p.23
بداند.
نه كس را بر علم وی اطلاع، نه بر خواست وی اعتراض، نه از حكم وی اعراض :
|
شهریست بزرگ و من بدو درمیرم.
|
|
|
تا خود زنم و خود كشم و خود گیرم.
|
و فی بعض الكتب : « عبدی یرید وأرید، ولا یكون الا مارید.
فان رضیت بماارید كفیتك ماترید، و ان لمترض بماارید اتعبتك فیماترید، ثم لایكون الا مایرید » ، و فی معناه انشدوا :
|
سیكون الذی قضی
|
|
سخط العبد ام رضی
|
|
فدع الهم یافتی
|
|
كل هم سینقضی.
|
«
یا ایها الذین آمنوا لا تحلوا شعائر الله
» ـ معالم شریعت است، و محاسن طریقت، و امارات حقیقت، و دلالات قدرت و حكمت.
میگوید : هرچه نشان ما دارد حرمت دارید، و بتعظیم در آن نگرید، و بفرمانبرداری پیش شوید، تا بر خوردار گردید.
«
واذا حللتم فاصطادوا
» ـ اشارتست كه بنده همیشه در تحت امر حق ما نتواند بود، پیوسته بار وجود ما نتواند كشید.
ساعتی در اداء حق ربوبیت، ساعتی در استجلاب حظ عبودیت.
وقتی چنین، وقتی چنان، تا بنده بیاساید و زندگی كند میان این و آن، از اینجا گفت
مصطفی
(ص) : « حبب الی من دنیاكم ثلاث : الطیب و النساء و قرة عینی فی الصلوة ».
پیر طریقت
گفت : الهی! چون از یافت تو سخن گویند، از علم خویش بگریزم، بر زهرهٴ خویش بترسم، درغفلت
(١)
آویزم، نه در شك باشم اما خویشتن در غلطی افكنم، تا دمی برزنم.
«
وتعاونوا علی البر والتقوی
» ـ میگوید : دربر و تقوی همه دست یكی دارید.
هم پشت و هم روی باشید
(٢)
و هر جای كه مسلمانان در امر و نهی و دربر وتقوی جمع آیند، خود را