Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة اول 1

p.208

قوله تع « وظللنا علیکم الغمام » الآیه ـ اشارت بلطف و کرم


p.209

خداوندست، و مهربانی او بر بندگان چنانستی که رب العالمین میفرماید که ای بیچاره فرزند آدم چرا نه وا من دوستی کنی که سزاوار دوستی منم؟ چرا نه وا من بازار کنی که جواد و مفضل منم؟ چرا وا من معاملت درنگیری که بخشندهٴ فراخ بخش منم؟ نه رحمت ما تنگ است نه نعمت از کس دریغ، یکی درنگر تا وا بنی اسرائیل چه کردم و چند نعمت بر ایشان ریختم، و چون نهاد خود بریشان نهادم در آن بیابان تیه. پس از آنکه پیچیدند و نافرمانی کردند ایشانرا ضایع فرو نگذاشتم، میغ را فرمان دادم تا بر سر ایشان سایه افکند، باد را فرمودم تا مرغ بریان دردست ایشان نهاد، ابر را فرمودم تا ترنجبین و انگبین بایشان فرو بارید، عمود نور را فرمودم تا در شبی که مهتاب نبود ایشانرا روشنائی میداد، کودک که از مادر در وجود آمدی، در آن بیابان تیه با دستی جامه که ویرا دربایست بود در وجود آمدی، چنانک کودک می بالیدی جامه با وی میبالیدی، نه کهن شدی آن جامه بر وی نه شوخ گرفتی، درحال زندگی زینت وی بودی و در حال مردگی کفن وی بودی، چه نعمت است که من بریشان نریختم! چه نواخت است که من بریشان ننهادم! ایشان خود قدر ما ندانستند و شکر نعمت ما نگزاردند. ای بیچاره ترا هیچکس نخواند چنانک ما خوانیم، چونکه بیائی هیچکس ترا چنان نخرد چنانکه ما خریم، چون که خود را بفروشی دیگران بی عیب خرند و ما باعیب خریم، دیگران باوفا خوانند وما با جفا خوانیم، اگر به پیرانه سر بازآئی همه مملکت را بحرمت بیارائیم، و اگر بعنفوان شباب حدیث ما گوئی فردا برستاخیز ترا در پناه خود گیریم.

اناس عصوا دهرا فعادوا بخجلة
فقلنا لهم اهلا و سهلا و مرحبا

« واذقلنا ادخلوا هذه القریة » ـ از روی اشارت قریه اینجا احتمال کند که حریم علم است، و حجر شریعت، چنانک مصطفی ع از روی اشارت خود را گفت « انا مدینة العلم و علی بابها » « ادخلوا هذه القریة » ـ میگوید بحجر شریعت درآئید و علم و عمل بروفق شریعت بکار دارید. « وکلوا منها حیث شئتم رغدا » ـ و در علم و عمل عیشی هنی و نعیم جاودانه بدست آرید، امروز تلخی مجاهدت چشید تا فردا میوهٴ


p.210

بهشت خورید.

« وادخلوا الباب سجدا » ـ در راه دین بر استقامت روید و با خضوع و خشوع باشید، و هر کاری را از در دین خود درآورید تا بمقصد رسید، و هوالمشار الیه بقوله تع « وأتوا البیوت من ابوابها ». آنگه گفت « وقولوا حطة » اشارت است باستغفار و تضرع و دعا و گفتن که بار خدایا ـ حط عنا ذنوبنا ـ همانست که جای دیگر گفت ـ « ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا ». و جای دیگر گفت « فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیآتنا و توفنا مع الابرار ».

