Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
4 النساء پنجم 2

p.495

قوله تعالی : « ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه »الآیة ـ كبائر اهل خدمت در راه شریعت اینست كه شنیدی، كبائر اهل صحبت در كوی طریقت بزبان اشارت نوعی دیگر است، و ذوقی دیگر دارد. از آنكه اهل خدمت دیگراند و اهل صحبت دیگر. خدمتیان مزدوران‌اند، و صحبتیان مقربان. طاعت خدمتیان كبائر مقربانست. چنین می‌آید در آثار كه : « حسنات الأبرار سیآت المقربین » ؛ و هم ازین بابست سخن آن پیر طریقت كه گفت : « ریاء العارفین خیر من اخلاص المریدین ».

و مستند این قاعده آنست كه مصطفی (ص) از نكتهٴ غین خبر داد، و از آن استغفار كرد، گفت : « انه لیغان (١) علی قبلی فاستغفرالله فی الیوم سبعین مرة » ابو بكر صدیق گفت : لیتنی شهدت مااستغفر منه رسول‌الله .

و نشان كبائر ایشان آنست كه در عالم روش خویش ایشانرا گاهﮔﺎهی فترتی بیفتد كه فطرت ایشان مغلوب اوصاف بشریت شود، و حیات ایشان در معرض رسوم و عادات افتد، و حقائق ایمان ایشان بشوائب اغراض و شواهد حظوظ خویش ممزوج گردد. اگر در آن حال ایشانرا بریدی از صحت ارادت و صدق افتقار و سرور وجد


p.496

استقبال نكند، و دست نگیرد از چاه خودی خود بیرون نیایند.

گر ز چاه جاه خواهی تا بر آئی مرد وار

چنگ در زنجیر گوهر دار عنبر بار زن

بزرگان دین گفتند : كه مرد تا بسر این خطرگاه نرسد، و این مقام فترت باز نگذارد، پیر طریقت نشود، و مرید گرفتن را نشاید. مردی باید كه هزار بار راه گم كرده بود و براه باز آمده، تا كسی را از بیراهی براه باز آرد، كه اول راه براه باید، آنگه راه باید. آنكس كه همه بر راه باشد راه داند، اما راه براه نداند ؛ و سر زلت انبیاء و وقوع فترت ایشان اینست، و الله اعلم ؛ و هو قرع باب عظیم طوبی لمن فتح علیه، و هدی الیه.

« ولا تتمنوا مافضل‌الله به بعضكم علی بعض » الآیة ـ ابوبكر كتانی گفت : من ظن انه بغیر بذل الجهود یصل، فهو متمن، و من ظن انه ببذل الجهود یصل فمتعن. هر كه پنداشت كه رنج نابرده بمقصود میرسد متمنی است، و العاجز من اتبع هواها (١) و تمنی علی‌الله، و او كه پنداشت كه برنج و طلب بمطلوب میرسد متعنی است.

شیخ الاسلام انصاری قدس‌الله روحه گفت : او را بطلب نیاوند. اما طالب یاود (٢) ، و تاش (٣) نیاود طلب نكند. هر چه بطلب یافتنی بود فرومایه است، یافت حق رهی را پیش از طلب. اما طلب او را پیشین پایه است. عارف طلب از یافتن یافت، نه یافتن از طلب. چنانكه مطیع طاعت از اخلاص یافت نه اخلاص از طاعت، و سبب از معنی یافت، نه معنی از سبب. الهی چون یافت تو پیش از طلب و طالب است، پس رهی از آن در طلب است كه بی قراری برو غالب است، طالب در طلب و مطلوب


p.497

حاصل پیش از طلب، اینت كاریست بس عجب! عجب‌تر آنست كه یافت نقد شد و طلب بر نخاست، حق دیده‌ور شد و پردهٴ عزت بجاست!.

دریای ملاحتی و موج حسنات

قانونه (١) مكرماتی و ذات حیات
اندر طلب تو عاشقان در حسرات

چون ذوالقرنین و جستن آب حیات

و قیل فی معنی الآیة : تتمنوا مقام السادة دون أن تسلكوا سنتهم، و تلازموا سیرتهم، و تعملوا عملهم. حال بزرگان خواهی، و راه بزرگان نارفته! كعبهٴ مواصلت جوئی، با دیدهٴ مجاهدت نابریده! نهایت دولت دوستان بینی، محنت ایشان نادیده. « تعنی من ان تمنی ان یكون كمن تعنی ». تو پنداری قلم عهد بر جان عاشقان آسان كشیدند! یا رقم دوستی بر دل ایشان رایگان زدند! ایشان بهر چشم زدن رخمی بر جان و دل خورده‌اند، و شربتی زهر آلوده چشیده‌اند!

ای بسا شب كز برای دیدن دیدار تو

از سگ كوی تو بر سر زخم سیلی خورده‌ایم

ولكن نه هر كسی سزای زخم اوست، و نه هر جانی شایستهٴ غم خوردن اوست. رحمت خدا بر آن جوانمردان باد كه جان خویش هدف تیر بلاء او ساخته‌اند، و بار غم او را دل خویش محمل شناخته‌اند، و آنگه در آن بلا و اندوه این ترنم میكنند :

گر بود غم خوردنت شایستهٴ جان رهی

این نصیب از دولت عشق تو بس باشد مرا

آری، زخم هر كسی بر اندازهٴ ایمان او، و بار هر كس بر قدر قوت او، هر كه


p.498

را قوت تمام‌تر، با روی گران‌تر. اینست سر آن آیت كه گفت : « الرجال قوامون علی النساء » مردانرا بر زنان افزونی داد كه بار، همه برایشانست، از آنكه كمال قوت و شرف همت ایشانرا است، و بار بقدر قوت كشند، یا بقدر همت، علی قدر اهل العزم تأتی العزائم.


p.495
١ـ غين و اغين على قلبه : شهوت آنرا فرا گرفت.
p.496

١ـ چنين است در همهٴ نسخ، و ظاهراً هواه صحيح است مگر انيكه ضمير به « نفس » مقدر راجع شود. ٢ ـ نياوند = نيابند. ياود = يابد. ٣ ـ تاش = تا او را.
p.497

١ ـ كذا فى ثلاثة نسخ.