p.122
بفضائل، شما كه عالمانید بدلائل، شما كه عارفانید بترك وسائل، وسیلت عابدان چیست : «
التائبون العابدون
» الی آخره.
وسیلت عالمان چیست : «
اولم ینظروا فی ملكوت السموات والارض
».
وسیلت عارفان چیست : «
قل الله ثم ذرهم
».
وسیلت عابدان معاملت است،. وسیلت عالمان مكاشفت است.
وسیلت عارفان معاینت است.
وسیلت عابدان راستی است.
وسیلت عالمان دوستی است.
وسیلت عارفان نیستی است.
وسیلت عابدان یادی است بنیاز.
وسیلت عالمان یادی است بناز.
وسیلت عارفان یادی است نه بنیاز نه بناز، و قصهٴ آن دراز.
پیر طریقت
ازینجا گفت : « الهی! گر كسی ترا بجستن یافت، من بگریختن یافتم.
گر كسی ترا بذكر كردن یافت، من ترا بفراموش كردن یافتم.
گر كسی ترا بطلب یافت، من خود طلب از تو یافتم.
الهی! وسیلت بتو هم توئی.
اول تو بودی و آخر توئی.
همه توئی و بس، باقی هوس ».
و گفتهاند : وسیلت سبق عنایت است، كه رّب العزّة گفت : «
سبقت لهم منا الحسنی
»، و رحمت كه در ازل بر خود نبشت : «
كتب ربكم علی نفسه الرحمة
».
بی رهی رهی را بنواخته، و سپاه عنایت در پیش داشته، و رحمت بر خود نبشته.
پیر طریقت
گفت : « الهی! آنروز كجا باز یابم كه تو مرا بودی، و من نبودم.
تا باز بآن روز نرسم میان آتش و دودم.
اگر بدو گیتی آنروز یابم من بر سودم.
ور بود تو خود را دریابم، به نبود تو خود خشنودم ».
«
وجاهدوا فی سبیله
» ـ این خطاب با غازیان است، و آنجا كه گفت : «
وجاهدوا فی الله
» خطاب با عارفان است.
جهاد غازیان بتیغ است با دشمن دین.
جهاد عارفان بقهر نفس است با خویشتن.
ثمرهٴ غازیان فردا حور و قصور، و عارف در بحر عیان غرقهٴ نور.
جهاد غازیان از سر عبادت رود، و بوقت مشاهدت نظارهٴ ابد كنند، لاجرم ایشانرا