p.218
و او را در خاك نهاد، و بجای وی نشست.
پیرزن چون ویرا چنان دید آهی كرد، و جان بداد .
|
هر مرحلهای كه بود راهی كردیم
|
|
|
در هر چیز بتا! نگاهی كردیم
|
|
|
دیدیم در آن نقش تو آهی كردیم.
|
آری جان و جهان كشش این كار كند، و جذبهٴ الطاف این رنگ دارد.
جذبة من الحق توازی عمل الثقلین.
«
یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله لكم
» ـ نشان سعادت بنده آنست كه بر حد فرمان بایستد
(١)
، و از اندازهٴ شرع درنگذرد.
اگر مباحی بیند بخضوع و خشوع پیش شود، و بجان و دل درپذیرد، و گر محظوری بیند بایستد
(١)
و در آن تصرف نكند، و جحود نیارد.
هوای و دل خواست خویش درباقی كند، و خود را بدست زمام شریعت دهد .
|
اگر نز بهر شرعستی در اندر بنددی گردون
|
|
|
و گر نز بهر دینستی كمر بگشایدی جوزا.
|
«
وكلوا مما رزقكم الله حلالا طیبا
» ـ حلال طیب آنست كه بی طلب از غیب درآید، و هر چه از غیب آید بی عیب آید.
بجان و دل قبول باید كرد، و رازق را در آن نهمار شكر باید كرد.
خبر درست است كه
رسول خدا
(ص)
عمر خطاب
را عطا داد.
عمر
گفت : اعطه افقر الیه منی، فقال (ص) :« خذه فتموله، و تصدق به، فما جاءك من هذا المال و انت غیر مشرف و لاسائل، فخذه، و مالا فلاتتبعه نفسك »، و قال
نافع
كان