Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
5 المائدة ششم 3

p.153

قوله : « یا ایها الذین امنوا لا ‏تتخذوا الیهود والنصاری اولیاء » ـ جلیل و جبار، خداوند بزرگوار، دانای بر كمال، عزیز و ذو‏الجلال، به نداء كرامت بندگانرا میخواند، و از روی لطافت ایشانرا مینوازد، و بنعت رأفت و رحمت روی دل ایشان از اغیار با خود میگرداند، و میگوید : بیگانه را بدوست مگیرید، و دشمن را بصحبت خود مپسندید. دوست كه گیرید، و یار كه گیرید خدای را پسندید، در كار خدا دوست گیرید، و در دین خدا یار پسندید. حقائق ایمان كه جوئید از موالات اولیاء الله جوئید و معادات اعداء دین. مصطفی (ص) گفت : « اوثق. عری الایمان الحب فی الله والبغض فی الله ». و دشمنان دین كه معادات ایشان فرض است یكی شیطان است و دیگر نفس اماره، و نفس از شیطان صعب‏تر، كه شیطان در مؤمن طمع ایمان نكند، از وی طمع معصیت دارد، باز نفس وی او را بكفر كشد، و از وی طمع كفر دارد. شیطان بلا حول بگریزد، و نفس نگریزد. یوسف صدیق آن همه بلاها بوی رسید از چاه


p.154

افكندن، و ببندگی فروختن، و در زندان سالها ماندن، و از آن هیچ بفریاد نیامد، چنانكه از نفس اماره آمد، گفت : « ان النفس لامارة بالسوء »، و مصطفی (ص) گفت : « اعدی عدوك نفسك التی بین جنبیك ».

« یا ایها الذین امنوا من یرتد منكم عن دینه » ـ درین آیت اشارتی است دانایانرا، و بشارتی است مؤمنانرا. اشارت آنست كه این ملت اسلام و دین حنیفی و شرع محمدی. اگوشوان و نگهبان (١) خداست، و پیوسته بر جا است، چه زیان دارد این دین را اگر قومی بر گردند و مرتد شوند. اگر قومی مرتد شوند رب العزة دیگرانی آرد كه آنرا بجان و دل باز گیرند، و بناز پرورند، معالم امر و قواعد نهی بایشان محفوظ دارد، و بساط شرع بمكان ایشان مزین دارد، رقم محبت بر ایشان كشیده كه « یحبهم ویحبونه »، بخط الهی صفحهٴ دلشان بنگاشته كه « كتب فی قلوبهم الایمان »، چراغ معرفت در سر ایشان افروخته كه « فهو علی نور من ربه ». الهیت مربی ایشان، و حجر نبوت مهد ایشان، ازل و ابد در وفای ایشان، میدان لطف مستودع نظر ایشان، بساط هیبت مستقر همت ایشان. همانست كه جای دیگر گفت : « فان یكفر بها هؤلاء فقد وکلنا بها قوما لیسوا بها بكافرین ». و مصطفی (ص) گفت : « لا‏تزال طائفة من امتی علی الحق ظاهرین، لا یضرهم من خالفهم حتی یاتی امر الله ».

و بشارت آنست كه هر كه مرتد نیست وی در شمار دوستانست، و اهل محبت و ایمان است. هر كه در وهدهٴ ردت نیفتاد، او را بشارتست كه اسم محبت بر وی افتاد. یقول الله تعالی : « من یرتد منكم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم ویحبونه ». نخست محبت خود اثبات كرد و آنگه محبت بندگان، تا بدانی كه تا الله بنده را بدوست نگیرد، بنده بدوست نبود.


p.155

واسطی گفت : « بطل جهنم بذكر حبه لهم بقوله : یحبهم ویحبونه ، وأنی تقع الصفات المعلولة من الصفات الازلیة الابدیة » ! ابن عطاء را پرسیدند كه محبت چیست؟ گفت : اغصان تغرس فی القلب فتثمر علی قدر العقول. درختی است در سویداء دل بنده نشانده، شاخ بر اوج مهر كشیده، میوه‌ای باندازهٴ عقل بیرون داده.

پیر طریقت گفت : « نشان یافت اجابت دوستی رضاست. افزایندهٴ آب دوستی وفاست. مایهٴ گنج دوستی همه نور است. بار درخت دوستی همه سرور است. هر كه از دو گیتی جدا ماند، در دوستی معذور است. هر كه از دوست جزاء دوست جوید نسپاس است، دوستی دوستی حق است، و دیگر همه وسواس است. « یحبهم ویحبونه » عظیم كاری و شگرف بازاری كه آب و خاك را برآمد، كه قبلهٴ دوستی حق گشت، و نشانهٴ سهام وصل، چون كه ننازد رهی. و نزدیكتر منزلی بمولی دوستی است. آن درختی كه همه بار سرور آرد دوستی است. آن تربت كه ازو همه نرگس انس روید دوستی است. آن ابر كه همه نور بارد دوستی است. آن شراب كه زهر آن همه شهد است دوستی است. آن راه كه خاك آن همه مشك و عبیر است دوستی است. رقم دوستی ازلی است، و داغ دوستی ابدی است ».

