p.549
|
زین نیز عجبتر كه ز بی قدری و خواری
|
|
|
نزدیك همه خلق چو ترسا و جهودند.
|
آری بر درگاه كریم هر چند خود را ذلیلتر داری، عزیزتر شوی!
آن ذل تو از دوست نه نومیدی است، كه آن گواه راستی و درستی است.
پیر طریقت
گفت : الهی! فریاد ازین خواری خود، كه كس را ندیدم بزاری خود.
فریاد ازین سوز كه از فوت تو در جان ما، در عالم كس نیست كه ببخشاید بروز و زمان ما.
الهی! از حسرت چندان اشك باریدم، كه بآب چشم خویش تخم درد بكاریدم.
اگر سعادت ازلی دریابم، این همه درد پسندیدم، ور دیدهٴ من بیكبار بر تو آید، در آن دیده خود را نادیدم.
«
بل الله یزكی من یشاء
» ـ هر كه تزكیت خدای درو رسد نشان وی آنست كه از صحبت آن پراكنده دلان كه در راه جبب و طاغوت فرو شدند باز رهد، و نیز ایشان را بخود راه ندهد، و تا نپنداری كه پرستنده حبت و طاغوت آن بت پرستان بودند و بس!
هر كه او با هواء نفس خویش بیارامید، و در بند مراد نفس بماند، او مرد طاغوتست و بندهٴ جبت.
|
در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق
|
|
|
غمزه بر هم زن یكی تا خلق را بر هم زنی
|
پای بر نفس خود نهادن، و هواء خود را در تحت قهر خود آوردن، بزبان
اهل اشارت
آن ملك عظیم است كه الله گفت : «
وآتیناهم ملكا عظیما
»، و یقال : « الملك العظیم هو الاطلاع علی اسرار الخلق، و الاشراف علی اسرار المملكة، حتی لا یخفی علیه شیء ».
ابوعثمان مغربی
از اینجا گفت : هر كه حق را اجابت كرد، مملكت ویرا