p.86
آنگه اعرابی را برنشانید ، و باز گردانید، و گفت : نگر تا خدای را بنده باشی، و نعمتهاش را شاكر، و بر بلاها صابر، و بر مؤمنان مشفق و مهربان.
«
قد جاءكم من الله نور وكتاب مبین
» ـ اشارتست كه تا نور توحید از موهبت الهی در دل بنده نتابد، بجمال شریعت
مصطفی
(ص) و در بیان كتاب و سنت بینا نگردد، از آنكه نور هم بنور توان دید، و روشنائی بروشنائی توان یافت.
دیدهای كه رمص
(١)
بدعت دارد، نور سنت از كجا بیند! چشم نابینا از روشنائی آب چه بهره دارد.
|
و ما انتفاع اخی الدنیا بمقلته
|
|
اذا استوت عنده الانوار و الظلم.
|
پیر طریقت
گفت :« قومی را نور امید در دل می تاود.
قومی را نور عیان در جان ایشان، در میان نعمت گردان، و ازین
جوانمردان
عبارت نتوان ».
«
یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام
» الایة ـ نور كتاب و سنت امروز كسی بیند كه در ازل توتیای توحید در دیدهٴ دل وی كشیدند، و بحلیت رضا صفات او بیاراستند، تا امروز آن رضوان ازلی او را بمحل رضا رساند، حكمش را پسند كند، و قولش قبول كند، و از راه چون و چرا برخیزد ، گوید : بندهام و سزای بندگی خویشتن بیفكندن
(٢)
است، و گردن نهادن، و تن فرا دادن، فلذلك قوله عز و جل : «
وامرنا لنسلم لربّ العالمین
».
«
وقالت الیهود والنصاری نحن ابناء الله واحباؤه
» ـ دور افتادند آن بیحرمتان كه خدایرا جلّ جلاله پسر گفتند.
كسی كه عدد او را نه سزا باشد، ولد كی او را روا باشد! ولد اقتضاء جنسیت كند، و حق جلّ جلاله پاك است از مجانست، منزّه از مماثلت.
ربّ العالمین آن سخن بر ایشان رّد كرد، گفت : «
بل انتم بشر ممن خلق
» نچنانست كه شما گفتید كه ما پسرانیم.
پسران نه اید كه آفریدگانید.
دوستان نه اید