تا دوستی دوست مرا عادت و خوست

از دوست منم همه و از من همه دوست.

بنگر دولت دوستی كه تا كجا است. بشنو قصهٴ دوستان كه چه زیبا است. میدان دوستی یك دل را فراخ است. ملك فردوس بر درخت دوستی یك شاخ است. آشامندهٴ (١) شراب دوستی از دیدار بر میعادست. برسد هر كه صادق روزی بآنچه مرادست. ب داود وحی آمد كه : یا داود هر كه مرا بجوید بحق مرا یابد، و آنكس كه دیگری جوید


p.156

مرا چون یابد. یا داود زمینیان را گوی : روی بصحبت و مؤانست من آرید، و بذكر من انس گیرید، تا انس دل شما باشم. من طینت دوستان خود از طینت خلیل خود آفریدم، و از طینت موسی كلیم خود و از طینت محمد حبیب خود. یا داود من دل مشتاقان خود را از نور خود آفریدم و بجلال خود پروردم. مرا بندگانیاند كه من ایشانرا دوست دارم، و ایشان مرا دوست دارند : « یحبهم ویحبونه ». ایشان مرا یاد كنند و من ایشانرا یاد كنم : « فاذكرونی اذكركم ». ایشان از من خشنود و من از ایشان خشنود : « رضی الله عنهم ورضوا عنه ». ایشان در وفاء عهد من و من در وفاء عهد ایشان : « اوفوا بعهدی اوف بعهدكم ». ایشان مشتاق من و من مشتاق ایشان : « الاطال شوق الابرار الی لقائی، و أنا الی لقائهم لاشد شوقا ».

« انما ولیكم الله ورسوله » ـ قال ابو سعید الخراز رحمه الله : اذا اراد الله ان یوالی عبدا من عبیده فتح علیه بابا من ذكره، فاذا استلذ الذكر فتح علیه باب القرب، ثم رفعه الی مجلس الانس، ثم اجلسه علی كرسی التوحید، ثم رفع عنه الحجب، و أدخله دار الفردانیة، و كشف عنه الجلال و العظمة، فاذا وقع بصره علی الجلال و العظمة، بقی بلاهو، فحینئذ صار العبد فانیا، فوقع فی حفظه سبحانه، و برئ من دعاوی نفسه ». بوسعید خراز گفت : چون خدای تعالی خواهد كه بنده‌ای برگزیند، و از میان بندگان او را ولی خود گرداند، اول نواختی كه بر وی نهد آن باشد كه ویرا بر ذكر خود دارد، تا از كار خود با كار حق پردازد، و از یاد خود با یاد حق پردازد، و از مهر خود با مهر حق آید. چون با ذكر و مهر حق آرام گرفت، او را بخود نزدیك گرداند. نشان نزدیكی حلاوت طاعت بود، و كراهیت معصیت، و عزلت از خلق، و لذت خلوت. پس او را در مجلس خلوت بر بساط انس بر كرسی توحید نشاند، آزاد از خلق، و شاد بحق، و بی قرار در عشق، حجابها برداشته، و در میدان فردانیت فرو آورده، و مكاشف جلال و


p.157

عظمت گشته، از خود بیگانه، و با حق یگانه، در خود برسیده، و بمولی رسیده، همی گوید بزبان بیخودی : بر خبر همی رفتم جویان یقین ترس یا نه، و اومید برین مقصود از من نهان، و من كوشندهٴ دین، ناگاه برق تجلی تافت از كمین، از ظن چنان روز بینند، و از دوست چنین بجان. شنو سخن آن پیر طریقت كه نیكو گفت : ای میهمن اكرم! ای مفضل ارحم! ای محتجب بجلال و متجلی بكرم! قسام پیش از لوح و قلم، نمایندهٴ سور هدی پس از هزاران ماتم. بادا كه باز رهم روزی از زحمت حوا و آدم ! آزاد شوم از بند وجود وعدم. از دل بیرون كنم این حسرت وندم. با دوست بر آسایم یكدم. در مجلس انس قدح شادی بر دست نهاده دمادم.

تا كی سخن اندر صفت و خلقت آدم
تا كی جدل اندر حدث و قدمت عالم!
تا كی تو زنی راه برین پرده و تا كی
بیزار نخواهی شدن از عالم و آدم!


p.153
قرآن مجید مائده 51: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ .
p.154

۱ ـ نسخهٴ ج : نگهبان و نگهدار. قرآن مجید، مائده 54: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ .
p.155

۱ـ نسخهٴ الف : آشمنده.