p.789
« یا عبادی انّی حَرّمتُ الظّلم علیٰ نفسی و جعلتُه بینكم محرَّماً، فلاتَظالَموا
(١)
یا عبادی! انّكم الّذین تخطئون باللّیل و النّهٰار، و أنَا الّذی اَغفر الذّنوب و لا اُبالی، فَاسْتِغفِرونی اَغفرْ لكم، یا عبادی! لو اَنّ اوّلكم و آخركم و اِنسكم و جنّكم كانوا علی اَتقی رجلٍ منكم لم یَزد ذلك فی ملكی شیئاً. یا عبادی! لو أنّ اوّلكم و آخركم و اِنسكم و جنّكم كانوا علی افجر قلب رجل منكم لم ینقُص ذٰلك مِن ملكی شیئاً. یا عبادی! لو أنّ اوّلكم و آخركم و اِنسكم و جنّكم سألونی و اَعطیتُ كلّ انسان منهم ماسأل لم ینقُص ذٰلك منیّ شیئاً الّا كما ینقص البحر اَن یَغمس فیه المحیط غمسةً واحدة ».
«
و اِن تكفُروا فاِنّ لله ما فی السّمٰوات والأرض
» ـ میگوید : اگر خلایق جمله فعل بندگی بگذارند، و كمر طاعت بندگی بگشایند، نتوانند كه از بندگی بیرون شوند، یا از روی خلقت بند بندگی از خود بر گیرند، تا عزت قرآن این خبر میدهد كه : «
اِنْ كلّ مَن فی السّمٰوات و الأرض الّا آتی الرّحمٰن عبداً
».
امّا فرق است میان بندهای كه از روی آفرینش اسم بندگی بر وی افتاد، و میان بندهای كه از روی نواخت و لطف این نام بر وی افتاد، كه «
اَسریٰ بعبده
»، «
وعباد الرّحمٰن
»، « فبشِّر عبادی »، «
انّ عبادی لیس لك علیهم سلطان
».
اینان مقبولان حضرتاند، و آنان مطرودان قطیعت.
نه هر كه بنده است او نواختهٴ لطف است یا در بند مهر است.
بنده براستی دانی كدام است؟
او كه آراسته انعام و اكرام است، و در حضرت وصال و مجلس انس شراب مهر، او را در جام است.
پیر طریقت
گفت : الٰهی جمال من در بندگی است یا نه زبان من بیاد تو كیست؟
دولتم آنست كه مذكور توام، ورنه در ذكر من مرا قیمت چیست؟
«
یا اهلَ الكتاب لا تغلُوا فی دینكم
» ـ غلوّ ایشان در دین آن بود كه عبودیّت بجای ربوبیّت نهادند، و صفت لاهوت بناسوت فرو آوردند، و ثالث ثلاثه اعتقاد گرفتند