Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
4 النساء پنجم 2

p.649

قوله تعالی : « وما كان لمؤمن ان یقتل مؤمنا » الآیة ـ خداوند بزرگوار، جبار كردگار، كارساز بنده نواز، كارران نگهبان، پوشندهٴ عیب عذرخواهان، در گذارندهٴ جرم اواهان، درین آیت اظهار كرم خویش میكند، و فضل و لطف خود به بندگان مینماید، فعل خطا كه برایشان رود كار آن آسان فرا میگیرد، و ایشان را عذر می‌نهد، و نیز ایشانرا عاقله پذیر میكند، تا اگر جنایتی بر سبیل خطا افتد عاقله از ایشان تحمل كنند، و ایشانرا در آن ورطه بنگذارند. و چنانكه در شریعت عاقلهٴ هر كس پدید است در حقیقت هر قومی را عاقله‌ای است، و مهینهٴ همه خلق و گزیدهٴ هر دو كون مصطفی (ص) است كه عاقلهٴ مؤمنان است، تیمار برایشان، و عذرخواه ایشان، و فردا شفیع ایشان، و به قال الله عز و جل : « النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم »، و هو المشار الیه بقوله (ص) : « من ترك مالا فلورثته، و من ترك كلا اودینا فعلی و الی ».

و بعد از مصطفی (ص) چون بمقام اولیا فرود آئی، خاصگیان درگاه و شناسندگان الله عاقلهٴ مستضعفان امت‌اند، و پیران و مشایخ طریقت عاقلهٴ مریدان‌اند، تا عیب ایشان بپوشند، و ثقل ایشان بردارند.

درین معنی حكایت كنند كه بوعمر نجید در ابتداء ارادت خویش به مجلس بوعثمان مغربی بسیار رفتی، و آن سخن بوعثمان در وی اثر كرد، تا او را بتوبت


p.650

در آورد، و روزگاری بر سیرت صالحان می‌رفت، و خدمت بوعثمان میكرد. آخر ویرا فترتی بیفتاد. و از پیش بوعثمان بگریخت، و از مجلس وی باز ماند، و بوعثمان هر وقت در اندیشهٴ آن بود كه تا ویرا ببیند، و نصیحت كند، و از آن فترت باز رهاند. آخر روزی بوعثمان بروی باز آمد، خجل گشت، و روی بر گردانید، و براهی دیگر فرو رفت. بوعثمان همچنان از پی وی میرفت تا بوی در رسید، گفت : ای بیچاره! از من چه گریزی؟ كه من ترا بدخواه نه‌ام، و در چنین روز ترا بكار آیم، صحبت با كسی كن كه داند كه تو معصوم نئی، عیب بپوشد، و بارت بكشد، و شفقت باز نگیرد.

« ومن یقتل مؤمنا متعمدا » الآیة ـ هر كه شفقت از برادر مسلمان باز گیرد، و بهمت او را یاری ندهد، و نصیحت نكند، سعی است كه در خون وی میكند، ناچار بدین نامهربانی مأخوذ گردد، و كمترین عقوبتی كه ویرا كنند آنست كه هر آنچه باز گیرد از مریدان و برادران خویش، هرگز برخورداری آن نیابد. به داود پیغامبر وحی آمد كه یا داود : اذا رأیت لی طالبا فكن له حشوا. ای داود ! هر كجا طالبی بینی كه لبیك عاشقی از میان جان و دل زده باشد، و رداء تجرید بر افكنده، و ازار تفرید در بسته، و نعلین قصد در قدم همت كرده، و سر در بیابان امید ما نهاده، با دلی پر درد، و رخسار پر گرد، غاشیهٴ همت وی بر دوش خود نه، و چاكروار در ركاب طلب او برو، كه او از نزدیكان ماست، تقربی كن بدو، و جای ساز در دل او، كه من بر دل چنین كس اطلاع كنم، و هر كرا در دل وی جای بینم او را بدوست گیرم.

« یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل ‌الله فتبینوا » الآیة ـ از روی اشارت میگوید : چون بسفری بیرون شوید، بدان شوید كه بدوستی از دوستان خدا در رسید، تا مونس روزگار و شاهد دل و جان شما بود، و چندانكه روید هیچ از طلب میاسائید،


p.651

و قدم جهد باز پس منهید، كه ایشان ضنائن (١) درگاه عزت‌اند، و مقبول حضرت الهیت‌اند، نه هر كسی بیندشان، نه هر دیدهٴ دریابدشان. چون یافتید، گوش دارید، چون دیدند لزوم گیرید، كه روشنائی دل در مشاهدت ایشان است، و سعادت ابد در صحبت ایشان. پیر طریقت جنید را پرسیدند قدس الله روحه كه دو ركعت نماز تطوع دوست‌تر داری كه بگزاری یا یك ساعت مشاهدهٴ درویشان؟ گفت : یك ساعت مشاهدت درویشان، زیرا كه مشاهدت درویشان محبت خداست، كه میگوید : « وجبت محبتی للمتحابین فی والمتزاورین فی ». و محبت خدای بدست آوردن عین فرض است. این چنین فرض بگذاشتن و نافله برداشتن كار زیركان و سیرت جوانمردان نبود.

« لا یستوی القاعدون من المؤمنین » الآیة ـ مدح غازیان است، و جلوه‌گری جان جانبازان ایشان، در دو جهان بر عالمیان، و ترغیب مؤمنان تا روز جاودان، و نه خود اینست، كه در قرآن بسیار جایگه ذكر غازیان است، و اشارت بفضل ایشان، و ذكر اعمال و احوال و ثواب و درجات ایشان، و بیان ساز و آلات و ضرورات ایشان : اسپ غازی را گفت : « والعادیات ضبحا » الآیة، سلاح غازی را گفت : « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة »، و نفقهٴ غازی : « و لا ینفقون نفقة صغیرة و لا كبیرة »، صف غازی : « یقاتلون فی سبیله صفا »، نماز غازی : « و اذا كنت فیهم فاقمت لهم الصلوة »، تعب غازی : « ذلك بأنهم لا یصیبهم ظمأ ولا نصب »، نفیر غازی : « انفروا خفافا و ثقالا »، وعدهٴ غازی بنیكوئی : « قل هل تربصون بنا الا احدی الحسنیین »، خروج غازی و مرگ غازی : « ومن یخرج من بیته مهاجرا الی‌الله ورسوله ثم یدركه الموت فقد وقع اجره علی‌الله »، تسلیت غازی : « ان یمسسكم قرح فقد مس القوم قرح مثله »، شجاعت غازی : « فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل‌الله »، وفاء نصرت غازی : « سنلقی فی قلوب الذین كفروا الرعب »، تو كل غازی : « الذین قال لهم الناس ان


p.652

الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوكیل »، اجابت خدای مر دعاء غازی را : « اذ تستغیثون ربكم فاستجاب لكم » الآیة، ادب در آموختن مر غازی را : « ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحكم و اصبروا »، باد كه غازی را نصرت دهد : « فارسلنا علیهم ریحا ونودا لم تروها ». خواب كه غازی را نصرت كند : « اذ یغشیكم النعاس امنة منه »، دفع دشمن از غازی و در حمایت خدای بودن غازی را گفت : « لا غالب لكم الیوم من الناس وانی جار لكم » الآیة.

و از شرف غازی یكی آنست كه چون غازیان صفها بر كشند، و در معارك ابطال بایستند، رب‌العزة گوید : « ملائكتی اطلعوا فانظروا الی عبیدی قد تركوا المال و الثروة، وأقبلوا الی شاهرین اسیافهم علی اعناقهم، فهم یقولون لاقوام یأكلون رزقی و یعبدون غیری : قولوا لااله الاالله. اما و عزتی و جلالی و عظمتی، لكم عندی ثمارات، كرامات، لاغفرن لكم ما اذنبتم، بأول قطرة من دمائكم، ولاحلن علیكم حلل الایمان، و لاومننكم من الفزع الأكبر، و لاجیرنكم من ضغطة القبر، و من فتنة المحیا و الممات، و لابعثنكم یوم القیامة شاهرین اسیافكم علی اعناقكم، تشخب اوداجكم، فلاتحجبون حتی تقفوا بین یدی، اضحك الیكم، انی اذا ضحكت الی عبد فلاحساب علیه ».

وعن علی بن ابی طالب (ع) قال : قال رسول‌الله (ص) : « من تكفل لی بأهل بیت غاز فی سبیل‌الله عز و جل، حتی یغنیهم، و یكفیهم عن‌الناس و یتعاهدهم، قال‌الله له یوم‌القیامة : مرحبا بمن اطعمنی و سقانی و كسانی و اعطانی. اشهد كم یا ملائكتی انی قد اوجبت له كرامتی، فما یدخل‌ الجنة احد الا اغبطه لمنزلته من‌الله عز و جل ».


p.651
١ ـ ضنائن‌الله، خاصان خلق خدا، و در حديث آمده : ان‌لله ضنائن من خلقه يحييهم فى عافية و يميتهم فى عافية. ( منتهى الارب )