Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
4 النساء پنجم 2

p.662

قوله تعالی : « ومن یهاجر فی سبیل‌الله » الآیة ـ رب‌العالمین، خدای جهانیان، و دارندهٴ همگان، و دانای مهربان، درین آیت نشان رحمت از خود میدهد، و لطف خود با بندگان مینماید، و مؤمنان را بر هجرت میخواند، و مهاجرانرا میستاید. و مهاجران سه گروه‌اند : گروهی از بهر دنیا هجرت كنند، تجارتی در پیش گیرند، یا طلب معیشتی كنند، و هر چند كه این كار در شرع مباح است، اما بعاقبت نه پیدا كه سر به چه باز نهد، و حاصل آن بچه باز آید، كه مصطفی (ص) گفت : « حب‌الدنیا رأس كل خطیئة »، و نیز گفته : « لا تتخذوا الضیعة فترغبوا فی الدنیا ». این مهاجر پیوسته در رنج و عنا است، و بدست دزدان گرفتار، و بر شرف هلاك! بطمع آنكه تا مباحی بدست آرد، فرضی بگذارد، و آنگه سوزد، و مایهٴ هر دو بزیان آرد. یقول‌الله عز و جل : « یریدون عرض الدنیا و الله یرید الآخرة »، گروهی دیگر زاهدان‌اند كه هجرت ایشان از بهر عقبی بود، و روش ایشان از روی معنی باشد، منازل طاعات برند، و مراحل عبادات بقدم همت پیمایند، گاه حج كنند، و گاه غزا، گه جهاد، و گه زیارت، گه نماز، و گه روزه، گه ذكر نام خدا، گه فكر در آلاء و نعماء خدا. مصطفی (ص) از بهر ایشان گفته : « سیروا سبق‌المفردون ». قالوا : یا رسول‌الله


p.663

و ما المفردون؟ قال : « المهتدون الذین یهتدون بذكرالله، یضع الذكر عنهم اثقالهم، قیأتون یوم‌القیامة خفافا ». و رب‌العزة در حق ایشان میگوید : « ومن اراد الآخرة وسعی لها سعیها وهو مؤمن فأولئك كان سعیهم مشكورا ».

سدیگر گروه عارفان‌اند كه هجرت ایشان از بهر مولی بود، و هجرت ایشان هم در نهاد ایشان بود، در پردهای نفس هجرت كنند تا بدل رسند، و آنگه در پردهای دل هجرت كنند تا بجان رسند، و آنگه در پردهای جان هجرت كنند تا بوصال جانان رسند.

گفتم كجات جویم ای ماه دلستان؟

گفتا قرارگاه منست جان دوستان.

مردی پیش بویزید بسطامی شد، گفت : چرا هجرت نكنی؟ و بسفر بیرون نشوی تا خلق را فائده دهی؟ جواب داد كه : دوستم مقیم است، بوی مشغولم، بدیگری نمیپردازم. آن مرد گفت آب كه دیر ماند در جایگاه خود بگندد. بویزید جواب داد كه دریا باش تا هر گز بنگندی. آنگه این بیت بگفت :

اری الحجاج یزجون المطایا

وها أنا ذا مطایا الشوق ازجی
اذا ما كعبة قصدت و حجت

فوجهك قبلتی و الیك حجی

« و اذا ضربتم فی الأرض فلیس علیكم جناح أن تقصروا من الصلوة » ـ حكم قصر در فرض نماز اندر سفر، هر چند كه عموم خلق را تخقیقی و رخصتی است اما اهل خصوص را چون قهری و بعدی است از حضرت، لاجرم ایشانرا عوضی باز داد. هم در سفر اباحت نفل بر راحله یا پیاده روی در سفر خود كرده، بی استقبال قبله،


p.664

تا بدانی كه بر آن درگاه حجاب نیست، و بند نیست، و منع نیست، و دستوری مناجات بر دوام هست، چنانكه خواهی. از روی اشارت میگوید : بندهٴ من! اگر قرب میخواهی اینك در گشاده، و بار داده، و منعی نه. و اگر بعد میخواهی بر سبیل رخصت اینك ترا رخصت، و خشمی نه! اینست غایت كرم، و كمال لطف، حفظ سنت وفا، و تحقیق معنی ولا.

« واذا كنت فیهم فاقمت لهم الصلوة » الآیة ـ درین آیت دلالت روشن است كه بنده مادام كه تا یك نفس از اختیار باوی بود، حكم نماز از وی بر نخیزد، نه در حال امن، نه در حال خوف، نه آن یك ساعت كه سلطان حقیقت بر وی مستولی بود، و وی در نقطهٴ جمع، و نه آن وقت كه غلبات احكام شرع بر وی روان بود، و وی در وصف تفرقت.

مردی در پیش جنید آمد و گفت : نوری چندین روز است تا در غلبات وجد خویش برفته، و ولهی عظیم او را فرا گرفته، و سلطان حقیقت بر وی مستولی شده، همانا كه بنقطهٴ جمع رسیده. جنید گفت كه با این همه در وقت نماز چونست و چه میكند؟ گفت چون وقت نماز در آید تكبیر بندد، و نماز بشرط خویش بگزارد، و در آن خللی نیارد. جنید : گفت الحمدلله كه شیطان بدو دست نیافتست، و راه بر وی نزده. آن دقت او عین حقیقت است، و حركت او جمال طریقت است، و نفس او نقطهٴ جمع است.


p.662
قرآن مجید ۸-۶۷: تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