p.63
اموالهم
» مالهای ایشان بخرید تا از فراوان اندكی بخشند، و از مایهٴ آن صدقه و زكوة دهند، برهنه را بپوشند، گرسنه را سیر كنند، اسیر را باز خرند، درمانده را دست گیرند.
چون ایشان این عهد بجای آرند ایشانرا بر من چه باشد.
«
بأن لهم الجنة
» تا درین جهان باشند نكودارم.
بدر مرگ یاری دهم.
در گور تلقین و بشارت دهم.
در قیامت سپید روی انگیزم.
از فزع اكبر ایمان گردانم.
عیبها پوشانم، و گناهان اندر گذارم.
خصمان خشنود كنم، و از حوض كوثر آب دهم، و بر صراط جواز دهم، و در بهشت جای دهم.
رضوان خود در تو پوشم.
حجاب بردارم.
دیدار باقی كرامت كنم.
آنگه گفت : «
ومن او فی بعهده من الله
»؟ كیست در هفت آسمان و هفت زمین بوفای عهد بازآمده تر از خدای، وافیتر و كافیتر از الله، در قول راستتر و در فعل قویتر از الله، آنگه از بندگان گله كرد كه من بوفای عهد باز آمدم، و ایشان بوفا باز نیامدند : «
وما وجدنا لأكثرهم من عهد
»
از بی وفائی و بی عهدی ایشان گله میكند، میگوید : با همه وفا كردم، بیشترین ایشان بی وفا یافتم.
همه را نعمت دادم، اندكی شاكر یافتم.
همه را پند دادم، اندكی پند پذیر یافتم.
همه را خواندم، اندكی مجیب یافتم.
آنگه ایشان را پند داد و بتقوی فرمود، گفت : «
واتقوالله ان الله علیم بدات الصدور
» پرهیزید از خشم و عذاب من باز آئید بوفای من.
در یابید پند من.
بترسید از بی وفائی من.
«
یا ایها الّذین آمنوا
» ـ این از الله گوای است كه ایمان بنده عطاء است. «
كونوا قوامین لله شهداء بالقسط
» ـ
از روی اشارت میگوید : بندگان من! گواهی دهید از بهر من، تا من نیز گواهی دهم از بهر شما. گواهی دهید امروز كه آفریدگار و پرورد گار شما منم، تا فردا شما را گواهی دهم كه بندگان و گزیدگان مناید، و ذلك فی قوله تعالی : «
والله شهید علی ما تعملون
»، بوفا و عهد باز آیید، تا بوفا و عهد شما باز آییم،