p.531
قال
داود الطائی
رحمةالله علیه : « قطعُ نیاط العارفین ذكرُ احد الخلودَین »،
و ذٰلك فی قوله تعالی «
فریقٌ فیالجنّة و فریقٌ فیالسّعیر
».
«
یا ایّها الّذین آمَنوا لا تقربوا الصَّلوةَ و أنتم سُكاریٰ
» ـ سكر مستی است، و مستی بر تفاوت است، و مستان مختلفاند.
یكی از شراب خمر مست است، یكی از شراب غفلت، یكی از حبّ دنیا، یكی از رعونت نفس و خویشتن دوستی.
و این از همه صعبتر است كه خویشتن دوسی مایهٴ گبركی است، و تخم بیگانگی، و ستر بی دولتی، و اصل همهٴ تاریكی!
|
اگر صد بار در روزی شهید راه حق گردی
|
|
|
هم از گبران یكی باشی چو خود را در میان بینی
|
|
تو خود كی مرد آن باشی كه دل را بی هوا خواهی
|
|
|
تو خود كی درد آن داری كه تن را بی هوان بینی؟
|
او كه از خمر مست است و در آن ترسان، و از بیم عقوبت لرزان، غایت كار او حرقتست در آتش عقوبت، گرش نیامرزد، و باشد كه خود بیامرزد كه گفتهاست : «
انّ الله یغفر الذّنوبَ جمیعاً
».
امّا آنكس كه مستی او از نخوت نفس است و كبر و خویشتن پرستی، كار او بر خطر است، و مایهٴ وی زیان، و عمل وی بروی تاوان، در خطر استدراج و مكر و بیم فرقت جاودان.
«
ولا جُنُباً اِلّا عابِری سبیلٍ حَتّیٰ تَغْتَسلوا
» ـ اگر دین بقیاس بودی غسل در اراقت بول واجب بودی، و آبدست در خروج منی.
آن بول نجس است و این منی پاك، در بول نجس طهارت كهین واجب، و در منی پاك طهارت مهین، تا بدانی كه بناء دین بر منقول است نه بر معقول، و بر كتابست نه بر قیاس، و بر تعبّد است نه بر تكلّف.