« واذ استسقی موسی لقومه » الآیه ـ چند فرق است میان موسی و عیسی و محمد مصطفی . موسی قوم خود را آب خواست چنانک گفت ـ « واذ استسقی موسی لقومه » عیسی قوم خود را نان خواست چنانک گفت ـ « انزل علینا مائدة من السماء » باز مصطفی ع صدر و بدر جهان، چراغ زمین و آسمان، نه آب خواست نه نان، بلکه رحمت خواست و غفران، چنانک الله گفت « غفرانک ربنا » موسی را گفت چه خواهی گفت آب روان از سنگ صفوان، عیسی را گفت چه خواهی. گفت خوان بریان فرستاد از آسمان. سید کونین را گفت تو چه خواهی؟ گفت رحمت و غفران از خداوند مهربان. چون موسی آب خواست گفت یا موسی از چون منی آب خواهند؟ آنک سنگ و عصا بر سنگ زن و مراد خود برگیر. چون عیسی نان خواست. گفت یا عیسی ازچون منی نان خواهند؟ فرمان داد به جبرئیل تا گردهٴ چند و لختی بریان بر خوان نهاد و بایشان فرستاد، گفت یا عیسی مراد خود برگیر. چون نوبت ب مهتر عالم رسید، شب قرب و کرامت که او را حاضر کردند گفت ای دوست مامهمان آمدهٴ دندان مزد چه خواهی؟ گفت « غفرانک ربنا ». الله تع گفت ای دوست ما حال امت تو از سه بیرون نیست : یا مطیعان اند، یا عاصیان، یا مشتاقان : ـ اگر عاصیانند رحمت من ایشانرا، و اگر مطیعانند بهشت من ایشانرا، و اگر مشتاقانند دیدار و رضاء من ایشانرا، مصطفی گفت ع خداوندا مراد ایشان نقدی بدادی از آن من در توقف نهادی؟ گفت ای دوست ما ایشان حاجت که


p.211

خواستند از بهر امت خود خواستند و امت ایشان همان بودند که حاضر بودند مراد خود بیافتند، تو آنچه میخواهی از بهر امت میخواهی و امت تو متفرقند تا قیام الساعة خواهند بود و دعوت و پیغامبری تو همیشه پیوسته خواهد بود، روز رستاخیز همه را جمع کنم و همه را از دوزخ آزاد کنم، همه را بدیدار خود شاد کنم، همه را لباس کرامت پوشانم،همه را بزیور انس بیارایم،که ایشان بهینهٴ امت اند، یک دل و یک قصد و یک همت اند، « وان هذه امتکم امة واحدة » نه چون بنی اسرائیل که از پراکندگی که بودند هم در دل و هم در قصد و هم در همت، دردین بمعبودی یگانه می اقتصار نکردند می گفتند ـ اجعل لنا الها کما لهم آلهة . و در دنیا بیک طعام قناعت نکردند گفتند « یا موسی لن نصبر علی طعام واحد ». و فی معناه انشد .

هموم رجال فی امور کثیرة
و همی من الدنیا صدیق مساعد

و گفته‌اند ذکر عصا در آیت اشارت است بسیاست شرعی، کقوله ع لاترفع عصاک عن اهلک . و عرب گوید ـ شق فلان العصا ـ اذ اخرج عن السیاسة المشروعة . و حجر اشارتست به بنی اسرائیل از آنک رب العالمین دلهای ایشان با سنگ برابر کرد و گفت « فهی کالحجارة او اشد قسوة » یعنی که موسی خواست تا بنی اسرائیل را باهم آرد و ایشانرا بر راه استقامت دارد، مداوائی طلب کرد. از بهر ایشان که بهمگان برسد هم عالم را و هم جاهل را، و ایشان را فایده دهد بر عموم همچنانک باران فایده دهد بر عموم بقعتها را هم آبادان و هم غیر آن. رب العالمین موسی را گفت ایشان را بتازیانهٴ شریعت سیاست کن و بر علم و عمل دار، آن علم و عمل که جمله ارکان اسلام و ایمان بدان بازگردد، و آن دوازده خصلت است، که مصطفی ع در آن خبر معروف بیان کرد. شش خصلت از آن بناء اسلامست : ـ یکی اقرار بوحدانیت الله، دیگر اثبات نبوت مصطفی سدیگر نماز کردن، چهارم زکوة دادن، پنجم روزه داشتن، ششم حج کردن. و شش خصلت از آن بناء ایمان است : ـ یکی ایمان دادن بالله جل جلاله، دیگر ایمان بفریشتگان سدیگر ایمان به کتابهای خداوند، چهارم برسولان وی، پنجم بروز قیامت، ششم ایمان


p.212

بقدر، آن دوازده چشمه که درین آیت گفت اشارتست به این دوازده رکن که بناء اسلام و ایمان است والله اعلم.


p.209
قرآن مجید، اعراف ۱۶۱: وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ.
p.210

قرآن مجید، آل عمران ۱۹۳: فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ.