p.613
جواهر مكنون آن كردن، لابل كه هر ساعتی و هر لحظهای بریدی از هیبت و بینیازی قرآن دست در بسینهٴ وی باز نهد، كه این علم سرّ حقّست، و این مردان صاحب اسرار.
پاسبانرا با راز ملك چه كار! گر از ایشانی، دوست را وفاداری بر دل نگار، و اگرنه از ایشانی، ترا با رفتن با دوستان چه كار؟!
|
رو گردِ سراپردهٴ اسرار مگرد
|
|
|
كوشش چه كنی كه نیستی مرد نبرد
|
و اگر بتعریف ازلی و توفیق ربّانی بنده بآن مقام رسد كه جلال عزّت قرآن او را بخود راه دهد، و اسرارِ «
لَعَلمه الّذین یَستنبطونه
» پردهٴ غموض از روی اشكال فرو گشاید، پس اگر استنباط كند او را رسد كه
مصطفی
(ص) او را دستوری داده، و فتویٰ كرده كه : « انّ مِن العلم كهیئة المكنون، لا یعرفه الّا العلماء بالله، فاِذا نطقوا به لم یُنكِره الّا اهل العزّة بالله ».