Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
5 المائدة ششم 3

p.137

قوله تعالی : « انّا انزلنا التوریة فیها هدی ونور » ـ هم مدح است و هم تشریف


p.138

و هم تعظیم. مدح بسزا، و تعظیم نیكو، و تشریف تمام. مدح جلال الوهیّت، تعظیم كلام احدیّت، تشریف بندگان در راه خدمت. مدح با ذات میگردد، و تعظیم با صفات، تشریف با افعال. جلال خود را خود ستود، و تعظیم صفات خود خود نهاد. دانست بعلم قدیم كه نهاد بشریّت و عجز عبودیت هرگز مبادی جلال الوهیّت درنیابد، و بشناخت كمال احدیّت نرسد، و عزّت قرآن باین عجز گواهی میدهد كه : « وما قدروا الله حق قدره »، و مصطفی(ص) كه سیّد خافقین و جمال ثقلین است چون بر بساط قربت بمقام معاینت رسید، گفت : « لا ‌احصی ثناء علیك، انت كما اثنیت علی نفسك » :

ترا كه داند كه، ترا تو دانی تو
ترا نداند كس، ترا تو دانی بس.

آبی و خاكی را نبود، پس بودی را چه زهرهٴ آن بود كه حدیث لم‌یزل و لا‌یزال كند! صفت حدثان بسزای مدح قدم چون رسد؟!

پیر طریقت از اینجا گفت : « خدایا نه شناخت ترا توان، نه ثناءِ ترا زبان، نه دریای جلال و كبریاءِ ترا كران، پس ترا مدح و ثنا چون توان! »

« انّا انزلنا التوریة فیها هدی ونور » ـ در تورات راهنمونی هست، اما راهبران را، و در تورات روشنائی هست امّا بینندگان را. همانست كه جای دیگر گفت : « وضیاء وذكری للمتقین ، الّذین یخشون ربهم بالغیب ». بار‌خواهان را بار است و راه‏جویان را راهست. « یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام » ـ خوانندگان تورات بسی بودند لكن روشنائی آن بر دل عبدالله سلام و اصحاب وی تافت. سه چیز را كه در ایشان بود خدمت بر سّنت، معرفت بر مشاهدت، ثنا در حقیقت، و بر سر آن همه عنایت ازلیّت، و دیگرانرا كه این نبود جز ضلالتشان نیفزود، « ولا ‌یزید الظالمین الا خساراً ».

« والربّانیّون والا حبار بما استحفظوا من كتاب الله » ـ تورات را به بنی اسرائیل سپردند، و حفظ آن بایشان باز گذاشتند، لاجرم حق آن ضایع كردند، و در آن تحریف و تبدیل آوردند، چنانكه گفت عزّ جلاله : « یحرفون الكلم عن مواضعه ».


p.139

باز امّت احمد را تخصیص دادند بقرآن مجید، و ایشانرا بدان گرامی كردند، و رب العزة بجلال و عّز خود، و تشریف و تخفیف ایشانرا، و اظهار عزت كتاب خویش را، حفظ آن در خود گرفت، و بایشان باز نگذاشت، چنانكه گفت : « انّا نحن نزلنا الذكر وانّا له لحافظون »، و قال تعالی : « وانّه لكتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه ». لاجرم پانصد سال گذشت تا این قرآن در زمین میان خلق است با چندان خصمان دین كه در هر عصری بودند، هرگز كس زهرهٴ آن نداشت، و قوت نیافت، و راه نبرد بحرفی از آن بگردانیدن، یا بوجهی تغییر و تبدیل در آن آوردن. نظیرش آنست كه موسی (ع) آنگه كه به طور میشد بمیعاد حق، هرون را بر بنی اسرائیل خلیفه كرد، و ذلك فی قوله : « اخلفنی فی قومی ». چون باز آمد، موسی ایشانرا گوساله پرست دید. باز مصطفی (ص) در آخر عهد كه میرفت، یكی از یاران گفت : یا رسول الله چه باشد كه اگر خلیفتی گماری بر سر این قوم، تا دین خدا برایشان تازه دارد، و نظام این كار نگه دارد. رسول خدا گفت : « الله خلیفتی علیكم » خلیفت من بر شما خداست كه نگهبان و مهربان و یكتاست. لاجرم بنگر پس از پانصد و اند سال ركن دولت شرع محمدی كه چون عامر است! و شاخ ناضر! و عود مثمر. هر روز كه برآید دین تابنده‏تر، و اسلام قویتر، و دین داران بر‌تر. مصطفی (ص) گفت : « ان الله عزّ و جلّ یبعث لهذه الامّة علی رأس كلّ مائة سنة من یجدّد لها دینها »، و قال (ص) : « یحمل هذا العلم من كلّ خلف عدّو له ینفون عنه تحریف الغالین، و انتحال المبطلین، و تأویل الجاهلین ».

آنگه در آخر آیت گفت : « ومن لم‏یحكم بما انزل الله فأولئك هم الكافرون »، و در آیت دیگر گفت : « ومن لم‌یحكم بما انزل الله فأولئك هم الفاسقون ». اما فی الاول فقال : « ولا ‏تشتروا بآیاتی ثمناً قلیلا »، ثمّ قال : « ومن لم یحكم » یعنی لم‏یكن جحداً، و الجاحد كافر، دلیله قوله : « ولا ‌تشتروا بآیاتی ثمناً قلیلا »، و امّا فی الثانی فقال تعالی :


p.140

« وكتبنا علیهم فیها أن النفس بالنفس »، ثمّ قال : « ومن لم یحكم بما انزل الله » یعنی جاوز حدّ القصاص و اعتبار المماثلة، و تعدّی علی خصمه، ثم قال : « فأولئك هم الظالمون » لانّه ظلم بعضهم علی بعض، و فی الثالث قال تعالی : « ولیحكم اهل الانجیل بما انزل الله فیه ومن لم یحكم بما انزل الله فأولئك هم الفاسقون » اراد به معصیة دون الكفر و دون الجحود.

قوله تعالی : « لكلّ جعلنا منكم شرعة ومنهاجاً » ـ شرعت شریعت است، و منهاج حقیقت. شرعت آئین شرعست، و منهاج راه بسوی حقّ. شرعت آنست كه مصطفی آورد، و منهاج چراغی است كه حقّ فرا دل داشت. شرعت بر پی شریعت رفتن است، منهاج بنور آن چراغ راه بردن است. شرعت آن پیغام است كه از رسول شنیدی، منهاج آن نور است كه در سر یافتی. شریعت هر كس راست، حقیقت كس كس راست. « فاستبقوا الخیرات » استباق الزاهدین برفض الدنیا، و استباق العابدین بقطع الهوی، و استباق العارفین بنفی المنی، و استباق الموحّدین بترك الودی، و نسیان الدّنیا و العقبی.


p.137
قرآن مجید، مائده 44: إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ .