Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
4 النساء ششم 2

p.773

قوله تعالی : « و اِن مِن اهل الكتاب الّا لَیُؤمنَنّ به قبل موته » الآیة ـ ای خداوندی كه تقدیرت را معارض نیست، و تدبیرت را مناقض نیست، حُكمت را مَرَدّ نیست، و فرمانت را ردّ نیست، آنجا كه امان تو نیست، روی ایمان روشن نیست، و جهد بندگی بكار نیست. یكی در نگر، جوانمردا! بحال آن مخذولان درگاه بی نیازی، و راندگان قهر ازلی، كه چون امان حق در ایشان نرسید، و عنایت ازلی ایشان را نگرفت، ایمانشان بكار نیامد، و دریافتشان بوقت معاینه سود نداشت، و در حال حیاتشان خود بار نداد، و در نگذاشت.

چه چاره مر مرا بختم چنین است

ندانم چرخ را با من چه كین است؟

هر چند ظاهر این آیت قومی را آمد علی الخصوص، امّا از روی اشارت حكم آن بر عموم است، و بندگانرا تنبیهی تمام است، تا چشم عبرت باز كنند، و دیدهٴ فكرت بر گشایند، و از آن وقت معاینه بترسند : آن ساعت كه رِزمهای نفاق باز گشایند، و سرپوشهای زرّاقی از سر آن باز گیرند، و دلها را منشور نومیدی نویسند، و دیدها را كحل فراق در كشند، و رفتهٴ ازلی و سابقهٴ حكمی در رسد، امّا از روی فضل بنواخت و لطف، و از روی عدل بسیاست و قهر.

نیكو گفت آن جوانمرد كه : آه از قسمتی كه پیش من رفته! و فغان از


p.774

گفتاری كه خود رأیی گفته! چه شود اگر شاد زیم یا آشفته؟ ترسانم از آنكه آن قادر در ازل چه گفته.

قوله : « فبظُلم مِن الّذین هادوا حرّمنا علیهم طیِّباتٍ اُحلّت لهم » ـ ارتكاب المحظورات یوجب تحریم المباحات. اگر لطافتی و كرامتی بینی در بنده‌ای، از آنست كه ظاهر شریعت نگه‌داشت، و تعظیم آن بجان و دل خواست، تا لاجرم بروح مناجات و لطائف مواصلات رسید، و اگر بعكس آن سیاستی و قهری بینی، از آنست كه بچشم انكار در حرم شریعت نگریست، و در متابعت نفس امّاره محظورات دین بكار داشت. آری چنین بود كه هر كه ظاهر شریعت دست بدارد، جمال حقیقت از وی روی بپوشد. هر كه امر و نهی پست دارد، چه عجب اگر ایمان و معرفت از دل وی رخت بر دارد.

اگر نزبهر شرعستی در اندر بنددی گردون

و گر نزبهر دینستی كمر بگشایدی جوزا

قوله : « لكن الرّاسخون فی العلم منهم » ـ راسخان دو علم ایشانند كه انواع علوم ایشانرا حاصل شده : علم شریعت، علم طریقت، علم حقیقت. علم شریعت آموختنی است، علم طریقت معاملتی است، علم حقیقت یافتنی است. علم شریعت را گفت : « فَاسْئلوا اهل الذكر ». علم طریقت را گفت : « وابتغوا الیه الوسیلة ». علم حقیقت را گفت : « وعلّمناه من لدنّا علْماً ». حوالت علم شریعت را با استاد كرد. حوالت علم طریقت با پیر كرد. حوالت علم حقیقت با خود كرد. هر كه پندارد كه در علم شریعت واسطهٴ استاد بكار نیست زندیق است، هر كه چنان نماید كه علم طریقت بی پیر میسّر شود، فتّان است. هر كه گوید علم حقیقت را جز حق معلّم است مغرور است.


p.775

گفته‌اند : راسخان در علم ایشانند كه علم شریعت بیاموختند، و آنگه باخلاص آنرا كار بستند، تا علم حقیقت اندر سر بیافتند، چنانكه مصطفی (ص) گفت : « مَن عمِل بما علم ورّثه الله علماً لم یَعلم ». هر كه علم شریعت را كاربند نبود، آن علم ضایع كرد، و بروی حجّت گردد، و هر كه مر آنرا كار بند بود، آن علم ظاهر حجّت وی گردد، و علم حقیقت بعطا بیابد.

« انّا اَوحینا الیك كما اَوحینا الیٰ نوح و النّبیّین مِن بعده » ـ اساس كونین بعزّ نبوّتست، و ثمرهٴ نبوّت جمال شریعتست. شریعت راه راست، و پیغامبران نشان راه‌اند، راهبر تا نشان راه نبیند راه نبرد : « اَدعو الی‌الله علیٰ بصیرةٍ أنَا و مَن اتَّبعنی ». ربّ‌العزّة پیغامبران را بخلق فرستاد، تا راه طاعت پدید كنند، و بنده بر آن طاعت بكرامت و مثوبت رسد، و نیز راه معصیت پیدا كنند و از آن حذر نمایند، تا بنده از معصیت پرهیزد، و مستوجب عقوبت نگردد. اینت فضل بی نهایت، و كرم بی غایت. اگر بنده را بجای ماندی، و رسول را نفرستادی، و چراغ هدیٰ بدست رسول فرا راه وی نداشتی، بنده در غشاوهٴ خلقیّت و ظلمت خود رأیی بماندی. همه آن خوردی كه زهر وی بودی، همه آن كردی كه هلاك وی در آن بودی. پس اعتقاد كن كه : پیغامبران رحمت و امامان جهانیان‌اند، خیار خلق و صفوت بشر ایشانند. بر سر كوی دوستی داعیان‌اند. و بر لب چشمهٴ زندگانی ساقیان‌اند. شریعت را عنوان، و حقیقت را برهان‌اند. اگر در آفرینش كائنات مقصودی بود ایشان آن‌اند، و اگر حقیقت را گنجی است ایشان خازنان‌اند.

« انّا اَوحینا الیك » الآیة ـ فرمان آمد كه : ای سیّد خافقین ! و ای مقتدای كونین ! آن تابشی كه از عالم وحی بتو رسید، آنرا رسالت خوانند، و پیش از تو مرسلان را هر كس باندازهٴ خویش دادیم. امّا آنچه از وراء عالم رسالت است، و علی


p.776

مشرب (١) دولت تو است، روا نبود كه دست هیچ ظالمی بدان رسد، یا دولت هیچ رونده‌ای آنرا دریابد. اشارت مهتر عالم چنین است : « اوتیتُ القرآنَ و مثلَه معه ». چندانكه از عالم نبوّت بزبان رسالت با شما بگفتیم، از عالم حقیقت بزبان وحی با ما بگفتند. همانست كه گفت : « لی مع‌الله وقتٌ لا یَسَع فیه ملَكٌ مقرّب ولا نبیّ مرسل ».


p.776
١ ـ نسخهٴ ج : شرب.