Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
4 النساء پنجم 2

p.584

قوله تعالی : « یا ایها الذین آمنوا خذوا حذر كم فانفروا ثبات او انفروا جمیعا » ـ از روی اشارت، بر ذوق جوانمردان طریقت این آیت اشارت بفرار است، و فرار با مولی گریختن است، و در تفرق بر خود ببستن، و از دو جهان رهائی جستن است و گفته‌اند : فرار دو قسم است : یكی از خلق بگریختن، و دیگر قسم با حق گریختن. اما از خلق بگریختن آسان كاری است، كه این صفت عابدان (٢) و قاصدان است. كار آن دارد كه با حق گریزد، و نه هر كسی با حق تواند گریخت، مگر كسی كه عیان او را بار دهد، و مهر او را پرده بردارد، و احدیت او را در كنف عزت جای دهد، چنانكه آن جوانمرد كه بر بویزید بسطامی شد، و از وی پرسید كه : ماسهام الله؟ گفت : آن سهام حق كه دلهای درویشان نشانهٴ آنست چیست؟ آن جوانمرد این بگفت، و سر در جنبانید. بویزید گفت : این سؤال تو نیست، و تو اهل این سؤال نه‌ای، گفت : چرا؟ گفت : از آنكه این سؤال حضرتیان است، و من بحضرت بودم و ترا بر آن درگاه ندیدم. آن جوانمرد گفت : نهمار در غلطی ای بایزید ، من بدرگاه بودم، عیان مرا بار داد، مهر پرده برداشت، احدیت مرا در كنف عزت جای داد،


p.585

پس غیرت پرده فرو گذاشت، تو بر در بماندی، از حال من چه خبر داری! گفت : این را نشانی هست؟ گفت : نشانش آنست كه اینك بدرگاه میشوم، بیار اگر شغلی داری، تا ترا پایمردی كنم. این بگفت و كالبد خالی كرد. بویزید گفت : آه كه غوث جهان بود، اما در پردهٴ غیرت بود، من ندانستم. و زبان حال بویزید بنعت تحسر میگوید :

آوه كه دلارام دلم برد و گریخت!

پیمان بشكست و اسپ هجران انگیخت
تا دلبر و دل باز بچنگ آرم من

بس خون كه ز دیدگان فرو باید ریخت

گفته‌اند : نشان كسی كه با مولی گریخت آنست كه همت یگانه دارد، و از تدبیر خود بیرون شود، و حكم را باستسلام گردن نهد. و این وصف آن جوانمردان است كه رب‌العالمین ایشان را مستضعفان خواند، كه در دست مشركان مكه گرفتار بودند. همت خود یگانه كرده بودند، از همه كس دل برداشته، و دل در حق بسته، و تدبیرها همه در باقی كرده، و بتقدیر حق راضی شده، و از راه تحكم برخاسته، و حكم حق بجان و دل در گرفته، و بدان راضی شده و تن در داده. لاجرم رب‌العزة ایشان را نیابت داشت، و مصطفی (ص) و مؤمنان را فرمود كه : ایشان را در یابید، و از أذای دشمن باز رهانید. شما در راه خلاص ایشان كوشید، كه ایشان در راه رضاء ما میكوشند. آری، بر خدای هیچكس زیان نكند.

كس درین كار ما زیان نكند

كس ما كار ناكسان نكند

هر كه روزی گامی برای خدا برداشت آن گام ویرا روزی فریادرس سازد،


p.586

و آن مزد ویرا ضایع نكند، و بفضل خود برحمت بیفزاید.

و بدین معنی حكایتی است كه بعضی مفسران آورده‌اند در تفسیر این آیت : « ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها ». گفتند : مردی از شهری كه اهل آن ظالمان و بیگانگان بودند بیرون آمد، و روی نهاد بشهری كه اهل آن صالحان بودند. بنیمهٴ راه فرمان حق بوی در رسید، و چون مخائل مرگ بر وی پیدا شد، بزانو بخیزید، تا پاره‌ای فراتر شود بنزدیك شهر صالحان. پس رب‌العزة ملائكهٴ رحمت و ملائكهٴ عذاب را بفرستاد، و ایشان را فرمود كه بپیمائید، و اندازه برگیرید كه بكدام شهر نزدیكتر است، بنیك مردان یا ببدمردان. پس بپیمودند و بیك بدست بشهر صالحان نزدیكتر بود. رب‌العالمین ملایكهٴ عذاب را باز خواند، و ملائكه رحمت را فرمود كه : شما روع وی بردارید، و او را ببهشت برید كه ما را رحمت از كس دریغ نیست، و آنكس كه باوی عنایت ماست پیروزی وی را نهایت نیست.


p.584
٢ ـ نسخهٴ ج : ابدان.