p.663
و ما المفرّدون؟
قال : « المهتدون الّذین یهتدون بذكراللهِ، یضع الذكرُ عنهم اثقالَهم، قیأتون یومَالقیامة خِفافاً ». و ربّالعزّة در حقّ ایشان میگوید : «
ومَن ارادَ الآخرةَ وسَعیٰ لها سعیَها وهو مؤمنٌ فأولٰئك كان سعیُهم مشكورا
».
سدیگر گروه عارفاناند كه هجرت ایشان از بهر مولی بود، و هجرت ایشان هم در نهاد ایشان بود، در پردهای نفس هجرت كنند تا بدل رسند، و آنگه در پردهای دل هجرت كنند تا بجان رسند، و آنگه در پردهای جان هجرت كنند تا بوصال جانان رسند.
|
گفتم كجات جویم ای ماهِ دلستان؟
|
|
|
گفتا قرارگاه منست جان دوستان.
|
مردی پیش
بویزید بسطامی
شد، گفت : چرا هجرت نكنی؟
و بسفر بیرون نشوی تا خلق را فائده دهی؟
جواب داد كه : دوستم مقیم است، بوی مشغولم، بدیگری نمیپردازم.
آن مرد گفت آب كه دیر ماند در جایگاه خود بگندد.
بویزید
جواب داد كه دریا باش تا هر گز بنگندی.
آنگه این بیت بگفت :
|
اَرَی الحُجّاجَ یُزجون المَطایا
|
|
|
وها أنَا ذا مطایَا الشّوق اُزجی
|
|
اذا ما كعبة قُصدتْ و حُجّتْ
|
|
|
فوجهُك قبلتی و اِلیك حجّی
|
«
و اِذا ضربتم فی الأرض فلَیس علیكم جناحٌ أن تَقصُروا مِن الصّلٰوة
» ـ حكم قصر در فرض نماز اندر سفر، هر چند كه عموم خلق را تخقیقی و رخصتی است امّا
اهل خصوص
را چون قهری و بعدی است از حضرت، لاجرم ایشانرا عوضی باز داد.
هم در سفر اباحت نفل بر راحله یا پیاده روی در سفر خود كرده، بی استقبال قبله،