Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
4 النساء پنجم 2

p.704

قوله تعالی : « ان یدعون من دونه الا اناثا » الآیة ـ عزیز است و عظیم، خدای یگانه و كردگار داننده، تاونده با هر كاونده، و بهیچ هست نماننده. بی شریك و بی انباز، و بی نظیر و بی نیاز. چنو كس نه، و هیچ كس بجای او بس نه. در كردگاری قدیر، و در كاررانی بی مشیر، در پادشاهی بی وزیر، و در خدائی بی نظیر. آفرینندهٴ جهانیان، و دارندهٴ همگاه، دشمنان و دوستان. احوال بندگانرا مدبر، و كار عالم را مقدر. نه در تدبیر او سهو آید، نه در تقدیر او لغو آید. هر كسی را بر آنجاست كه وی نشاند، و هر دلی را آن نثار كه وی فشاند. هر یكی بر آن رنگ كه وی رشت، و در هر دل آن رست كه وی كشت. یكی را بآب عنایت شسته، و بمیخ قبول وابسته، و چراغ معرفت وی از نور اعظم برافروخته، و راهش روشن كرده. یكی را بتیغ هجران خسته، و بمیخ رد وابسته، و نمودهٴ شیطان برو آراسته، و بر پی بتان داشته، و از وی این خبر باز داده كه : « ان یدعون من دونه الا اناثا، و ان یدعون الا شیطانا مریدا . لعنه الله ».

عجب كاریست! كسی تراشیدهٴ خویش پرستد، یا مصنوع خویش بمعبودی


p.705

گیرد، اگر بغیر الله معبودی روا بودی، كافر معبود بت بایستی، نه بت معبود كافر. زیرا كه بت مصنوع كافر است، و وی صانع، و صانع معبود باید نه مصنوع. چون كافر كه صانع بت است، و با عقل و اختیار است، دعوی معبودی نمیكند، محال بود بتی را كه نه حیات دارد، و نه سمع، نه بصر، نه عقل، نه اختیار، كه معبود بود.

در ابتداء اسلام بر كافران هیچ چیز (١) صعب‌تر از آن نبود كه مصطفی (ص) گفتی : خدای عالم یكیست، كردگار جهانیان یكی است. ایشان میگفتند : « اجعل الآلهة الها واحدا ان هذا لشیء عجاب ». چیزی بس عجب است آنچه محمد (ص) میگوید، كه خدای یكیست، یك خدای كار همه جهان چگونه راست دارد؟ ما را در مكه سیصد و شصت بت است، و كار مكه تنها راست نمیتوانند داشت. رب‌العزة ایشانرا بحجت جواب داد، گفت : « و هو الذی خلق اللیل و النهار و الشمس و القمر ». او خداوندی است كه شب تاریك آفرید، و روز روشن، و آفتاب درخشنده و ماه تابندهٴ رخشنده، شب یكی تاریكی او همه عالم را بسنده، روز یكی روشنائی او همه عالم را بسنده، آفتاب یكی طباخی او همه عالم را بسنده. ماه یكی صباغی او همه عالم را بسنده. چه عجب اگر خالق یكی و قدرت او همه عالم را بسنده، و علم وی هر جائی رسنده : « اارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار »؟

خواجه‌ای مخلوق كه بنده‌ای دارد، و ملك وی بود، نه روا باشد كه آن ملك وی شود، چنانستی كه رب‌العزة گفتی : بت ملك من، و زمین ملك من، ملك من در ملك من، چون بود انباز من؟ چندین جایگه در قرآن از عیبهای بتان بر گفته، و بی صفتی در ایشان نشان كرده كه : « الهم ارجل یمشون بها ام لهم


p.706

اید یبطشون بها ام لهم اعین یبصرون بها » الآیة. كسی كه صفت كمال ندارد خدائی را چون شاید؟ جای دیگر گفت : « ان الذین یدعون من دون الله لن یخلقوا ذبابا و لو اجتمعوا له ». جائی دیگر گفت : « ان تدعوهم لا یسمعوا دعاء كم ». اگر بوقت در ماندگی كافر بت را خواند، بت آن دعاء وی نشنود، « و لو سمعوا ما استجابوا لكم »! ور صورت بستی كه بشنیدی، نتوانستی كه اجابت كردی.

حصین خزاعی پدر عمران حصین روزی پیش مصطفی (ص) در آمد، و آنروز هنوز مشرك بود، رسول خدا گفت : یا حصین ! كم تعبد الیوم الها؟ امروز چند خدای داری؟ حصین گفت : هفت دارم، یكی بر آسمان، و شش در زمین. گفت : « فایهم تعده لیوم رغبتك و رهبتك؟ روز رغبت و رهبت را و روز حاجت و ضرورت را كدامیكی داری؟ چون نیازت بود و اندوهت بود كدام یكی را خوانی؟ و كاشف غم و قاضی حاجت كدام یكی را دانی؟ گفت : الذی فی السماء ، آن یكی كه بر آسمانست.

« و لاضلنهم و لامنینهم » الآیة ـ حوالت اضلال كه بر ابلیس آمد از روی سبب آمد، ورنه ابلیس را خود ابلیس كه بود، بلی وسوسه مینماید كه پیشهٴ وی اینست، آنگه از پی وسوسه رب‌العزة ضلالت آفریند. كه ضلالت و هدایت و سعادت و شقاوت از خدا است : « من یهد الله فهو المهتد ومن یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا ».

آنگه عاقبت و سرانجام و مآل و مرجع هر دو فرقت یاد كرد، قسم ضلالت و گفت : « اولئك مأویهم جهنم »، و قسم هدایت را گفت : « سندخلهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها ابدا، وعد الله حقا ».


p.705
١ ـ نسخهٴ ج : هيچيز.
p.706

قرآن مجید ۲۲-۷۳ : إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَاباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