رنج دست تنگی بروی نباید نهاد. گویند آن مال چهل هزار درم بود. زن آن مال پیش خویش بخاك فرو ریخت و میگفت : « متاعٌ قلیل مِن حبیب مفارق ».

« حُرّمَتْ علیكم امَّهاتُكم . » الآیة ـ اشارت این آیت آنست كه بناء شرع بر تعبّد است نه بر تكلّف، و قانون دین منقول است نه معقول، و مایهٴ سنّت تسلیم است نه تعلیل. تسلیم راهیست آسان، منزل آن آبادان، مقصد آن رضاء رحمن. تكلّف و تصرّف راهیست دشخوار، منزل آن خراب، مقصد آن تا گوار. هان! از راه تكلّف خیز، و در تسلیم آویز، وز تصرّف و تغلیل بپرهیز. آنچه شرع حرام كرد محرّم دان بی علّت، حوالت آن بر ارادت، بناء آن بر مشیّت. بجای محرّم گر محلّل بودی همان بودی، و سائغ در شرع مقدّس بودی، و بی علّت و بی شبهت بودی، فهو الحقّ جلّ جلاله، یفعل مایشاء و یحكم مایرید، من یحرّم مایشاء علی من یشاء، و یبیح مایشاء لِمَن یشاء، لاعلّةَ لصُنعه و لامعترضَ علی حكمه.


_